همه عکس ها و کلیپ های اسفندیار در اینستاگرام

loading...
نمایش چند میگیری ول کنی ؟ با هنرمندان کار بلد کار دست کارگردان : جواد کاظمی سرپرست گروه و دستیار کارگردان : داوود شمس نویسنده : تاتوره ازوجی تهیه کنندگان : داوود ملکی . مانی قشقایی هرشب ساعت: ۲۲ در پارک ارم #سحر #اسفندیار #کیا #محمد #مهدی #اصغر
اگه خوشت اومد دوستاتو تگ کن نوبتی هم باشه نوبت اسفندیاره #اسفندیار #ارگ #نیریز #نیریزی #شیراز #جهرم #فسا #داراب #فارس #‌رقص
سلام #اسفندیار امشب ۱۱ سال .تمام شد که دیگه ندارمت🖤 تو مکتب تو خیلی چیزا یاد گرفتم🖤 مهمترین چیزی که بهم اموختی مرام رفاقت بود🖤 پس کجایی رفیق امشب هواتو کردم تنهام نذار خیلی بهت نیاز دارم 🖤🖤🖤 #بابا روحت شاد 🌹🌹🌹
#موزه #موزه_امام_علی #تهران # دیدن ساختمانی متفاوت در خیابان #اسفندیار در تهران، و نماد نام مبارک #حضرت_علی #علیه_السلام ، در حیاط آن کافی بود با اینکه روزه بودم و بسیار خسته و عازم خانه بودم برای استراحت، قدمهای خسته ام را بسوی خود بکشاند. بیش از یکساعت با فراغ بال جای جای آنرا سر کشیدم. و تنها بازدید کننده آنجا در عصر روز هفتم #ماه_مبارک #رمضان من بودم. ارزش دیدن را داشت. سعی کردم از تمام نماد ها و #مجسمه های حجمی و #تابلو هایی که توجه مرا بخود جلب کرد، عکس بگیرم که در فرصتهای بعدی آنها را در اینجا برای آنانی که همچون من از وجود چنین موزه هایی بی اطلاع هستند، یا فرصت دیدار را هنوز نداشته اند بامانت بسپارم. انشائالله... ۲ #خرداد۹۷
مصاحبه من با روزنامه ندای هرمزگان و داراب امروز . خیلی سپاسگزارم از آقای راشد انصاری عزیز و آقای عطائی بزرگوار که زحمت این کارها رو کشیدند . وهم چنین از دوست عزیزم آقای احمد عابدینی سینا زند .مدیر برنامه گلم آقای امیری .استاد عزیزم آقای فیصل دورنه. ودوست عزیزم مسعود کاظمی .وحسن شعبانی .که خیلی زحمت کشیدن برای من تا الان انشاالله که بتونم جبران کنم ، خیلی ممنون از دوستان عزیزم . انشاالله تا چند روز آینده دوتار جدید تقدیمتون میکنم خیلی زیباست امیدوارم که باهاش خاطره خوب بسازین. #موسیقی #هرمزگان #فارس #ایران #ایرانی #داراب #فرگ #قلاتویه #آواز #مصاحبه #ترانه #گیتار #اسفندیار نظیف
#اسفندیار کره هفتادوپنج روزه زیبا
#اسفندیار عاشقت شدم اما تو نفهمیدی دختر جان/ باورم نکردی و غرورم رو شکستی دختر جان تو نمیدونستی که از غم دارم میسوزم/ چشامو به در خونه می دوزم. بمیرم برات،بمیرات برات دلم برات آشوبه/نفس که بی تو می کشم سینه م می سوزه تو هنوزم تلخ و نابی مثل شعر های شیون*/انقدر گرمی که میتونی منو آتیش بزنی تو تموم آرزوی منی، تو که قلب منی هنوز/بعد از تو برای من چی میمونه؟همین آه سینه سوز! بمیرم برات،بمیرم برات،دلم برات آشوبه/ نفس که بی تو می کشم سینه م می سوزه
نمایش چند میگیری ول کنی ؟ با هنرمندان کار بلد کار دست کارگردان : جواد کاظمی سرپرست گروه و دستیار کارگردان : داوود شمس نویسنده : تاتوره ازوجی تهیه کنندگان : داوود ملکی . مانی قشقایی هرشب ساعت: ۲۲ در پارک ارم #سحر #اسفندیار #کیا #محمد #مهدی #اصغر
من توی تنهایی با غصه هام بودم,اما تو با یکی دیگه دنبال شادی هات بودی,یاد تو یاد من نبود #موزیک #ترانه_سرا #نویسنده_ترانه_سرا #اسفندیار #محمدی
من توی تنهایی با غصه هام بودم,اما تو با یکی دیگه دنبال شادی هات بودی,یاد تو یاد من نبود #موزیک #ترانه_سرا #نویسنده_ترانه_سرا #اسفندیار #محمدی
کپشن حتما؛ نقاشی دخترم برای من یک سیر تربیتی است اولش به نظر میاد چقدر این خطوط و رنگ ها، نامنظم است، اما این آشفتگی نیست بسیار منظم تر است از آنچه فکر می کنیم.... دقیقا خلقت و اطرافمون هم همین است آشفته می بینیم اما از هندسه و هدف خالق غافلیم... غافل. #اسفندیار #متن #نقاشی #خدا #درس #قم #ماه_رمضان #عکس #عکاسی
عقیق تراشدار ثبتی در تراش استثنایی خط کهنه قاجاری ذکر ایه قران انه کان منصورا رکاب فدیوم استاد زرین فروشی نیست #تراشدار_ثبتی #عقیق_یمن #زمرد #کهربا_یسر #نقره #فدیوم_زرین #فیروزه_نیشابور ، #فدیوم #اسفندیار #انگشتر #ایران #محمدی #عقیق_زرد #تراش_قطعی #جدی #اسفندیار #بینظیر #زمرد #ساواس #سید #فیروزه
ماییم و نوای بینوایی بسم ال.. اگر حریف مایی نمایش چند میگیری ول کنی ؟ با هنرمندان کار بلد کار دست کارگردان : جواد کاظمی سرپرست گروه و دستیار کارگردان : داوود شمس نویسنده : تاتوره ازوجی تهیه کنندگان : داوود ملکی . مانی قشقایی هرشب ساعت ۲۱ در پارک ارم #سحر #اسفندیار #کیا #محمد #مهدی #اصغر
فیروزه نیشابور شجر قواره دار رکاب فدیوم نقره سازان سفارشی و عقیق سرخ لامپی تراشدار قطعی رکاب استاد رحمانی فروشی نیستند #فیروزه_نیشابور #فدیوم #نقره #نقره_سازان #مشاهیر #محک #ممی #عقیق_سرخ #عقیق_زرد #عقیق_یمنی #محمدی #ایران #اسفندیار #حاج_حسین_جدی #زرین #زمرد #کهربا_یسر
#بزرگداشت_فردوسی 💗من با شاهنامه مأنوسم ‌‌ 🔻رهبرانقلاب: من با شاهنامه مأنوسم. حکمت شاهنامه‌ی حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکمت اوستایی نیست؛ حکمت قرآنی است. ‌‌ 🔹اگر کسی به شاهنامه دقت کند، خواهد دید فرودسی #ایران را سروده، اما با دید یک #مسلمان؛ آن هم یک مسلمان #شیعه. ‌‌ 🔹بیان زندگی قهرمانها و پهلوانها و شخصیتهای مثبت مثل #رستم و #اسفندیار در #شاهنامه، در اندیشه‌های اسلامی ریشه و ظهور و بروز دارد. عکس آن، شخصیتهای منفی مثل تورانی‌ها یا بعضی از سلاطین، مثل #کیکاووس شخصیتهایی هستند که در تفکر اسلامی بوضوح کوبیده شده‌اند. ‌‌ 🔹اما تفکر اوستایی چیست و چیزی که می‌تواند حکمت اوستایی را به ما نشان دهد، کجاست؟ زمان فردوسی هم بیش از الان نبوده. این‌طور نیست که ما خیال کنیم زمان #فردوسی تفکر اوستایی آشکارتر بوده؛ خیر، آن‌وقت هم بیش از آنچه الان ما در اختیار داریم، نبوده است. لذا #حکمت_قرآنی، همان #حکمت_ملی بومی و ایرانی ماست. این مفاهیم می‌تواند در این نقشها و تابلوها بیاید و وسیله‌یی بشود برای گسترش عالی‌ترین و زیباترین و سازنده‌ترین و مفیدترین و پُربهره‌ترین مفاهیم. ‌‌ 🔹البته نمی‌خواهم بگویم یک #هنرمند خود را محبوس کند. هنرمند گاهی دوست می‌دارد مثلاً چیزی را بکشد که هیچ ارتباطی به ایده‌های اسلامی یا ایرانی ندارد، یا اصلاً فلسفه‌یی ندارد؛ فقط لبّ احساس خود اوست. هنرمند باید از این کارها بکند؛ هیچ هنرمندی نیست که این را نداشته باشد. ‌‌ 🔺بنده به عنوان عقیده‌ی شخصی، او را منع نمی‌کنم. این احساس از هنرمند غیرقابل تفکیک است که لبّ احساسات خود را با زبان ویژه‌ی هنرِ خودش بیان کند. این احساس گاهی نه ارتباطی به فکر دارد، نه ارتباطی به فرهنگ دارد، نه ارتباطی به سنتها دارد، نه ارتباطی به عقیده دارد؛ هنرمند احساسی دارد که می‌خواهد آن را بیان کند؛ این هیچ مانعی ندارد و هیچ مخالفتی با این نیست؛ لیکن آن‌جایی که می‌خواهیم ایده‌یی را بیان کنیم، به نظر من هنر یکی از بهترین چیزهایی است که می‌شود #تفکرات_اسلامی را با آن بیان کرد. ۱۳۷۲/۰۶/۱۰
کارگردان : جواد کاظمی سرپرست گروه و دستیار کارگردان : داوود شمس نویسنده : تاتوره ازوجی تهیه کنندگان : داوود ملکی . مانی قشقایی هرشب ساعت ۲۱ در پارک ارم #سحر #اسفندیار #کیا #محمد #مهدی #اصغر
#بزرگداشت_فردوسی 💗من با شاهنامه مأنوسم ‌‌ 🔻رهبرانقلاب: من با شاهنامه مأنوسم. حکمت شاهنامه‌ی حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکمت اوستایی نیست؛ حکمت قرآنی است. ‌‌ 🔹اگر کسی به شاهنامه دقت کند، خواهد دید فرودسی #ایران را سروده، اما با دید یک #مسلمان؛ آن هم یک مسلمان #شیعه. ‌‌ 🔹بیان زندگی قهرمانها و پهلوانها و شخصیتهای مثبت مثل #رستم و #اسفندیار در #شاهنامه، در اندیشه‌های اسلامی ریشه و ظهور و بروز دارد. عکس آن، شخصیتهای منفی مثل تورانی‌ها یا بعضی از سلاطین، مثل #کیکاووس شخصیتهایی هستند که در تفکر اسلامی بوضوح کوبیده شده‌اند. ‌‌ 🔹اما تفکر اوستایی چیست و چیزی که می‌تواند حکمت اوستایی را به ما نشان دهد، کجاست؟ زمان فردوسی هم بیش از الان نبوده. این‌طور نیست که ما خیال کنیم زمان #فردوسی تفکر اوستایی آشکارتر بوده؛ خیر، آن‌وقت هم بیش از آنچه الان ما در اختیار داریم، نبوده است. لذا #حکمت_قرآنی، همان #حکمت_ملی بومی و ایرانی ماست. این مفاهیم می‌تواند در این نقشها و تابلوها بیاید و وسیله‌یی بشود برای گسترش عالی‌ترین و زیباترین و سازنده‌ترین و مفیدترین و پُربهره‌ترین مفاهیم. ‌‌ 🔹البته نمی‌خواهم بگویم یک #هنرمند خود را محبوس کند. هنرمند گاهی دوست می‌دارد مثلاً چیزی را بکشد که هیچ ارتباطی به ایده‌های اسلامی یا ایرانی ندارد، یا اصلاً فلسفه‌یی ندارد؛ فقط لبّ احساس خود اوست. هنرمند باید از این کارها بکند؛ هیچ هنرمندی نیست که این را نداشته باشد. ‌‌ 🔺بنده به عنوان عقیده‌ی شخصی، او را منع نمی‌کنم. این احساس از هنرمند غیرقابل تفکیک است که لبّ احساسات خود را با زبان ویژه‌ی هنرِ خودش بیان کند. این احساس گاهی نه ارتباطی به فکر دارد، نه ارتباطی به فرهنگ دارد، نه ارتباطی به سنتها دارد، نه ارتباطی به عقیده دارد؛ هنرمند احساسی دارد که می‌خواهد آن را بیان کند؛ این هیچ مانعی ندارد و هیچ مخالفتی با این نیست؛ لیکن آن‌جایی که می‌خواهیم ایده‌یی را بیان کنیم، به نظر من هنر یکی از بهترین چیزهایی است که می‌شود #تفکرات_اسلامی را با آن بیان کرد. ۱۳۷۲/۰۶/۱۰
#بزرگداشت_فردوسی 💗من با شاهنامه مأنوسم ‌‌ 🔻رهبرانقلاب: من با شاهنامه مأنوسم. حکمت شاهنامه‌ی حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکمت اوستایی نیست؛ حکمت قرآنی است. ‌‌ 🔹اگر کسی به شاهنامه دقت کند، خواهد دید فرودسی #ایران را سروده، اما با دید یک #مسلمان؛ آن هم یک مسلمان #شیعه. ‌‌ 🔹بیان زندگی قهرمانها و پهلوانها و شخصیتهای مثبت مثل #رستم و #اسفندیار در #شاهنامه، در اندیشه‌های اسلامی ریشه و ظهور و بروز دارد. عکس آن، شخصیتهای منفی مثل تورانی‌ها یا بعضی از سلاطین، مثل #کیکاووس شخصیتهایی هستند که در تفکر اسلامی بوضوح کوبیده شده‌اند. ‌‌ 🔹اما تفکر اوستایی چیست و چیزی که می‌تواند حکمت اوستایی را به ما نشان دهد، کجاست؟ زمان فردوسی هم بیش از الان نبوده. این‌طور نیست که ما خیال کنیم زمان #فردوسی تفکر اوستایی آشکارتر بوده؛ خیر، آن‌وقت هم بیش از آنچه الان ما در اختیار داریم، نبوده است. لذا #حکمت_قرآنی، همان #حکمت_ملی بومی و ایرانی ماست. این مفاهیم می‌تواند در این نقشها و تابلوها بیاید و وسیله‌یی بشود برای گسترش عالی‌ترین و زیباترین و سازنده‌ترین و مفیدترین و پُربهره‌ترین مفاهیم. ‌‌ 🔹البته نمی‌خواهم بگویم یک #هنرمند خود را محبوس کند. هنرمند گاهی دوست می‌دارد مثلاً چیزی را بکشد که هیچ ارتباطی به ایده‌های اسلامی یا ایرانی ندارد، یا اصلاً فلسفه‌یی ندارد؛ فقط لبّ احساس خود اوست. هنرمند باید از این کارها بکند؛ هیچ هنرمندی نیست که این را نداشته باشد. ‌‌ 🔺بنده به عنوان عقیده‌ی شخصی، او را منع نمی‌کنم. این احساس از هنرمند غیرقابل تفکیک است که لبّ احساسات خود را با زبان ویژه‌ی هنرِ خودش بیان کند. این احساس گاهی نه ارتباطی به فکر دارد، نه ارتباطی به فرهنگ دارد، نه ارتباطی به سنتها دارد، نه ارتباطی به عقیده دارد؛ هنرمند احساسی دارد که می‌خواهد آن را بیان کند؛ این هیچ مانعی ندارد و هیچ مخالفتی با این نیست؛ لیکن آن‌جایی که می‌خواهیم ایده‌یی را بیان کنیم، به نظر من هنر یکی از بهترین چیزهایی است که می‌شود #تفکرات_اسلامی را با آن بیان کرد. ۱۳۷۲/۰۶/۱۰
. 🎤🎧📚به مناسبت روز #بزرگداشت_ حکیم #ابوالقاسم_فردوسی و زبان فارسی . بخش هایی از سریال انیمیشنی #شاهنامه قسمت #رستم و #اسفندیار به مدیریت دوبلاژ #غلامعلی افشاریه و گویندگی زیبای #ناصر نظامی و #کیکاووس یاکیده بخشی از نقالی #گردآفرید و #سهراب توسط مرشد مرحوم "ولی الله ترابی" و بخشی از فیلم تاجیکی "سیاوش" محصول: به مدیریت دوبلاژ: #محمود_قنبری و گویندگی جذاب: #منوچهر_اسماعیلی #خسروخسروشاهی #پرویز_بهرام و.... . #فردوسی #شعر #نظم #زبان_فارسی #ادبیات #نقالی #پرده_خوانی #دوبلاژ #دوبله #صداپیشگی #فن_بیان #گویندگی #شعر_پارسی #انیمیشن #رستم_و_سهراب
. . صد کلمه حرف میزنه، نود و هفت تاش انگلیسیه، یدونش فرانسه با یه عربی، یه فعل است میاره که فقط اون کلمه فارسیه! فلذا از اونجایی که به روح هم اعتقاد داره، سه نفر تو خواب ازش انتقام می گیرن، اولیش فردوسیه که سی سال میاد ازش امتحان شاهنامه و قسمت غمنامه(نبرد رستم و سهراب) می گیره، دومیش خود رستمه که سه سال تو خواب طرف هی میاد سر دیو سفید رو پیش چشم طرف گوش تا گوش می بره، آخریشونم رییس فرهنگستانه که سه ماه میاد به خوابش، میگه سه بار اسم منو به فارسی بگو! همش به یه طرف این عذاب آخریه خیلی سخته! نکنید آقا، زبان خودمون چشه هی بیگانه حرف میزنید😐 . . #زبان #زبان_فارسی #زبان_تازی #فارسی #شاهنامه #فردوسی #سعدی #پارسی #رستم #اسفندیار #فرهنگستان #زبان_اصیل #اصالت
#بزرگداشت_فردوسی 💗من با شاهنامه مأنوسم ‌‌ 🔻رهبرانقلاب: من با شاهنامه مأنوسم. حکمت شاهنامه‌ی حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکمت اوستایی نیست؛ حکمت قرآنی است. ‌‌ 🔹اگر کسی به شاهنامه دقت کند، خواهد دید فرودسی #ایران را سروده، اما با دید یک #مسلمان؛ آن هم یک مسلمان #شیعه. ‌‌ 🔹بیان زندگی قهرمانها و پهلوانها و شخصیتهای مثبت مثل #رستم و #اسفندیار در #شاهنامه، در اندیشه‌های اسلامی ریشه و ظهور و بروز دارد. عکس آن، شخصیتهای منفی مثل تورانی‌ها یا بعضی از سلاطین، مثل #کیکاووس شخصیتهایی هستند که در تفکر اسلامی بوضوح کوبیده شده‌اند. ‌‌ 🔹اما تفکر اوستایی چیست و چیزی که می‌تواند حکمت اوستایی را به ما نشان دهد، کجاست؟ زمان فردوسی هم بیش از الان نبوده. این‌طور نیست که ما خیال کنیم زمان #فردوسی تفکر اوستایی آشکارتر بوده؛ خیر، آن‌وقت هم بیش از آنچه الان ما در اختیار داریم، نبوده است. لذا #حکمت_قرآنی، همان #حکمت_ملی بومی و ایرانی ماست. این مفاهیم می‌تواند در این نقشها و تابلوها بیاید و وسیله‌یی بشود برای گسترش عالی‌ترین و زیباترین و سازنده‌ترین و مفیدترین و پُربهره‌ترین مفاهیم. ‌‌ 🔹البته نمی‌خواهم بگویم یک #هنرمند خود را محبوس کند. هنرمند گاهی دوست می‌دارد مثلاً چیزی را بکشد که هیچ ارتباطی به ایده‌های اسلامی یا ایرانی ندارد، یا اصلاً فلسفه‌یی ندارد؛ فقط لبّ احساس خود اوست. هنرمند باید از این کارها بکند؛ هیچ هنرمندی نیست که این را نداشته باشد. ‌‌ 🔺بنده به عنوان عقیده‌ی شخصی، او را منع نمی‌کنم. این احساس از هنرمند غیرقابل تفکیک است که لبّ احساسات خود را با زبان ویژه‌ی هنرِ خودش بیان کند. این احساس گاهی نه ارتباطی به فکر دارد، نه ارتباطی به فرهنگ دارد، نه ارتباطی به سنتها دارد، نه ارتباطی به عقیده دارد؛ هنرمند احساسی دارد که می‌خواهد آن را بیان کند؛ این هیچ مانعی ندارد و هیچ مخالفتی با این نیست؛ لیکن آن‌جایی که می‌خواهیم ایده‌یی را بیان کنیم، به نظر من هنر یکی از بهترین چیزهایی است که می‌شود #تفکرات_اسلامی را با آن بیان کرد. ۱۳۷۲/۰۶/۱۰
#بزرگداشت_فردوسی 💗من با شاهنامه مأنوسم ‌‌ 🔻رهبرانقلاب: من با شاهنامه مأنوسم. حکمت شاهنامه‌ی حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکمت اوستایی نیست؛ حکمت قرآنی است. ‌‌ 🔹اگر کسی به شاهنامه دقت کند، خواهد دید فرودسی #ایران را سروده، اما با دید یک  #مسلمان؛ آن هم یک مسلمان #شیعه. ‌‌ 🔹بیان زندگی قهرمانها و پهلوانها و شخصیتهای مثبت مثل #رستم و  #اسفندیار در  #شاهنامه، در اندیشه‌های اسلامی ریشه و ظهور و بروز دارد. عکس آن، شخصیتهای منفی مثل تورانی‌ها یا بعضی از سلاطین، مثل  #کیکاووس شخصیتهایی هستند که در تفکر اسلامی بوضوح کوبیده شده‌اند. ‌‌ 🔹اما تفکر اوستایی چیست و چیزی که می‌تواند حکمت اوستایی را به ما نشان دهد، کجاست؟ زمان فردوسی هم بیش از الان نبوده. این‌طور نیست که ما خیال کنیم زمان  #فردوسیتفکر اوستایی آشکارتر بوده؛ خیر، آن‌وقت هم بیش از آنچه الان ما در اختیار داریم، نبوده است. لذا  #حکمت_قرآنی، همان #حکمت_ملی بومی و ایرانی ماست. این مفاهیم می‌تواند در این نقشها و تابلوها بیاید و وسیله‌یی بشود برای گسترش عالی‌ترین و زیباترین و سازنده‌ترین و مفیدترین و پُربهره‌ترین مفاهیم. ‌‌ 🔹البته نمی‌خواهم بگویم یک  #هنرمند خود را محبوس کند.مند گاهی دوست می‌دارد مثلاً چیزی را بکشد که هیچ ارتباطی به ایده‌های اسلامی یا ایرانی ندارد، یا اصلاً فلسفه‌یی ندارد؛ فقط لبّ احساس خود اوست. هنرمند باید از این کارها بکند؛ هیچ هنرمندی نیست که این را نداشته باشد. ‌‌ 🔺بنده به عنوان عقیده‌ی شخصی، او را منع نمی‌کنم. این احساس از هنرمند غیرقابل تفکیک است که لبّ احساسات خود را با زبان ویژه‌ی هنرِ خودش بیان کند. این احساس گاهی نه ارتباطی به فکر دارد، نه ارتباطی به فرهنگ دارد، نه ارتباطی به سنتها دارد، نه ارتباطی به عقیده دارد؛ هنرمند احساسی دارد که می‌خواهد آن را بیان کند؛ این هیچ مانعی ندارد و هیچ مخالفتی با این نیست؛ لیکن آن‌جایی که می‌خواهیم ایده‌یی را بیان کنیم، به نظر من هنر یکی از بهترین چیزهایی است که می‌شود  #تفکرات_اسلامی را با آن بیان کرد. ۱۳۷۲/۰۶/۱۰ پیج آقا
#بزرگداشت_فردوسی 💗من با شاهنامه مأنوسم ‌‌ 🔻رهبرانقلاب: من با شاهنامه مأنوسم. حکمت شاهنامه‌ی حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکمت اوستایی نیست؛ حکمت قرآنی است. ‌‌ 🔹اگر کسی به شاهنامه دقت کند، خواهد دید فرودسی #ایران را سروده، اما با دید یک  #مسلمان؛ آن هم یک مسلمان #شیعه. ‌‌ 🔹بیان زندگی قهرمانها و پهلوانها و شخصیتهای مثبت مثل #رستم و  #اسفندیار در  #شاهنامه، در اندیشه‌های اسلامی ریشه و ظهور و بروز دارد. عکس آن، شخصیتهای منفی مثل تورانی‌ها یا بعضی از سلاطین، مثل  #کیکاووس شخصیتهایی هستند که در تفکر اسلامی بوضوح کوبیده شده‌اند. ‌‌ 🔹اما تفکر اوستایی چیست و چیزی که می‌تواند حکمت اوستایی را به ما نشان دهد، کجاست؟ زمان فردوسی هم بیش از الان نبوده. این‌طور نیست که ما خیال کنیم زمان  #فردوسیتفکر اوستایی آشکارتر بوده؛ خیر، آن‌وقت هم بیش از آنچه الان ما در اختیار داریم، نبوده است. لذا  #حکمت_قرآنی، همان #حکمت_ملی بومی و ایرانی ماست. این مفاهیم می‌تواند در این نقشها و تابلوها بیاید و وسیله‌یی بشود برای گسترش عالی‌ترین و زیباترین و سازنده‌ترین و مفیدترین و پُربهره‌ترین مفاهیم. ‌‌ 🔹البته نمی‌خواهم بگویم یک  #هنرمند خود را محبوس کند. هنرمند گاهی دوست می‌دارد مثلاً چیزی را بکشد که هیچ ارتباطی به ایده‌های اسلامی یا ایرانی ندارد، یا اصلاً فلسفه‌یی ندارد؛ فقط لبّ احساس خود اوست. هنرمند باید از این کارها بکند؛ هیچ هنرمندی نیست که این را نداشته باشد. ‌‌ 🔺بنده به عنوان عقیده‌ی شخصی، او را منع نمی‌کنم. این احساس از هنرمند غیرقابل تفکیک است که لبّ احساسات خود را با زبان ویژه‌ی هنرِ خودش بیان کند. این احساس گاهی نه ارتباطی به فکر دارد، نه ارتباطی به فرهنگ دارد، نه ارتباطی به سنتها دارد، نه ارتباطی به عقیده دارد؛ هنرمند احساسی دارد که می‌خواهد آن را بیان کند؛ این هیچ مانعی ندارد و هیچ مخالفتی با این نیست؛ لیکن آن‌جایی که می‌خواهیم ایده‌یی را بیان کنیم، به نظر من هنر یکی از بهترین چیزهایی است که می‌شود  #تفکرات_اسلامی را با آن بیان کرد. ۱۳۷۲/۰۶/۱۰
#بزرگداشت_فردوسی 💗من با شاهنامه مأنوسم ‌‌ 🔻رهبرانقلاب: من با شاهنامه مأنوسم. حکمت شاهنامه‌ی حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکمت اوستایی نیست؛ حکمت قرآنی است. ‌‌ 🔹اگر کسی به شاهنامه دقت کند، خواهد دید فرودسی #ایران را سروده، اما با دید یک  #مسلمان؛ آن هم یک مسلمان #شیعه. ‌‌ 🔹بیان زندگی قهرمانها و پهلوانها و شخصیتهای مثبت مثل #رستم و  #اسفندیار در  #شاهنامه، در اندیشه‌های اسلامی ریشه و ظهور و بروز دارد. عکس آن، شخصیتهای منفی مثل تورانی‌ها یا بعضی از سلاطین، مثل  #کیکاووس شخصیتهایی هستند که در تفکر اسلامی بوضوح کوبیده شده‌اند. ‌‌ 🔹اما تفکر اوستایی چیست و چیزی که می‌تواند حکمت اوستایی را به ما نشان دهد، کجاست؟ زمان فردوسی هم بیش از الان نبوده. این‌طور نیست که ما خیال کنیم زمان  #فردوسیتفکر اوستایی آشکارتر بوده؛ خیر، آن‌وقت هم بیش از آنچه الان ما در اختیار داریم، نبوده است. لذا  #حکمت_قرآنی، همان #حکمت_ملی بومی و ایرانی ماست. این مفاهیم می‌تواند در این نقشها و تابلوها بیاید و وسیله‌یی بشود برای گسترش عالی‌ترین و زیباترین و سازنده‌ترین و مفیدترین و پُربهره‌ترین مفاهیم. ‌‌ 🔹البته نمی‌خواهم بگویم یک  #هنرمند خود را محبوس کند. هنرمند گاهی دوست می‌دارد مثلاً چیزی را بکشد که هیچ ارتباطی به ایده‌های اسلامی یا ایرانی ندارد، یا اصلاً فلسفه‌یی ندارد؛ فقط لبّ احساس خود اوست. هنرمند باید از این کارها بکند؛ هیچ هنرمندی نیست که این را نداشته باشد. ‌‌ 🔺بنده به عنوان عقیده‌ی شخصی، او را منع نمی‌کنم. این احساس از هنرمند غیرقابل تفکیک است که لبّ احساسات خود را با زبان ویژه‌ی هنرِ خودش بیان کند. این احساس گاهی نه ارتباطی به فکر دارد، نه ارتباطی به فرهنگ دارد، نه ارتباطی به سنتها دارد، نه ارتباطی به عقیده دارد؛ هنرمند احساسی دارد که می‌خواهد آن را بیان کند؛ این هیچ مانعی ندارد و هیچ مخالفتی با این نیست؛ لیکن آن‌جایی که می‌خواهیم ایده‌یی را بیان کنیم، به نظر من هنر یکی از بهترین چیزهایی است که می‌شود  #تفکرات_اسلامی را با آن بیان کرد. ۱۳۷۲/۰۶/۱۰
مهمونای خیلی گلمون ، دوستان عزیز و همکاران نازنینمون در سی و نهمین اجرای نمایش کمدی موزیکال چند می گیری ول کنی ؟ کارگردان : جواد کاظمی سرپرست گروه و دستیار کارگردان : داوود شمس نویسنده : تاتوره ازوجی تهیه کنندگان : داوود ملکی . مانی قشقایی هرشب ساعت ۲۱ در پارک ارم #سحر #اسفندیار #کیا #محمد #مهدی #اصغر
• • • #بزرگداشت_فردوسی 💗من با شاهنامه مأنوسم ‌‌ 🔻رهبرانقلاب: من با شاهنامه مأنوسم. حکمت شاهنامه‌ی حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکمت اوستایی نیست؛ حکمت قرآنی است. ‌‌ 🔹اگر کسی به شاهنامه دقت کند، خواهد دید فرودسی #ایران را سروده، اما با دید یک #مسلمان؛ آن هم یک مسلمان #شیعه. ‌‌ 🔹بیان زندگی قهرمانها و پهلوانها و شخصیتهای مثبت مثل #رستم و #اسفندیار در #شاهنامه، در اندیشه‌های اسلامی ریشه و ظهور و بروز دارد. عکس آن، شخصیتهای منفی مثل تورانی‌ها یا بعضی از سلاطین، مثل #کیکاووس شخصیتهایی هستند که در تفکر اسلامی بوضوح کوبیده شده‌اند. ‌‌ 🔹اما تفکر اوستایی چیست و چیزی که می‌تواند حکمت اوستایی را به ما نشان دهد، کجاست؟ زمان فردوسی هم بیش از الان نبوده. این‌طور نیست که ما خیال کنیم زمان #فردوسی تفکر اوستایی آشکارتر بوده؛ خیر، آن‌وقت هم بیش از آنچه الان ما در اختیار داریم، نبوده است. لذا #حکمت_قرآنی، همان #حکمت_ملی بومی و ایرانی ماست. این مفاهیم می‌تواند در این نقشها و تابلوها بیاید و وسیله‌یی بشود برای گسترش عالی‌ترین و زیباترین و سازنده‌ترین و مفیدترین و پُربهره‌ترین مفاهیم. ‌‌ 🔹البته نمی‌خواهم بگویم یک #هنرمند خود را محبوس کند. هنرمند گاهی دوست می‌دارد مثلاً چیزی را بکشد که هیچ ارتباطی به ایده‌های اسلامی یا ایرانی ندارد، یا اصلاً فلسفه‌یی ندارد؛ فقط لبّ احساس خود اوست. هنرمند باید از این کارها بکند؛ هیچ هنرمندی نیست که این را نداشته باشد. ‌‌ 🔺بنده به عنوان عقیده‌ی شخصی، او را منع نمی‌کنم. این احساس از هنرمند غیرقابل تفکیک است که لبّ احساسات خود را با زبان ویژه‌ی هنرِ خودش بیان کند. این احساس گاهی نه ارتباطی به فکر دارد، نه ارتباطی به فرهنگ دارد، نه ارتباطی به سنتها دارد، نه ارتباطی به عقیده دارد؛ هنرمند احساسی دارد که می‌خواهد آن را بیان کند؛ این هیچ مانعی ندارد و هیچ مخالفتی با این نیست؛ لیکن آن‌جایی که می‌خواهیم ایده‌یی را بیان کنیم، به نظر من هنر یکی از بهترین چیزهایی است که می‌شود #تفکرات_اسلامی را با آن بیان کرد. ۱۳۷۲/۰۶/۱۰
لذت مسیر بهتراست تاهدف، زیرا مسیر دیدنی ها را به شما نشان میدهد،اما هدف از قبل مشخص شده است. #موزیک #ترانه #سرا #خواننده #نویسنده #اسفندیار #محمدی
. امروز روز بزرگداشت فردوسی بود که یه جورایی نزدیک شد به زمانی که من به #زاهدان و #سیستان_بلوچستان و #کلپورگان سفر کردم. سرزمین سیستان در شاهنامه اهمیت ویژه ای داره. این ناحیه که اسم های مختلفی به آن نسبت داده می شده ، محل حکومت سام نریمان و فرزندان و نوادگانش بوده وبسیاری از اتفاقات و رویداد های مهم شاهکار حکیم توس در آنجا به وقوع می پیونده سرزمین مقدسی که محل پیدایش و خیزش بسیاری از پهلوانان ایران زمین از جمله رستم است. سیستان با دشت های زیبا و چراگاه های پهناور ، محلی برای آرامش و جشن و سرور رستم و خاندانش و پهلوانان و پادشاهان است. این سرزمین در شاهنامه با نام های سیستان ، زابلستان ، #زابل ، سجستان ، سگستان و نیمروز ازش یاد میشه. اهمیت #سیستان تا جایی بوده که نابودی اون برابر با نابودی رستم و تمام افتخاراتش بوده. در گفتگوهای #رستم با #اسفندیار یکی از دغدغه های رستم اینه که پس از مرگش دیگر سیستان حامی ندارد و نگران تاراج است!!!!📚 مثل اینکه نگرانیش حق بوده ! اون چیزی که فردوسی ازش یاد می‌کنه حتما اینی که ما می‌بینیم نبوده ! فقط میتونم بگم #فردوسی اگر هم برای افسانه اش از چنین جایی الهام گرفته٬ الان چنین مکانی چیزی جز یک٬ #افسانه نیست... ممنونم از دوست عزیزم مدیرعامل چونک که فرصت این تجربه رو در اختیار من گذاشت. #حمایتکنیم
حکیم فردوسی خردمند : این جهان سراسر افسانه است جز نیکی و بدی چیزی باقی نیست. 🌺سالروز بزرگداشت حکیم فردوسی گرامی باد🌺 🆔 #فردوسی #حماسه_سرا #مشهد #توس #طوس #آرامگاه_فردوسی #بزرگداشت #جشن_بزرگداشت_فردوسی #مشهدگردی #خراسان #ابوالقاسم_فردوسی #شاهنامه #هفت_خان #رستم #سهراب #اسفندیار #توران
: اسفندیار سدی در برابر ترک‌ها در بیست فرسخی سمرقند ساخته است. هرچند که داستان #اسفندیار را هم #فردوسی و هم ثعالبی به گونه‌ای همسو و سازگار آورده‌اند، این داستان در واقع آمیخته‌ای از موتیف‌های گوناگون است که بسیاری از آن‌ها در فولکلور و افسانه‌های دیگر ملت‌ها نیز مشترک هستند. برخی از آن‌ها در داستان‌های دیگر خودِ شاهنامه نیز بکار رفته‌اند. برای نمونه، اسفندیار در جایی رخت بازرگانان را می‌پوشد تا بتواند به دز دست‌نیافتنی رویین‌دز داخل شود. رستم نیز در جایی برای وارد شدن به دز روی کوه سپند همین کار را انجام می‌دهد و اردشیر بابکان نیز برای دز هفتواد از همین شیوه بهره می‌برد یا گذشته از اینها، اسکندر نیز برای نشست‌گاه دارا از همین نیرنگ را بکار می‌گیرد تا از حال و روز دارا آگاهی بدست بیاورد. هفت خان برای آزاد کردن چیزی، یک تم و زمینهٔ پرهوادار در داستان‌های ایرانی است (برای نمونه هفت خان رستم برای رسیدن به مازندران و رها ساختن کاوس و یارانش از چنگ دیوان مازندران). جادوگری که خود را به ریخت زنی دلفریب درمی‌آورد و داشتن تنها یک خال آسیب‌پذیر در یک جای بدن در دیگر قهرمانان رویین‌تن نیز برخی از درون‌مایه‌های جهانی هستند (پاشنه پای آشیل در ایلیاد و بخشی از شانه زیگفرید در حماسه آلمانی). #شاهنامه
: پافشاری بادسرانه #اسفندیار بر زنجیر کردن رستم، راهی را جز پیروی از گفته‌های #سیمرغ برای رستم نمی‌گذارد. اسفندیار که مرگ‌بارانه زخمی شده است، روی زمین می‌غلتد. پشوتن و بهمن به سوی او می‌شتابند. رستم که خود نیز سراسر ماتم است، به نیرنگ زال اعتراف می‌کند. اسفندیار در واپسین دم‌های خود، به خویشانش آرامش داده، سرنوشت را برای مرگش نکوهش می‌کند و به پشوتن سفارش می‌کند که پیامی نکوهش‌برانگیزانه را برای پدرش گشتاسپ ببرد. آموزش بهمن را به رستم می‌سپارد. هنگامی که تابوت اسفندیار به دربار گشتاسپ می‌رسد، همگی گشتاسپ را برای مرگ اسفندیار نکوهش می‌کنند، به ویژه کتایون، همای، به‌آفرید و بیش از همه پشوتن. بهمن نزد رستم می‌ماند و رستم به او هنرهای شاهانه می‌آموزد. چندی پس از آن رستم نامه‌ای دلجویانه به گشتاسپ می‌نویسد و از او پاسخی گرم دریافت می‌کند، که در آن خواسته شده بهمن به دربار شاه برود. کمی پس از آن، رستم نابکارانه بدست برادر ناتنی خود شَغاد کشته می‌شود. بهمن که اکنون بر تخت نشسته، به کین‌خواهی پدر برخاسته و به زابلستان می‌تازد، فرامرز را کشته، زال را زندانی کرده، و سرزمین او را به تاراج می‌برد. دینوری گونه‌ای دیگر از داستان بالا را آورده که تا اندازه‌ای با آنچه رفت تفاوت دارد. هنگامی که رستم، دست‌نشانده گشتاسپ در سیستان و خراسان، می‌شنود که گشتاسپ به کیش زرتشت گرویده است، خشم‌گین می‌شود، مردم سیستان را گرد هم می‌آورد و آن‌ها را برای برکناری شاه فرا می‌خواند. مردم بر ضدّ شاه شورش می‌کنند. گشتاسپ به اسفندیار می‌گوید که رستم را بکشد. اسفندیار دوازده هزار مرد دلیر از لشکر پدرش برگزیده و به سوی رستم می‌شتابد، که او نیز برای دیدار با او به جایی میان خراسان و سیستان (قومس بر پایه نهایت) پیشروی می‌کند. اسفندیار پیشنهاد می‌کند که به جای جنگ، لشکرهای خود را به حال همدیگر واگذارند و تن‌به‌تن نبرد کنند. لشکر کسی که شکست خورده می‌بایست از پهلوان پیروز پیروی کند. رستم می‌پذیرد، آنگاه جنگ می‌کنند و اسفندیار کشته می‌شود. هنگامی که آگاهی از کشتن اسفندیار به گشتاسپ می‌رسد، او بیمار شده و از اندوه می‌میرد و تخت را برای نوه‌اش بهمن می‌گذارد. آشکار است که روایت‌های گوناگونی دربارهٔ جنگ میان رستم و اسفندیار وجود داشته‌است. نویسنده ناشناس تاریخ سیستان نیز ستیز دینی که پیامد گرویدن گشتاسپ به کیش زرتشتی است را روایت کرده‌است. مسعودی ساخت دزی بسیار بلند در قبق که پلی داشته که دو گردنه را به هم پیوند می‌داده، از کارهای اسفندیار دانسته است. حمزه اصفهانی می‌گوید که..............
: رنگ تهدید دارد پیش رستم می‌فرستد و او را از دستور شاه آگاه می‌کند و از او می‌خواهد به بندی‌شدن تن دردهد تا اسفندیار او را به دربار شاه ببرد و به او قول می‌دهد که میانجی‌گری کرده و شاه را از گزندرساندن به او بازخواهد داشت. رستم به او پند می‌دهد که کاری نشدنی از او نخواهد. او اسفندیار را به مهمانی و خوردن در خوان خویش فرامی‌خواند تا پس از آن رستم خودخواسته با او به دربار گشتاسپ بروند و شاه را خشنود سازند. در دو رودررویی پسین آن میان دو، هر دو پهلوان بر روی خواسته‌های خود پافشاری می‌کنند. اسفندیار دعوت رستم را رد می‌کند و پافشاری می‌کند که نمی‌تواند از دستور شاه سربپیچد و رستم می‌گوید که نیکنامی او نمی‌گذارد او به خواسته اسفندیار تن بدهد. هرچند که رستم همه‌گونه گذشتی به اسفندیار روا می‌دارد، به بندی‌کردن خود تن درنمی‌دهد و اسفندیار گران‌سر و خمش‌ناپذیر حتی با خواهش‌های پشوتن نیز رام نمی‌شود. پافشاری او بر فرمان‌های دین و گزندناپذیری دستور شاه کارها را به اوج بحران می‌کشاند. قهرمان جوان و پهلوان پیر نبردی تن‌به‌تن با هم انجام می‌دهند. در همین هنگام برادر رستم، زواره و فرزند رستم، فرامرز به اردوی #اسفندیار می‌تازند و آذرنوش و مهرنوش را می‌کشند. با اینکه رستم پوزش خواسته و می‌گوید که خویشان بزه‌کار خود را به شمشیر اسفندیار خواهد سپرد، نبرد میان آن دو سهم‌گین می‌شود. در پایان روز اسفندیار رویین‌تن با تیرهای خود بر رستم چیره می‌شود. رستم خسته، زخمی و درمانده بر بالای تپه‌ای پناه می‌گیرد. پاسخ او به نیشخندهای اسفندیار که خواهان تسلیم شدن اوست، درخواست آن است که باقی جنگ به زمانی دیگر گذارده شود تا رستم بتواند زخم‌های خود را ببندد. او به اسفندیار قول می‌دهد که سپیده‌دم فردا به خواسته‌های اسفندیار تن در بدهد. شبانه رستم در خانه، در اندیشهٔ گریختن است، ولی پدر او، زال، پرّی از سیمرغ را در آتش افکنده که اسفندیار جفت او را در هفت‌خان کشته بود. سیمرغ زخم‌های رستم را درمان می‌کند و به او می‌آموزد که از چوب درخت گز تیری ساخته و او را به سوی چشمان اسفندیار نشانه برود. او همچنین رازی از سرنوشت را برای رستم آشکار می‌کند: هر کسی که خون اسفندیار را بریزد هم در این جهان و هم در جهان دیگر رنج خواهد برد. در روز بعد، رستم شورانگیزانه باز درخواست‌ها و خواهش‌های خود را به اسفندیار بازگو می‌کند و او می‌گوید که همه گنج‌ها خود و نیاگانش را به اسفندیار ارزانی خواهد داشت، مردانش را زیر فرمان او درخواهد آورد و فرمان‌برانه با او به دربار شاه خواهد رفت و داوری پادشاه را خواهد پذیرفت؛ ولی....
: کشور بیرون براند، تخت شاهی را به #اسفندیار بدهد، همچنان که پدرش لهراسپ تخت را به او واگذارده بود؛ ولی هنگامی که اسفندیار به این پیروزی بزرگ دست می‌یازد، گشتاسپ تنها همای را به او می‌دهد و او را هرگونه بزرگ می‌دارد، ولی تخت شاهی را همچنان برای خود نگه می‌دارد. به جای آن اسفندیار را باز هم به اردوکشی‌های بیشتر می‌فرستد تا سرزمین‌ها دوردست را تسخیر کرده و فرمان‌بردار سازد تا دین نو زرتشت را بگستراند که اسفندیار این کار را هم با کامیابی به سرانجام می‌رساند. در این هنگام یکی از خویشان شاه، کورزم (جورزم در طبری) که گویا ā اوستا است، اسفندیار را متهم می‌کند که می‌خواهد شاهی را بدست آورده و شاه را برکنار سازد. اسفندیار در پیش دیده همگان نخست سرزنش شده، بازداشت می‌شود، به غل و زنجیر کشیده می‌شود و در دز گنبدان زندانی می‌شود. گشتاسپ آنگاه خود رهسپار سیستان می‌شود تا مردم آنجا را به کیش زرتشت فرا بخواند و بلخ را بی‌پدافند رها می‌کند. آگاهی از این رویدادها به ارجاسپ می‌رسد که در همین‌جا سخن دقیقی به پایان می‌رسد. ارجاسپ به بلخ می‌تازد، لهراسپ سالخورده که به آتشکده آذرنوش رفته را می‌کشد، خود آتشکده را در آتش می‌سوزاند، بسیاری از موبدان را می‌کشد، و همای و به‌آفرید را با خود می‌برد. او همچنین درفش کابیان را به دست آورده، که پرچم پادشاهی ایرانیان است. هنگامی که گشتاسپ برمی‌گردد تا با دشمن روبرو شود، به سختی شکست می‌خورد و ۳۸ تن از پسرانش کشته می‌شوند. او به کوهی رفته و محاصره می‌شود. او جاماسپ را پیش اسفندیار می‌فرستد تا از او کمک بخواهد که اسفندیار نخست سرباز می‌زند، ولی سرانجام با شنیدن اینکه برادرش فرشیدورد به سختی زخمی شده، می‌پذیرد که به جنگ ارجاسپ برود. او با فرشیدورد در واپسین لحظات زندگی که از درد می‌نالد دیدار می‌کند، او را می‌سوزاند، و سوگند می‌خورد که اگر پیروز شد، گزندهایی که پدرش پیش از آن به او رسانده را فراموش کند. گشتاسپ پشیمان بار دیگر صادقانه سوگند می‌خورد که اگر پیروز شد تخت شاهی را به او بسپارد. در آن جنگ اسفندیار دلیری‌ها و پهلوانی‌های فراوان کرده، فراوان از خیون‌ها را می‌کشد و کین خود پدربزرگش لهراسپ را می‌ستاند. ارجاسپ گریخته و اسفندیار گرگسار که سردار دشمن است را می‌گیرد و به او پیشنهاد می‌کند که اگر او را در گردش در توران راهنمایی کند، جانش را به او ببخشد. هفت‌خان: بزرگ‌ترین کردهٔ اسفندیار گذر از هفت‌خان و گرفتن دز رویین است که آسیب‌ناپذیر بوده‌است. خواهران اسفندیار در این دز زندانی بوده‌اند. راه رسیدن به این دز سرشار از.............
: دربارهٔ سوگواری پس از مرگ #اسفندیار در دربار سخن می‌راند، با برابر شمردن شمار خواهران اسفندیار با شمار همسران او، به گونهٔ ضمنی می‌گوید که به‌آفرید هم همسر اسفندیار بوده. در #شاهنامه از مادران فرزندان اسفندیار یادی نشده. طبری نام مادر بهمن را ūīā می‌نویسد که همان استر است که آشکارا نشان از آمیختگی سنت‌های ایرانی با یهودی دارد، و بهمن را همان اردشیر یکم هخامنشی می‌داند. بر پایهٔ گفتهٔ دقیقی، اسفندیار چهار پسر داشت. بهمن، مهرنوش، توش (یا آذَرَفْروزْنوش)، نوش‌آذر (یا آذرنوش). نام هیچ‌کدام از آن‌ها در اوستا نیامده است. در بندهشن، - و - را نام‌های فرزندان اسفندیار یاد کرده‌اند که شاید بتوان آن‌ها را با نوش‌آذر و مهرنوش یکی دانست. نوش‌آذر برجسته‌ترین آنهاست. او هم در هر دو جنگ با ارجاسپ و هم در لشکرکشی به سیستان حضور دارد و الْوای سیستانی را می‌کشد و خود نیز به دست برادر رستم که زَواره است، کشته می‌شود. اسفندیار، پاسدار دین زرتشت: هرچند که اسفندیار بیشتر از روی نوشته‌های غیردینی و نبردش با رستم شناخته می‌شود، در نوشته‌های زرتشتی او و به همراه زریر، از نخستین کسانی هستند که به آیین زرتشت درآمده‌اند و جان‌فشان‌ترین پهلوانان هستند. در اوستا اسفندیار کسی است که از این کیش پاسداری کرده و روان مقدس یا šī او ستوده شده‌است. او همچنین در چندین معجزه زرتشت حضور دارد. هنگامی که اسب بی‌همتای گشتاسپ از بیماری رنجور شده و پاهای او به درون شرم‌گاهش می‌روند، اسفندیار از زرتشت درخواست می‌کند که او را درمان کند. پیامبر چندین شرط می‌گذارد که یکی از آن‌ها این است که اسفندیار پهلوان دین شود. این داستان با جزئیات در زراتشت‌نامهٔ بهرام‌پژدو آمده‌است. در معجزه‌ای دیگر، پیامبر زرتشت، آتشِ برزین‌مهر را در دستان گشتاسپ، جاماسپ و اسفندیار می‌گذارد، به گونه‌ای که آن آتش آن‌ها را نسوزاند. در جایی دیگر گشتاسپ از زرتشت درخواست چهار سود را می‌کند، ولی پیامبر تنها می‌پذیرد که آن چهار سود را به چهار شخص متفاوت ارزانی بدارد. به دنبال آن، گشتاسپ به جایگاه خود در جهان مینو پی می‌برد، جاماسپ از همه رویدادهای گذشته، کنونی و آینده آگاه می‌شود، پشوتن جاودان می‌شود و اسفندیار رویین‌تن می‌شود، به گونه‌ای که «هیچ کارد تیزی نمی‌تواند به بدن او گزند برساند». هنگامی که زریر و بسیاری دیگر از پهلوانان ایرانی در نخستین جنگ با ارجاسپ کشته می‌شوند و گشتاسپ لشکر خود را در تنگنایی سهمگین می‌یابد، از ته دل سوگند می‌خورد که اگر اسفندیار بتواند دشمن را شکست داده و از.................
: #فردوسی و ثعالبی نام مادر او را کتایون می‌نویسند. بر پایهٔ گفتهٔ آنان، او دختر شاه روم (که نامی برای بیزانس، یونان یا روم است)، بوده و هنگامی که گشتاسپ در آنجا بوده و دربار پدرش را با پرخاش ترک کرده بوده، با هم ازدواج کرده‌اند. شمار برادران #اسفندیار تا اندازه‌ای در منابع به شکل آشفته و گیج‌کننده آمده‌است. در ایادگار زریران، جاماسپ فرزانه، وزیر گشتاسپ، پیش‌بینی می‌کند که ۲۳ پسر و برادر شاه در جنگ کشته می‌شوند. بر پایه #شاهنامه، گشتاسپ ۳۸ پسر خود را در جنگ دوم با ارجاسپ از دست می‌دهد و اسفندیار سوگند می‌خورد که کین آنان را بستاند. در جایی دیگر با این حال، جاماسپ او را آگاه می‌کند که پنج تا از ۳۸ برادرش در جنگ زنده می‌مانند. برجسته‌ترین برادر اسفندیار پشوتن است که یکی از جاویدانان زرتشی است که یاری‌دهندگان سوشیانت است. در شاهنامه او مشاور و پشتیبان اسفندیار است و همچنین فرمانده لشکر اوست که او را هم در جنگ با ارجاسپ و هم در جنگ با رستم همراهی می‌کند. او خردمند و پارسا و دادگر است. برادر عزیزکرده اسفندیار فرشیدورد است. دیگر برادر پارسای او šō. در یشت‌ها یاد شده، اما در شاهنامه نام او نیامده. دقیقی دست کم از دو برادر دیگر اسفندیار یاد می‌کند که یکی اردشیر و دیگری شیداسپ است. دقیقی گویا از دو برادر دیگر او هم نام می‌برد. اورمزد یا شیراورمزد و نیودار یا نیوزار یا دیگر گونه‌های این نام‌ها که همه آن‌ها در جنگ نخست با ارجاسپ جان می‌دهند. هیچ‌کدام از این شخصیت‌ها در اوستا، ایادگار زریران و بندهشن یاد نشده‌اند. دقیقی همچنین بدون نام بردن کسی، از پنج برادر اسفندیار سخن می‌گوید که همه آن‌ها در ستادن کین عمویشان زریر دست دارند. دو خواهر اسفندیار در شاهنامه یاد شده‌اند که به‌آفرید و همای هستند (خُمانی و باذافره در طبری). گشتاسپ به هر کسی که بتواند ارجاسپ را در جنگ نخست از ایران بیرون براند، زناشویی با همای را نوید می‌دهد (که همای دختر گشتاسپ و خواهر اسفندیار را نباید با همای چهرزاد دختر بهمن اشتباه گرفت). چون اسفندیار در بیرون راندن سپاه ارجاسپ کامیاب می‌شود، همای و برادرش اسفندیار با یکدیگر پیوند زناشویی می‌بندند. هر دو خواهر اسفندیار در جنگ دوم با ارچاسپ بندی شده و به دز رویین برده می‌شوند. هر دو آن‌ها در رشته رخدادهای سوگواری پس از مرگ اسفندیار پدیدار می‌شوند. آنچنان که خالقی مطلق گفته، به‌آفرید که اسفندیار او را از بند رهانده، هم در کنار همای، همسر اسفندیار بوده‌است، ولی فردوسی از آن چیزی سخن نگفته تا با اسلام ناسازگار نباشد، هرچند که هنگامی که.............
: نویسندهٔ ناشناس نهایت العربهم آن‌ها را بازگو کرده. نولدکه آن را دروغین پنداشته و ادوارد جی. براون هم از اینکه زمان زیادی روی آن گذاشته افسوس خورده است. نولدکه بر این باور است که شاید هنگامی که اوستا نوشته می‌شده، مجموعه‌ای از افسانه‌های دربارهٔ کیانیان، شاید حتی به گونهٔ نوشتاری، در دست موبدان بوده‌است. از آنجا که اوستا تا پیش از سده چهارم میلادی به گونهٔ نوشتاری درنیامده بود، تنها یک روایت ترتیبی شفاهی که ازبرخوانان و خنیاگران آن را پخش کرده‌اند، می‌توانسته در دسترس بوده باشد. برخی از اسطوره‌ها و افسانه‌ها که در اوستا به گونهٔ گنگ از آن‌ها سخن رفته، در کتاب‌های ساسانی با جزئیات آمده بوده‌است که امروزه در دست نیستند، که از میان آن‌ها می‌توان خدای‌نامه را نام برد که نوشته‌ای به پارسی میانه بوده و پیشگام #شاهنامه شمرده می‌شود. چند کتاب دیگر نیز گویا دربردارندهٔ داستان‌های #اسفندیار بوده‌اند. ابن ندیم «از میان کتاب‌هایی که ایرانی‌ها دربارهٔ داستان‌ها و افسانه‌های شاهان خود نوشته‌اند» از کتابی با نام رستم و اسفندیار نام برده است که به دست جبله بن سالم به عربی برگردانده شده بوده‌است. مسعودی گزارش کرده‌است که کرده‌های اسفندیار در کتابی با نام «پیکار» آمده بوده که به دست ابن مقفع به عربی برگردانده شده بوده. مسعودی در کتاب تنبیه خود گزارش کرده که این کتاب به جنگ میان ایران و توران پرداخته بوده‌است. او همچنین از کتابی فارسی یاد کرده‌است که سَکیسَران نام داشته و دربردارندهٔ داستانی از اسفندیار بن بستاسف، مرگ او به دست رستم و مرگ رستم به دست بهمن بن اسفندیار بوده‌است. بر پایهٔ گفتهٔ مسعودی، ایرانی‌ها در این کتاب داستان‌های والای خود را نوشته بودند و این کتاب دربردارندهٔ اطلاعاتی دربارهٔ نیاگان و شاهانشان بوده‌است. این کتاب از پارسی میانه به عربی با نام الفارسیه الاولی ترجمه شده بود. اگر عنوان کتاب آن طور که به گونهٔ «سران سکاها» فهمیده شده، درست باشد، این کتاب می‌بایست بر روی کرده‌های خاندان زال و رستم تمرکز کرده باشد. بر پایهٔ منابع، اسفندیار بزرگترین پسر و جانشین گشتاسپ و همچنین نوهٔ لهراسپ است. او به دوره دوم دودمان کیانیان تعلق داشته‌است. در اوستا نام مادر او ā- (که در تفسیر پهلوی آن و دیگر منابع اسلامی ō نوشته شده) بوده و مادر او از خاندان نوذر بوده‌است. در ایادگار زریران گشتاسپ می‌گوید «هوتوس، خواهر و همسر من، که از او سی فرزند من زاده شده‌اند». دقیقی نام مادر او را ناهید آورده است که دختر قیصر روم بوده و شاه گشتاسپ به او کتایون می‌گفته.............
: در بندهشن، #اسفندیار در تبارنامهٔ دومین دوره کیانیان نام برده شده‌است. در دینکرد او را پدر بهمن برشمرده‌اند و یکی از نخستین کسانی گفته‌اند که در بلخ در دربار گشتاسپ، که دین زرتشت را گسترش داده است. متن ازدست‌رفتهٔ اوستایی ویشتاسپ ساست که خلاصه آن در دینکرد آمده و دربارهٔ گرویدن گشتاسپ به کیش زرتشتی است، می‌بایست به گرویدن اسفندیار هم پرداخته باشد. در ترجمه پهلوی از ویشتاسپ یشت، اسفندیار نمونهٔ برجستهٔ یک جنگجو برشمرده شده‌است. منبع فارسی بزرگ برای اسفندیار، شاهنامه فردوسی است که ۱۰۱۵ بیت (در ویرایش خالقی، در ویرایش مسکو ۱۰۰۹ بیت) از دقیقی را در خود دارد که در آغاز داستان پادشاهی گشتاسپ گنجانده شده‌اند. درون‌مایهٔ این بیت‌ها همان چیزهاییست که در ایادگار زریران نوشته شده‌است. گفته‌های خود فردوسی در جایی آغاز می‌شود که ارچاسپ پسر خود کُهْرَم را برای دیده‌وری به ایران می‌فرستد، و با بازگشتن بهمن پسر اسفندیار به دربار گشتاسپ پس از تربیت‌یافتن به دست رستم، داستان اسفندیار پایان می‌یابد. در یک اثر فارسی زرتشتی به نام زراتشت‌نامه که به دست زردشت بهرام پژدو در سده سیزدهم میلادی نوشته شده یا شاید زودتر نوشته شده است، به زندگینامه زرتشت پرداخته و معجزه‌های او را با جزئیات بازگو می‌کند. گویا این نوشته بر پایهٔ داستان‌هایی که در اوستای ساسانی و تفسیرهای آن آمده بوده، نوشته شده‌است. یک نوشتهٔ پهلوی دیگر در سده نوزدهم به نام ویزیرکرد دینی ( ī ēī) که به اشتباه گفته شده‌است به دست پسرعمو و پیرو زرتشت، نوشته شده است، گزارش‌هایی دربارهٔ اسفندیار دارد که پیش از آن نیز در نوشته‌های پهلوی کهن‌تر آمده بوده‌اند. در تاریخ‌ها عربی، تاریخ غرر نوشتهٔ ثعالبی همانندی زیادی با شاهنامه دارد و باید از روی همان منبعی که شاهنامه نوشته شده، نوشته شده باشد. این کتاب دورودرازترین و خوش‌ساختارترین روایت از کرده‌های اسفندیار را بدست می‌دهد. با این همه ناهمسانی‌های کوچکی هم بین آن‌ها پیدا می‌شود. هرچند که روایت طبری از پادشاهی گشتاسپ (بشتاسب به گفتهٔ او) آمیخته‌ای درهم و برهم از سنت‌های ایرانی، بابلی و انجیلی است، که احتمالاً برگردانندگان خدای‌نامهٔ پهلوی به عربی از خود ساخته‌اند تا روایت‌های ایرانی و سامی را با هم سازگار کنند، گزارشی کوتاه دربارهٔ اسفندیار دارد که بنیاد آن با #شاهنامه و ثعالبی سازگار است. بلعمی نیز چیز بیشتر از طبری دربارهٔ اسفندیار نگفته است. ابوحنیفه دینوری گزارشی از اسفندیار آورده که تا اندازه‌ای با دیگران ناسازگار است و...............
: #اسفندیار، پسر گشتاسپ و کتایون، و نوهٔ لهراسپ، شاهزاده کیانی در تاریخ اسطوره‌ای و حماسی ایران و قهرمان جنگ‌های مقدس کیش زرتشتی است که بیشتر برای نبرد سوگ‌انگیزش با  #رستم، دیگر پهلوان ایرانی شناخته می‌شود.برادرانش پشوتن و فرشیدورد، عمویش زریر و پسرانش نوش‌آذر و مهرنوش و بهمن نام داشته‌اند. اسفندیار رویین‌تن بود، بدین سبب که زرتشت به او توصیه کرد رودخانه مقدس خود را بشوید.هنگامی که زیر اب رفت چشمان خودرا بست که این امر باعث شد آب به داخل چشمش نفوذ نکند و آن قسمت از بدنش ضربه پذیر شود و همین امر موجب مرگش شد. اسفندیار در نبرد با ارجاسب فرماندهی سپاه گشتاسب را بر عهده داشت، و با پیروزی به نزدیک پدر برگشت اما گرزم پادشاه را علیه اسفندیار شورانید؛ چنان‌که دستور داد اسفندیار را در دز گنبدان زندانی کنند. اسفندیار توسط رستم (با رهنمایی سیمرغ) با تیر درخت گز که به چشمانش برخورد کرد کشته شد. #شاهنامه نام اسفندیار در اوستا به گونهٔ əōδā- (آفریدهٔ/دادهٔ خدایی) آمده‌است. گونهٔ میانه‌ای آن *ā- که می‌بایست در پارسی باستان رواج می‌داشته‌است، می‌تواند از á، نام مغی که پس از مرگ بردیا پسر کوروش و مرگ کمبوجیه خود را شاه خواند، گرفته شده باشد. گونهٔ فارسی میانهٔ آن را می‌توان اسْپَنْدَداتْ یا اسْپَنْدیاتْ خواند (د و ی در خط پهلوی شکسته دارای نشانه مشترک هستند) که در عربی به گونهٔ اسفندیاذ و اسفندیار بازتاب یافته‌است. در زبان ارمنی دو گونه از این نام یاد شده‌است که اسْپَنْدَرَت (گونهٔ نخستین) و اسْپَنْدیَتْ (گونهٔ پسین) هستند. کهن‌ترین منبعی که نام اسفندیار در آن یاد شده اوستا است که در آن اسفندیار را - گفته‌اند که به معنی «نیرومند، دلیر» است. کتاب ایادگار زریران که گویا یک نوشته پارتی بوده که گونهٔ اصلاح‌شدهٔ آن به زبان پارسی میانه امروزه در دست است، دربارهٔ نخستین تاختن ارجاسپ به ایران، پادشاه خیون‌ها (قبیله‌ای دشمن که آیین پیشازرتشتی را پرستش می‌کردند)، دربارهٔ دلیری‌ها و شهیدشدن زریر، عموی اسفندیار، دربارهٔ دلاوری‌های پسر زریر که بستور نام دارد و بیدرفش فرومایه را می‌کشد، و در نهایت دربارهٔ اسفندیار که پس از مرگ زریر، لشکر ایران را رهبری کرده و خیون‌ها را شکست می‌دهد، می‌پردازد. هرچند که این جنگ، جنگی دینی و مذهبی است، نوشتهٔ یادگار زریران لحن و آهنگی حماسی دارد، نه دینی. اشاره‌های دیگر به اسفندیار در نوشته‌های پارسی میانه ناچیز است. یکی از کهن‌ترین آن‌ها در نوشتهٔ درخت آسوریگ است که رودْسْتَهْم (رستم) و سْپَنْدَدات را یاد کرده‌است.......
: _کشتن سودابه همسر کیکاووس به خونخواهی سیاوش _خونخواهی سیاوش و تاختن به توران _حضور در جنگ با خاقان چین و کشتن کاموس کشانی و اسارت خاقان چین _کشتن اکوان دیو _نجات بیژن پسر گیو از چاه افراسیاب _کشتن  #اسفندیار و پرورش بهمن پسر اسفندیار در سایر منظومه‌ها: _جنگ با  #برزو از خواجه عمید عطاری رازیجنگ با جهانگیر پسر خود از قاسم مادح ریشهٔ نام: رستم در ادبیات فارسی به صورت‌های رستهم، روستهم، روستم نیز آمده‌است. در اصل از دو جزء تشکیل شده‌است: «رُس» از // (به معنی بالیدن و نمو یافتن) [رستن و روییدن از همین ریشه است] + «تَهم» // که درفارسی باستان و گاتاها و دیگر بخش‌های اوستا به معنی «دلیر» و «پهلوان» آمده‌است و «تهمتن» نیز از همین ریشه است به معنی بزرگ پیکر و قوی اندام، و در حقیقت تهمتن معنی کلمهٔ رستم است. بنابر آنچه گفته شد، رستم یعنی کشیده بالا و بزرگ تن و قوی پیکر.«در ادبیات پهلوی نام رستم به صورت «رُت‌ستَخمَک» /-/ یا «رُت‌ستَخم» /-/ و «رُت‌ستَهم» /-/ آمده‌است.یوزف مارکوارت تصور کرده‌است که کلمهٔ «رُت‌ستَخمَ» در اوستا «رَنتَستَخمَ» /-/ و یکی از عناوین و صفات  #گرشاسپ بوده‌است، و این دو پهلوان نه‌تنها از جهت اعمال پهلوانی به یکدیگر شبیهند، بلکه از نظر مذهبی نیز شباهت و قرابت دارند. البته این وجوه شباهت هیچ‌گاه دلیل وحدت دو پهلوان و همسانی آن دو با یکدیگر نیست. تئودور نُلدکه، برعکسِ مارکوارت، معتقد بود که داستان زالِ زر و رستم به‌هیچ‌روی با روایت گرشاسپ ارتباطی ندارد و نسب‌نامهٔ آن دو ساختگی و مجعول است، چراکه اولاً دراوستا از ایشان نامی نیامده است و دوم آن‌که گرشاسپ دراوستا و در بعضی موارد در شاهنامه در شمار شاهان است، در صورتی که زال و رستم از پهلوانان شمرده می‌شوند.مهرداد بهار نوشته‌است که «بیشتر می‌توان احتمال داد که رستم پهلوان اساطیر اقوامی بیگانه، احتمالاً سکایی بوده که به علت آمیختن ایشان با ایرانیان وارد افسانه‌های ملی ما گردیده‌است». البته زبان‌شناسان نام رستم را کاملاً ایرانی می‌دانند و این نظریهٔ سکایی بودن منشأ آن را کم می‌کند.
سخنان رهبر انقلاب در مورد حکیم ابوالقاسم فردوسی #بزرگداشت_فردوسی ‌‌ 🔻رهبرانقلاب: من با شاهنامه مأنوسم. حکمت شاهنامه‌ی حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکمت اوستایی نیست؛ حکمت قرآنی است. ‌‌ 🔹اگر کسی به شاهنامه دقت کند، خواهد دید فرودسی #ایران را سروده، اما با دید یک #مسلمان؛ آن هم یک مسلمان #شیعه. ‌‌ 🔹بیان زندگی قهرمانها و پهلوانها و شخصیتهای مثبت مثل #رستم و #اسفندیار در #شاهنامه، در اندیشه‌های اسلامی ریشه و ظهور و بروز دارد. عکس آن، شخصیتهای منفی مثل تورانی‌ها یا بعضی از سلاطین، مثل #کیکاووس شخصیتهایی هستند که در تفکر اسلامی بوضوح کوبیده شده‌اند. ‌‌ 🔹اما تفکر اوستایی چیست و چیزی که می‌تواند حکمت اوستایی را به ما نشان دهد، کجاست؟ زمان فردوسی هم بیش از الان نبوده. این‌طور نیست که ما خیال کنیم زمان #فردوسی تفکر اوستایی آشکارتر بوده؛ خیر، آن‌وقت هم بیش از آنچه الان ما در اختیار داریم، نبوده است. لذا #حکمت_قرآنی، همان #حکمت_ملی بومی و ایرانی ماست. این مفاهیم می‌تواند در این نقشها و تابلوها بیاید و وسیله‌یی بشود برای گسترش عالی‌ترین و زیباترین و سازنده‌ترین و مفیدترین و پُربهره‌ترین مفاهیم. ‌‌ 🔹البته نمی‌خواهم بگویم یک #هنرمند خود را محبوس کند. هنرمند گاهی دوست می‌دارد مثلاً چیزی را بکشد که هیچ ارتباطی به ایده‌های اسلامی یا ایرانی ندارد، یا اصلاً فلسفه‌یی ندارد؛ فقط لبّ احساس خود اوست. هنرمند باید از این کارها بکند؛ هیچ هنرمندی نیست که این را نداشته باشد. ‌‌ 🔺بنده به عنوان عقیده‌ی شخصی، او را منع نمی‌کنم. این احساس از هنرمند غیرقابل تفکیک است که لبّ احساسات خود را با زبان ویژه‌ی هنرِ خودش بیان کند. این احساس گاهی نه ارتباطی به فکر دارد، نه ارتباطی به فرهنگ دارد، نه ارتباطی به سنتها دارد، نه ارتباطی به عقیده دارد؛ هنرمند احساسی دارد که می‌خواهد آن را بیان کند؛ این هیچ مانعی ندارد و هیچ مخالفتی با این نیست؛ لیکن آن‌جایی که می‌خواهیم ایده‌یی را بیان کنیم، به نظر من هنر یکی از بهترین چیزهایی است که می‌شود #تفکرات_اسلامی را با آن بیان کرد. ۱۳۷۲/۰۶/۱۰
..
بسی رنج بردم در این سال سی 
عجم زنده کردم بدین پارسی

امروز ۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت بزرگ مرد ایران زمین از دیار توس خراسان، فردوسی ، مردی که زبان فارسی رو زنده کردو مردانگی و مرام رو تو حماسه های شاهنامه ش به تصویر کشید
پانویس۱:
فردوسی جان دستت طلا بخدا وگرنه الان داشتیم عربی حرف میزدیم دوراز جون ..ما عجم ها مدیونتیم
پانویس۲:
آرامگاه زیبای فردوسی در سال ۱۳۱۳و به دستور رضاشاه در مساحت ۳۰ هزار متر بنا شد قبلشو نگم چجوری بوده
پانویس ۳:عکس رو خودم گرفتم ها
مهمترین پانویس: من عاشق ایرانم و اینجا یکی ازون جاهاییکه به ایرانی بودنم افتخار میکنم

#افسون#شعر#فردوسی_بزرگ#شاهنامه#زبان_فارسی
#فارسی#ایران#ایرانی#عجم#رستم#سهراب#رودابه#اسفندیار#زال#سیمرغ#مشهد#توس#شاعر
#ایرانی_باش#خودت_باش#ایران_دوستت_داریم
.. بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی امروز ۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت بزرگ مرد ایران زمین از دیار توس خراسان، فردوسی ، مردی که زبان فارسی رو زنده کردو مردانگی و مرام رو تو حماسه های شاهنامه ش به تصویر کشید پانویس۱: فردوسی جان دستت طلا بخدا وگرنه الان داشتیم عربی حرف میزدیم دوراز جون ..ما عجم ها مدیونتیم پانویس۲: آرامگاه زیبای فردوسی در سال ۱۳۱۳و به دستور رضاشاه در مساحت ۳۰ هزار متر بنا شد قبلشو نگم چجوری بوده پانویس ۳:عکس رو خودم گرفتم ها مهمترین پانویس: من عاشق ایرانم و اینجا یکی ازون جاهاییکه به ایرانی بودنم افتخار میکنم #افسون #شعر #فردوسی_بزرگ #شاهنامه #زبان_فارسی #فارسی #ایران #ایرانی #عجم #رستم #سهراب #رودابه #اسفندیار #زال #سیمرغ #مشهد #توس #شاعر #ایرانی_باش #خودت_باش #ایران_دوستت_داریم