Profile Image - @dandelion_fall

پست اينستاگرام (@dandelion_fall)

❄☃🌬 ‌ شیطنت های من را جدی نگیر پشت این سی سال دارم . . . یه روزهایی همه دنیا انگار گرفته نه اونجوری هوا ابری هستش که نتونی آسمون رو ببینی نه خورشید اونقدر جون داره که نورش چشمات رو بزنه باغچه خشک و خالی شده ولی بازم چند تا کوچولو توش هستن که دلت رو خوش کنه حتی گنجشک ها هم حوصله دعوا و دنبال بازی ندارن.... ته تهش صدای چند تا کلاغ مهمون خونت میشه.... صدای ماشین و خیابون و بوق و سر و صدا کمتر میاد و صدای ساخته شدن خونه روبرو هم به گوش نمی رسه.. حتی بچه همسایه هم امروز حال نداره بدو بدو کنه و صدای پاش همه جا بپیچه . یه روزهایی انگار باید یه صندلی گهواره ای داشت گذاشت توی پذیرایی روبروی پنجره قدی حیاط جلوی نور کم رمق خورشید یه پتوی نازک روی پاها کشید یه لیوان گرم توی دست گرفت و بعد هی رفت و آمد.... هی تو این تکون تکون ها رو مرور کرد هی آروم آروم کرد هی..... و بعد چشم ها رو بست و دیگه باز نکرد.... . یه روزهایی انگار حساب و کتابت رو کردی انگار نه به کسی بدهکاری نه طلبکار انگار کردی به دردهای دنیا و دیگه شدن جزئی از وجودت حتی هم نیستی برای اونهایی که دوستشون داری چون خیالت راحته حالشون خوبه یه روزهایی یه دل سیر عشقت رو... 💕بچت رو...💕 بغل کردی و بوسیدی توصیه های ته دلت که نگرانش بودی رو بهش گفتی بعدهم با یه بغل روانه مدرسه اش کردی انگار دلت محکم شده که بزرگ شده.... انگار می خوای همین جا بمونی و جلوتر نری تا نبینی روزهای بعد رو.... تا نباشی که بخوای خورد بشی با غصه های پیش رو... . یه روزهایی انگار تمام داره صدات می کنه انگار زمین دلتنگته انگار تمام دنیا منتظر آروم شدنته یه روزهایی روز خوبیه برای یه روزهایی روز خوبیه برای شدن.... کاش اش با خواست یکی بود.... . . یک سال و دو ماه و بیست و یک روز . .

پیج اینستاگرام

loading...
❄☃🌬
‌ شیطنت های من #دیوانه را جدی نگیر
پشت این #لبخنده
❄☃🌬 ‌ شیطنت های من #دیوانه را جدی نگیر پشت این #لبخندها سی سال #غم دارم #رفیق! . #امید_صباغ_نو . . یه روزهایی همه دنیا انگار #آروم گرفته نه اونجوری هوا ابری هستش که نتونی آسمون رو ببینی نه خورشید اونقدر جون داره که نورش چشمات رو بزنه باغچه خشک و خالی شده ولی بازم چند تا #گل کوچولو توش هستن که دلت رو خوش کنه حتی گنجشک ها هم حوصله دعوا و دنبال بازی ندارن.... ته تهش صدای چند تا کلاغ مهمون خونت میشه.... صدای ماشین و خیابون و بوق و سر و صدا کمتر میاد و صدای ساخته شدن خونه روبرو هم به گوش نمی رسه.. حتی بچه همسایه هم امروز حال نداره بدو بدو کنه و صدای پاش همه جا بپیچه . یه روزهایی انگار باید یه صندلی گهواره ای داشت گذاشت توی پذیرایی روبروی پنجره قدی حیاط جلوی نور کم رمق خورشید یه پتوی نازک روی پاها کشید یه لیوان #چای گرم توی دست گرفت و بعد هی رفت و آمد.... هی تو این تکون تکون ها #خاطرات رو مرور کرد هی آروم آروم #گریه کرد هی..... و بعد چشم ها رو بست و دیگه باز نکرد.... . یه روزهایی انگار حساب و کتابت رو کردی انگار نه به کسی بدهکاری نه طلبکار انگار #عادت کردی به دردهای دنیا و دیگه شدن جزئی از وجودت حتی #دلتنگ هم نیستی برای اونهایی که دوستشون داری چون خیالت راحته حالشون خوبه یه روزهایی یه دل سیر عشقت رو... 💕بچت رو...💕 بغل کردی و بوسیدی توصیه های ته دلت که نگرانش بودی رو بهش گفتی بعدهم با یه بغل #دوستت_دارم روانه مدرسه اش کردی انگار دلت محکم شده که بزرگ شده.... انگار می خوای همین جا بمونی و جلوتر نری تا نبینی روزهای بعد رو.... تا نباشی که بخوای خورد بشی با غصه های پیش رو... . یه روزهایی انگار تمام #خاک داره صدات می کنه انگار زمین دلتنگته انگار تمام #آرامش دنیا منتظر آروم شدنته یه روزهایی روز خوبیه برای #مردن.... یه روزهایی روز خوبیه برای #تموم شدن.... کاش #خدا #اراده اش با خواست #دلم یکی بود.... #آنان_که_خاک_را_به_نظر_کیمیا_کنند.... . . #روز_شمار یک سال و دو ماه و بیست و یک روز #مادرانه_هایم_برایت_تمامی_ندارد😍 . . #می_نویسم_برای_دلم #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #اللهم_احفظ_قائدنا_الخامنه_ای
44 0 5 ماه قبل