همه عکس ها و کلیپ های ببین در اینستاگرام

  • تگ های مشابه:
loading...
از عمر رفته../ قصه‌ی ما راست بود / دو اجرا دردو سو
گفتیم نویسنده‌ی کلینوش سالها پیش از آن‌که در خدمت قلم در آید سال‌ها و سال‌ها در خدمت سینما و تصویر بود و چند سریال هم برای تلویزیون و صدا و سیما ساخت که بنا داریم از بعضی‌شان بگوییم. «قصه‌ی ما راست بود» سریالی بود که در دو اجرا به نوا در آمد : 
یکبار در سال ۱۳۵۶ با چها شخصیت : آیدا /  آرش /  مانی /  میترا
ما دوست‌تون داریم /  ما دوست‌هاتون هستیم / 
ما تو خواب‌هاتون می‌آییم /  ما خواب‌هاتون هستیم /
و بار دوم بعد از دعوت به سازمان صدا و سیما و ساختن چند کار دیگر
در سال ۱۳۶۶ در رنگ‌آمیزی کمی متفاوت اما در همان حال و هوا :
شما ما رو می‌شناسین؟ /  شما ما رو می‌شناسین! /
ما تو خواب‌ه تون می‌آییم /  ما خواب‌هاتون هستیم! /
نرگس/ زهرا / مریم / توبا /  ما دوست‌هاتون هستیم
باز در باره‌ی این آثار حرف می‌زنیم
#mahmood_torabnia #our_tale_was_true #kolynoosh_1_2 
#zohreh_toolooee #coffee_roman_cigare #see #read 
#محمود_تراب_نیا #تراب_اف #قصه_ما_راست_بود #کلینوش_۱_۲ 
#زه‍ره_طلوعی #قهوه_رمان_سیگار #رمانخوانی #بخوان #ببینm.m
از عمر رفته../ قصه‌ی ما راست بود / دو اجرا دردو سو گفتیم نویسنده‌ی کلینوش سالها پیش از آن‌که در خدمت قلم در آید سال‌ها و سال‌ها در خدمت سینما و تصویر بود و چند سریال هم برای تلویزیون و صدا و سیما ساخت که بنا داریم از بعضی‌شان بگوییم. «قصه‌ی ما راست بود» سریالی بود که در دو اجرا به نوا در آمد : یکبار در سال ۱۳۵۶ با چها شخصیت : آیدا / آرش / مانی / میترا ما دوست‌تون داریم / ما دوست‌هاتون هستیم / ما تو خواب‌هاتون می‌آییم / ما خواب‌هاتون هستیم / و بار دوم بعد از دعوت به سازمان صدا و سیما و ساختن چند کار دیگر در سال ۱۳۶۶ در رنگ‌آمیزی کمی متفاوت اما در همان حال و هوا : شما ما رو می‌شناسین؟ / شما ما رو می‌شناسین! / ما تو خواب‌ه تون می‌آییم / ما خواب‌هاتون هستیم! / نرگس/ زهرا / مریم / توبا / ما دوست‌هاتون هستیم باز در باره‌ی این آثار حرف می‌زنیم _ _ #محمود_تراب_نیا #تراب_اف #قصه_ما_راست_بود #کلینوش_۱_۲ #زه‍ره_طلوعی #قهوه_رمان_سیگار #رمانخوانی #بخوان #ببین
سری دوم سریال در این‌سو/ سازنده‌ی سری اول/ نویسنده کلینوش
سری دوم سریال «قصه‌ی ما راست بود» در سال ۶۶ ساخته شد.
باز با چهار شخصیت: زهرا/ نرگس/ مریم/ توبا  از چهار خطه‌ی گرمازده‌ی  جنوب ایران : توبا از بندرعباس/ مریم از آبادان / 
زهرا از لار و لارستان / نرگس از بلوچستان/ اما قصه همانست:
ما تو خواب‌هاتون می‌آییم/  ما خواب‌ها تون هستیم!
و با پخشی مثله شده پاره پاره... تفصیل قضیه در جایی خواهد آمد
به شرط عمر/ گفت: به شرطها و شروطها!
#mahmood_torabnia #our_tale_was_true #kolynoosh_1_2 
#zohreh_toolooee #coffee_roman_cigare #be_sharteha
#محمود_تراب_نیا #قصه_ما_راست_بود #کلینوش #ببین #بخوان 
#زه‍ره_طلوعی #قهوه_رمان_سیگار #بندر_عباس #رمانخوانیm.m
سری دوم سریال در این‌سو/ سازنده‌ی سری اول/ نویسنده کلینوش سری دوم سریال «قصه‌ی ما راست بود» در سال ۶۶ ساخته شد. باز با چهار شخصیت: زهرا/ نرگس/ مریم/ توبا از چهار خطه‌ی گرمازده‌ی جنوب ایران : توبا از بندرعباس/ مریم از آبادان / زهرا از لار و لارستان / نرگس از بلوچستان/ اما قصه همانست: ما تو خواب‌هاتون می‌آییم/ ما خواب‌ها تون هستیم! و با پخشی مثله شده پاره پاره... تفصیل قضیه در جایی خواهد آمد به شرط عمر/ گفت: به شرطها و شروطها! _ _ #محمود_تراب_نیا #قصه_ما_راست_بود #کلینوش #ببین #بخوان #زه‍ره_طلوعی #قهوه_رمان_سیگار #بندر_عباس #رمانخوانی
سریالی با دو بار اجرا/ ساخته‌ی نویسنده‌ی کلینوش
سریال «قصه‌ی ما راست بود» در ۱۸ قسمت/ سال ۵۶ / 
پخش از شبکه اول / زمان پخش بعضی از قسمت‌ها، ساعتی بعد از پخش می‌آمدند سراغ ما، می‌بردندمان که:«منظورتان چه بود؟!» /
چهار تن مجریان اصلی سریال بودند: آیدا/ آرش/ مانی/ میترا / 
ما تو خواب‌تون می‌یاییم/ ما خواب‌ها تون هستیم /
شما ما رو می‌شناسین؟/ شما ما رو می‌شناسین!/ آیدا/ آرش/ مانی/میترا/ ما دوستاتون هستیم/ ما دوست‌تون داریم
#mahmood_torabnia #our_tale_was_true #kolynoosh_1_2

#zohreh_toolooee #see #coffee_roman_cigare #read 
#محمود_تراب_نیا #تراب_اف #قصه_ما_راست_بود #ببین #کلینوش 
#زه‍ره_طلوعی #قهوه_رمان_سیگار #رمان_امروز_جهان #بخوانm.m
سریالی با دو بار اجرا/ ساخته‌ی نویسنده‌ی کلینوش سریال «قصه‌ی ما راست بود» در ۱۸ قسمت/ سال ۵۶ / پخش از شبکه اول / زمان پخش بعضی از قسمت‌ها، ساعتی بعد از پخش می‌آمدند سراغ ما، می‌بردندمان که:«منظورتان چه بود؟!» / چهار تن مجریان اصلی سریال بودند: آیدا/ آرش/ مانی/ میترا / ما تو خواب‌تون می‌یاییم/ ما خواب‌ها تون هستیم / شما ما رو می‌شناسین؟/ شما ما رو می‌شناسین!/ آیدا/ آرش/ مانی/میترا/ ما دوستاتون هستیم/ ما دوست‌تون داریم _ _ #محمود_تراب_نیا #تراب_اف #قصه_ما_راست_بود #ببین #کلینوش #زه‍ره_طلوعی #قهوه_رمان_سیگار #رمان_امروز_جهان #بخوان
#ببین ما دوتاییم ولی نصف یکیمونم باشه باز از شما بیشتریم💪💪 #شایع🎤 #کی بوده🎵
#ببین-خفه-شو-و-درداتو-به- کسی-نگو-خب؟🔇🔇🔇🔇🔇🔇🔇🔇🔇 اینا-همشون-فیکن................😏
#یک #عکس #قدیمی #که #دوسش #دارم چون یاداور روزهای سختم که تو آینه خودمو پیدا کردم وتو سختی‌ها رو پام ایستادم و #یاد #گرفتم #همه #شاید #بهت #دروغ بگن اما #آینه هیچ موقع بهت #دروغ نمیگه... پس هر وقت احساس کردی همه دارند بهت #دروغ میگن یک نگاه تو آینه بنداز و بهش اعتماد کن و #ببین همون #آدم #سابق هستی؟... جواب همه سوالاتو راجب خودت میگیری😎✌... #به_آینه_نگاه_کن و #اعتماد_کن فقط به #خدا وبه #خودت
📽 #روایت علت وقوع رعدوبرق اینه که جبرئیل یه شلاق دستشه میزنه به ابرها و همین باعث میشه تق توق صدابدن😳 واقعا متاسفم اینهابرای ما تصمیم میگیرند و کشور را اداره میکنند #ببینید #آخوند #ملا #رعدوبرق #ببین 😋 😊 😗 😁 😂 لایک_کن #فانتزی #فان #لبخند #لبخند_بزن #یخ #مجیدحاجعلیان
رها کن ؛ هر آنچه که فکرِ خواستنش ، زمین گیرت می کند . این وابستگی هایِ بی ثمر ؛ به بغضِ کهنه ای می مانَد بیخِ گلو ، که تا رها نشود ؛ آرامشِ دنیایِ تو بر نخواهد گشت . رهایش که کردی ؛ اشک می ریزی ، عذاب می کشی و تمامِ حسرت و ترس هایِ ته گرفته ات به یک باره از چشمانت بیرون می ریزد . تا جایی که سبُک می شوی و به نقطه ی پذیرش و بی تفاوتیِ محض می رسی . جایی که دیگر ، نه دلیلی هست برایِ ترسیدن ، نه حسرتی برایِ خوردن ، نه چیزی برایِ از دست دادن ، گذشته و نداشته هایت را فراموش می کنی و دل می دهی به اتفاقاتِ خوبِ پیشِ رو . بعضی رها کردن ها ، فقط تصورشان ترسناک است ! کیک خامه ایی خوشگلم⚘⚘⚘⚘ کیک خامه #زیبا #کیک خانگی #پاندورا #اموزش #اصفهان #کلاس #کیک وانیل #ببین #بپسند #گل طبیعی #پتینه #سفارش بده #ببین #کیک #اصفهان #سفارشی #فوندانت #خمیر شکلات #زیبا #ببین #تبلغات اصفهان #تهران #کیک اینستاگرام #فالور #زرینشهر #فولارشهر #اصفهان #سیتی سنتر #خمینی شهر #شاهین #قنادی #خوشمزه #مبارکه #نجف اباد شهر #ببین #سفارشی #کیک #دسر #قناد
توضیح نمیدم خودتون ببینید😀 #فالو #رو #لمس #کن #بیا #تو #بقیه #پست #ها #رو #هم #ببین #
#تو #با #قلب #دیوانه #من #چه #کردی #ببین #عشق #دیوانه #من #چه #کردی باصدای :محمدعبیاوی شعر:افشین یدالهی
#بسم‌الله...✨
.
.
#ديالوگ📽
خب من مي‌دونم زن‌ها در موردِ کارهایي که بايد واسه جلبِ توجه مردها بکنن شکايت مي‌کن: کفشِ پاشنه بلند، جوراب شلواري، آرايش، 
ولي بايد بگم وقتي مرد باشي اوضاع بدتره!
چون اگر مرد باشي، اصلاً نمي‌دوني بايد چيکار کني؟!
واسه همينه که ماها پل مي‌سازيم، قلّه فتح مي‌کنيم، مي‌ريم اکتشافِ مناطقِ ناشناخته!
فکر کردين واقعا دل‌مون مي‌خواد اين کارها رو بکنيم؟
هيچ کس دلش نمي‌خواد پل بسازه!
خيلي خيلي کار سختيه
طرّاحي موشک، پرتاب کردن‌شون به فضا،
بهتون اطمينان مي‌دم، هر فضانوردي وقتي از فضا برمي‌گرده مي‌ره پيش يه دختر و مي‌گه: خب، اون بالا من‌و ديدي!! 🌿💜🌿
| #Seinfeld | .
.
#ببین‌دیدمت💙
#بسم‌الله...✨ . . #ديالوگ📽 خب من مي‌دونم زن‌ها در موردِ کارهایي که بايد واسه جلبِ توجه مردها بکنن شکايت مي‌کن: کفشِ پاشنه بلند، جوراب شلواري، آرايش، ولي بايد بگم وقتي مرد باشي اوضاع بدتره! چون اگر مرد باشي، اصلاً نمي‌دوني بايد چيکار کني؟! واسه همينه که ماها پل مي‌سازيم، قلّه فتح مي‌کنيم، مي‌ريم اکتشافِ مناطقِ ناشناخته! فکر کردين واقعا دل‌مون مي‌خواد اين کارها رو بکنيم؟ هيچ کس دلش نمي‌خواد پل بسازه! خيلي خيلي کار سختيه طرّاحي موشک، پرتاب کردن‌شون به فضا، بهتون اطمينان مي‌دم، هر فضانوردي وقتي از فضا برمي‌گرده مي‌ره پيش يه دختر و مي‌گه: خب، اون بالا من‌و ديدي!! 🌿💜🌿 | | . . #ببین‌دیدمت💙
#ببین این اخوند میزنه بسرش دیوونه میشه...خودت ببین........
این طرح جوانب طراحی رو نداره فقط و فقط از سر دلتنگی و تو اوج حال بدیام کشیدمش. ی وقتایی خدا دقیق دست میزاره رو نقطه ضعفت دقیقا همونی رو ازت میگیره ک همه دین و دنیاته نمیتونی بهش گلایه کنی نمیتونی بهش شکایت کنی فقط باید هر بار تو اوج دلتنگیات واسه خودت جمله بندی کنی کاش... بود ... کاش می اومد ...کاش برگرده... کاش رفتنش ی خواب باشه🖤 ی وقتایی بغضت میشکنه واسه نبودن کسی ک برات مادر بوده واسه رفتن کسی ک برات بهترین بوده واسه کسی ک با رفتنش همه حس های خوبتم میره انگار هیج جای دنیا قشنگ نیس دوساله ندارمت اندازه صدسال میگذره😔🖤 #دلم_برات_تنگ_شده #عزیزترینم #از_وقتی_رفتی #خیلی_تنهام #خیلیا_دلمو_شکستن #ولی #ببین #هنو_سرپام
#سریال مزرعه قلب ها #جذاب #دیدنی #آموزنده #مهربونی #محبت #وفا #عشق #دختر #پسر #پستای #خوب #دیدنی #لایک نکردی #نکردی #ببین حتما🎀 #بزرگی میفرماید #شاد بودن هنر است، شاد کردن هنری والاتر👌
الهی آفتاب زندگی تون پرنور باشه الهی روزی تون پربرکت باشه الهی همیشه شادی تولحظه هاتون و خوشبختی مهمان خونه هاتون باشه الهی آمین 🍃🌸سلام روزتون بخیر🌸🍃 استفاده ی کاربردی از لباسهای بافت کهنه و بلا استفاده👌 پ ن👈 به جای چسب دور کلاه رو دوخت بزنید😉😍 ناامید هرگز برنده نمی‌شود و برنده، هرگز ناامید نمی‌شود. پرمودا باترا 🌸🍃 #لباس بافت #استفاده #کاربردی #ایده #بدوز #ببین #بلا استفاده #همه_چیز_برای_بانو
#ببین نگو پیر شدم
ماشاءالله دزد پر کاری بوده . هرچی لات و لوت بوده تا اینجا که ما دیدیم بی دین و بی خدا نبوده. مسلمان شیعه بوده و ارادت خاصی به امام حسین داشته.... موقت #اربعین #ببین #موقت
ورق بزن👈 #عشقتو_تگ_كن 😍 . کنار تو چه آرومم چه آرومی کنار من تو چشمای تو آرومه چشای بیقرارمن تو میفهمی که خوشحالم تو میفهمی دلم تنگه تو میدونی که خواب من کدوم شبهاس که بی رنگه تو مثل آسمون ساده مثل پرواز آزادی مثل دلبستگی امنی مثل لبخند آبادی.. ادامه آهنگ ..صفحه بعد👈 .................. #تگ_فالو_لایک_یادتون_نره❤ #کلیپ_فان #فالو_یادت_نره #بهترینها رو #ببین #کلیپ #دیدنی #جذاب #آهنگ_جدید #عاشقانه_تنهایی #غمگین #موزیک_ویدئو #پاپ #موسیقی_پاپ #خواننده #عاشقانه #عاشقانه_خاص #غمگین #زیبا #معین #خواننده #هنرمندان_محبوب_ایرانی #محبوب #دلنشین #صدای_عشق #عشق #عاشقانه_های_من_و_تو #معین_موزیک_ویدئو #موسیقی_ایرانی #ترانه_های_قدیمی #ترانه #آهنگ_جدید
گربه/ صوف‌ال/ شاید‌یک‌رمان.../ دختر‌خوانده‌ی شرم
دستمالم را گرفته بودم جلوی دهانم---که مثلن دود ترافیک اذیت می‌کند، آن هم من!--- که خنده‌ی بی اختیارم را نبیند---و از کنار درختان بلند می‌گذشتیم---و بهار بود---و درختان مست بودند. و دستمال جلوی دهانم بود که سعید بی آنکه نگاهم کند خواند:
دهانت را بسته‌ای /  دختر خوانده‌ی شرم /  تا شور دیوانه‌ی مست شمیم /  شمیم بهار / بپوشانی /  پنهان کنی؟ ---گیر بیندازی--- /  میان دستمال کوچکت اما /  با چشمان مستت /  چه می‌کنی /  که در شادی ی شمیم /  می‌خندند؟
سعید عزیز لعنتی اینجوری بود. هر کاری می‌کردی می‌دیدی جلویش برهنه‌ای و حتی دست‌هایت را هم نداری!
#mahmood_torabnia #probably_a_novel_ashagheh #cat
#zohreh_toolooee #coffee_roman_cigare #see #read 
#محمود_تراب_نیا #شاید_یک_رمان_عشقه #تراب_اف #بخوان #ببین 
#زه‍ره_طلوعی #گربه #قهوه_رمان_سیگار #کلینوش #بیشتر_بخوانm.m
گربه/ صوف‌ال/ شاید‌یک‌رمان.../ دختر‌خوانده‌ی شرم دستمالم را گرفته بودم جلوی دهانم---که مثلن دود ترافیک اذیت می‌کند، آن هم من!--- که خنده‌ی بی اختیارم را نبیند---و از کنار درختان بلند می‌گذشتیم---و بهار بود---و درختان مست بودند. و دستمال جلوی دهانم بود که سعید بی آنکه نگاهم کند خواند: دهانت را بسته‌ای / دختر خوانده‌ی شرم / تا شور دیوانه‌ی مست شمیم / شمیم بهار / بپوشانی / پنهان کنی؟ ---گیر بیندازی--- / میان دستمال کوچکت اما / با چشمان مستت / چه می‌کنی / که در شادی ی شمیم / می‌خندند؟ سعید عزیز لعنتی اینجوری بود. هر کاری می‌کردی می‌دیدی جلویش برهنه‌ای و حتی دست‌هایت را هم نداری! # _ #محمود_تراب_نیا #شاید_یک_رمان_عشقه #تراب_اف #بخوان #ببین #زه‍ره_طلوعی #گربه #قهوه_رمان_سیگار #کلینوش #بیشتر_بخوان
گربه/ چین/ شاید‌یک‌رمان...
گربه از روزگاران بسیار دور پیش بسیاری از اقوام مرد تکریم و ستایش بود؛ شاید به این علت که حیوانات اهلی دیگر را نمی‌مانست که هر کدام اگر پیش آدم‌ها بودند به کاری می‌آمدند؛ اما گربه از همان ابتدا تنها گفته بود:«من خوشگلم!» ---اما بعد پیش مصری‌ها، چینی‌ها، ایرانیان گربه جایگاه بسیار ویژه‌ای داشت، مصری‌ها که مقام گربه را یک خدا بالا بردند؛ و چینی‌ها در هر هنرشان جای پای گربه دیده می شود، می‌خواهد هنر بافت باشد یا چینی... این از گربه؛ اما نمی‌خواهم تکه‌ی گربه‌دار از رمان بگذارم؛ ربط این با آن با شما:
...پس این دخترک سبزه‌ی چشم درشت مو سیاه با آن تاب‌های مو که روی شانه‌هایش صدها علامت سوال می‌ساخت این جعدها، آمد توی اتاق بچه و شد دایه‌ی سعید. و این شد روزگار پادشاهی سعید از همان بچگی... از همان بدو تولد!
#mahmood_torabnia #probably_a_novel_ashagheh #cat 
#zohreh_toolooee #coffee_roman_cigare #see #read 
#محمود_تراب_نیا #شاید_یک_رمان_عشقه #تراب_اف #گربه 
#زه‍ره_طلوعی #قهوه_رمان_سیگار #چین #مصر #ببین #بخوانm.m
گربه/ چین/ شاید‌یک‌رمان... گربه از روزگاران بسیار دور پیش بسیاری از اقوام مرد تکریم و ستایش بود؛ شاید به این علت که حیوانات اهلی دیگر را نمی‌مانست که هر کدام اگر پیش آدم‌ها بودند به کاری می‌آمدند؛ اما گربه از همان ابتدا تنها گفته بود:«من خوشگلم!» ---اما بعد پیش مصری‌ها، چینی‌ها، ایرانیان گربه جایگاه بسیار ویژه‌ای داشت، مصری‌ها که مقام گربه را یک خدا بالا بردند؛ و چینی‌ها در هر هنرشان جای پای گربه دیده می شود، می‌خواهد هنر بافت باشد یا چینی... این از گربه؛ اما نمی‌خواهم تکه‌ی گربه‌دار از رمان بگذارم؛ ربط این با آن با شما: ...پس این دخترک سبزه‌ی چشم درشت مو سیاه با آن تاب‌های مو که روی شانه‌هایش صدها علامت سوال می‌ساخت این جعدها، آمد توی اتاق بچه و شد دایه‌ی سعید. و این شد روزگار پادشاهی سعید از همان بچگی... از همان بدو تولد! _ #محمود_تراب_نیا #شاید_یک_رمان_عشقه #تراب_اف #گربه #زه‍ره_طلوعی #قهوه_رمان_سیگار #چین #مصر #ببین #بخوان