همه عکس ها و کلیپ های شوربختی در اینستاگرام

loading...
قلبم مدام درضربانی تصاعدی رگ های متسع شده،قدری قطورتر از خاک حله،تا خود ایران،نمی زدند تحریری این چنین که منم تلخ و،شورتر #امیر_مرزبان #غزل #قلب #مدام #ضربان #ضربان_قلب #رگ #رگ_خواب #فیلم #لیلا_حاتمی #قطر #قطور #تحریر #تلخ #شور #شوربختی
دنیام یک تکانه ی ده ریشتر دنیام حس ریزش و لرزش بود. پسورد اتصال به خوشبختی، کدهای پوچ فاقد ارزش بود #ابولفضل_حبیبی #غزل_پست_مدرن #ریشتر #زلزله #زمین_لرزه #پسورد #خوشبختی #شوربختی #نگونبخت #کد #پوچ #عبث
. . #در این #دریا، چه می‌جویند ماهی‌های سرگردان مرا آزاد می‌خواهی؟ به تنگ خویش برگردان #فاضل_نظرى ❤️ . #تار و پود موج این #دریا بهم پیوسته است می زند برهم جهان را، هر که یک دل بشکند! #صائب_تبریزی ❤️ . #ای دل که بی گدار به آب ها نمیزدی؛ بی قایقت میانه ی #دریا چه میکنی ؟ #معین_دهاز ❤️ . #شوربختی بین که در آغوش #دریا سوختم #رهی_معیری ❤ . در معرکهٔ عشق، دلیرانه متازید… برصفحهٔ #دریا نتوان مشق شنا کرد! #صائب_تبريزى ❤ . بس که دلتنگم اگر گریه کنم می گویند قطره ای قصد نشان دادن #دریا دارد عشق رازی ست که تنها به خدا باید گفت چه سخن ها که خدا با من تنها دارد.... #فاضل_نظری ❤️
آقا اون قدیم‌ها اصلاً مثل الان نبود... هیچ چیز مثل الان نبود... یکیش همین عیدی... حالا ازاین وضعیت اسف‌بار بنده بگذریم که تولدم #تالاپی چسبیده به #عید و همه‌ی دنیا در اون تاریخ در بهترین شرایط دارن #خونه_تکونی میکنن و در بدترین شرایط دارن بار و بندیلشون رو جمع میکنن، می‌زنن زیر بغلشون که داشت برن سفر... این است که عموماً من در روز تولدم چشمم به تلفن خشک میشه و تعداد کمی زنگ میخوره و عده ی بیشتری پیام هاشون رو به طریق تلگرام ارسال می‌کنن که طبیعتاً به هیچ عنوان ارزش تماس رو نداره... حالا #شوربختی هم اینجاست که من با اینکه در #اسفند بدنیا اومدم، شناسنامه م رو در فروردین گرفتم و در واقع صِغَر سن دارم که احتمال میدم والدینم امیدوار بودم که من بتونم تو تیم ملی امید بازی کنم که من نتونستم این انتظارشان رو برآورده کنم... و به این ترتیب هست که حتی #بانک ها هم تولدم رو در روز صحیح تبریک نمیگن... حالا همه‌ی این علاقه‌ی زائدالصفی که بنده‌ی کمینه به این عرض تبریکات دارم بخوره تو فرق سرِ فراخم... موضوع دهشتناک در اواخر دوران جایز‌العدیدگی که در واقع آخرین سالهایی هست که آدمیزاد مستحق دریافت عیدی از اقوام درجه دو به بالاست، این بود که عزیزان همون مقداری که به بقیه عیدی میدادن رو به من هم میدادن و میگفتن دیگه عیدی و تولدت باهم... بعدها من محاسبه کردم که جمع جبری عیدی و تولد بقیه‌ی فامیل به غایت از مجموع عیدانه و کادوی تولد بنده به شدت از همین مقدار در هم ستانم در فامیل کمتر بود... الان هم که به سن لاکپشت های سالخورده ی حوالی خلیج مکزیک رسیدم هم که اساساً چیز زیادی تحت عنوان عیدی ندارم و خودم رو با بوی توپ و بوی کاغذ رنگی و بوی تند #ماهی_دودی وسط سفره‌ای نو سرگرم میکنمو به قول آقا منصورمون عیده و امسال #عیدی ندارم
اینجا سرزمین #شوربختی هاست اینجا #مردها وقتی #عصبانی میشوند ، وقتی #گرفتار میشوند زورشان به صورت #همسرشان ، #دختر شان و #ضعیف تر از خودشان میرسد . اینجا سرخی صورت #زنها انگار امری عادی شده . اینجا مردها به صورت زنها #سیلی میزنند و بعد با اخم های درهم از خانه بیرون میزنند ، وقتی می ایند پای #اخبار شام میخورند و میخوابند و انگار نه انگار ... اینجا #سرزمین شوربختی هاست ... دخترها در #کفن #عصمت و #اجبار دفن میشوند . اینجا هیچ #ماتیک قرمزی مرا به یاد #گل های سرخ نمی اندازد . اینجا #ماه همیشه پشت #ابر می ماند و بی گناه پای چوبه دار می رود و اعدام هم میشود . اینجا زنها همیشه #سیاه می پوشند و دختران نباید بلند بخندند زیرا گناه است و مردان را #تحریک میکند... . . . صدای مرا از اعماق شوربختی ها میشنوید :)
🍃 /_ در قطره های خیس باران آب سرازیر می گردد در قطره های شوربختی اشک چشمانت هر قطره موج گرانی ست بر انحنای روحت . غرق می شوی .. غرق و سکوت آنکه برایت نمی گرید دیگر آزارت نمی دهد . . #فتیه_عامری 🍃 #بخشی از شعر #آنها مجموعه #پیش_ازآنکه_دیرشود #نشرفصل_پنجم . #انتشارات_فصل_پنجم #پیش_از_آن_که_دیر_شود #شعرمدرن #شعرروز #شعرامروز
. از هیچ چیزی زندگی ساختیم رو این زمین جز #عشق چی داشتیم! چی شد یهو عشقو دِرو کردیم چی شد به جاش هی تخمِ #شک کاشتیم! . دیدی که موهامون چه رنگی شد رنگ سفید #شوربختی شد! روزای با هم درگذشتند و... چی شد گذشتن کار سختی شد! . از هر دَری وارد شدیم آخر... دیدیم #خدا درها رو می بنده! ما هر دومون آخر نفهمیدیم نرخِ یه ذره #دلخوشی چنده!!! . شوق پریدن تو سرم بود و... من عاقبت با تو #زمین خوردم من ساااختم با #باااختم حالا... توو معبد تنهائیام مُردم! . تو عمرتو با من تلف کردی #عمر منم داره تلف میشه! چیزی نمونده تا تَهِ عمرم... روزی که شَکّت بر طرف میشه!!! . #مصطفی_اعلایی #شعر_من_اندکی_جنون_دارد
#دلا_خو_کن_به_تنهایی_که_از_تن_ها_بلا_خیزد #شوربختی / #خوشبختی / #آدمیزاد / #احساس / #تضاد / #ریا / #حسد / #کینه / #همدردی / #صداقت #بریده_ای_از_یک_کتاب .............................................................. در قلب هر آدمیزاده ای دو احساس متضاد هست: به هنگام شوربختی، دیگران همه با ما همدردی می کنند. چنین نیست؟... اما چندان که از میدان نبرد با زندگی پیروزمند درآمدیم و توانستیم بینوایی را به زانو در آوریم و به نوایی برسیم، همان کسان که همدردان روزگار تیره بختی ما بوده اند در خود احساس تأسفی می کنند و چه بسیار که راهی می جویند تا بار دیگر ما را به بینوایی پیشین بازگردانند و چه بسیار که این همدردان قدیم بی آن که خود آگاه باشند در ژرفای روحشان احساس حقد و کینه نیز می کنند...! ................................................................ 📚 #دماغ | 🖌 #ریونوسوکه_آکوتاگاوا | #ترجمه #احمد_شاملو | #انتشارات_مروارید ................................................................ آنچه همه بدان نیازمندیم برای داشتن حال خوب👇🏻 “ #کتاب/ #تئاتر / #سفر/ #موسیقی/ #خنده "
گاهی خودم را دراین تصاویر زیبا و طبیعی رها می کنم...دلیلش شاید شوربختی این روزهای ماست!. ، خیلی چیزها برای ما رویایی شده، زندگی راحت و محیط زیست سالم که حداقل نفس کشیدن مارا به تضمین کند هم آرزوهای بزرگی شده... ننگ بر توسعه و برنامه های چشم اندازی که نفس کشیدن مارا به این روز انداخت... تصاویر زیبا محیط #زیست #توسعه نفس زندگی آرزو چشم انداز #رویا #شوربختی
قانون جهان هستی این است : هیچ کس نمی تواند در اقیانوسی از #شوربختی دیگران , جزیره ی #خوشبختی خود را بنا کند./ 💓باشد که همگان #شاد باشند , در #صلح باشند #مسئولین #آرامش #مدیریت #ایران #مردم #اقتصاد #فرهنگ #هنر #عشق #عکس #فقر #سانجي #نفتکش_ایرانی #سانچی
. . . اگر وارد صفحه ای شوید و آن صفحه حس شوربختی را در شما تحریک کند، چه واکنشی نشان میدهید؟ . آیا چنین چیزی میتواند باعث رشد شود؟ آیا به صاحب صفحه احساستان را منتقل میکنید؟ آیا صفحه را ترک میکنید؟ . . پاسخ تان برایم مهم است😊😊 . . . #زهراسامانیان #شوربختی #احساس #رشد #حسادت #حس :_
. اینم سهم ما از فضای مجازی! اسم این آقایی که منو اشتباه گرفته بود محسن بود امیدوارم یه فرنگیسی، کتایونی چیزی اشتباهی بهم مسیج بدن بشوره ببره.. #تقدیر_سیاه #شوربختی #سرنوشت_محتوم #دوشنبه_چرکین
#گاه ازین #شهر آنچنان #بیزار میشوم که #حد و #حصر ندارد #روزی این #دیوار های #سیمانی بر سر این #مردم #آوار خواهد شد و تا مدتها از #تهران چیزی جز یک #نام که یادآور #مرگ و #شوربختی ست باقی نخواهد ماند
. #خوشبختی و یا #شوربختی به همون معنایی که در عامیانه هست 💢قطعی و عینی 💢 در اثر برداشتها و تلاشهای انسان هست... . کاملا وابسته ✋به ذهنیت و میزان جنگندگی💪شخص برای بهتر بودن و رسیدن به **اهداف......*** 🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽🔽 برای داشتن #حال_خوب فقط تو باید #پرده_های_ذهنت رو کنار بزنی. 👌👍 #ح_م_گل 🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼🔼 #آرتور_شوپنهاور . نیمه عینی زندگی و واقعیت، در دست سرنوشت است و از این رو تغییر می کند. نیمه ذهنی، خود ما هستیم و علت اینکه نیمه ذهنی به طور عمده تغییر ناپذیر است، همین است...! . ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ #نوشته_خاص #رمز_موفقیت #آرامش #آرامبخش #امیدوار #تلاش #خوشبینی #حقیقت_ناب #زندگی_جذاب
😯 #شوربختی و بی سوادی ، تا کی و کجا؟! تاریخ آغاز "خلیج تا ابد پارس" از نظر #رامبد جوان، «یک فروردین سال یک هجری شمسی تازی» یعنی شروع هجرت پیامبر اسلامیست ها از مکه به مدینه در شبه‌ جزیره ی عربستان است!!
: #سارتر: آن که جانی #آزاد دارد، به آسانی #شوربختی را نمی پذیرد. 📷 #عکس_تاریخی دیدار #سارتر و #سیمون_دوبوآر با #چگوارا
... شوربختانه خوشبختی همسایه ی دیوار به دیوار شوربختی است. #کیومرث_حیدری #گل #خار #خوشبختی #شوربختی #خنده #گریه #عکس #مکان #کوههای_شمال_تهران
>>گل ختمی ژاپنی کنار خیابون << دلم واسه این درختچه خیلی میسوزه, چون کنار یه خیابون شلوغ در تهران زندگی میکنه و شاید هیچکسی بهش توجه نمیکنه, درصورتی که میتونست توی یه باغ ویلا نزدیک یه رودخونه در ییلاقی خوش آب و هوا کاشته بشه و رشد کنه,, همانطور آدم خوشبخت و شوربخت هست حیوان خوشبخت و سیاه بخت و درخت و گیاه و گل خوش سعادت و گرفتار و بدبخت سیه روز هم هست #تهران_آلوده #گل #خوشبختی #شوربختی #قدم_زدن #لذت_نبردن شامل نه عکس, بسمت چپ بکشید ⬅💜
// گنجشک ها بر شاخه های بلند و نازکِ درختان می نشینند ، آواز می خوانند ، دم می تکانند ، حتی دیده ام که عشق هم می ورزند ؛ اما ، بر آن شاخه های سست به هم دل نمی بازند، لانه نمی سازند . من از گنجشک ها ، در رهگذارها و باغ ها و پرسه های گاه و بی گاه ام بسیار آموخته ام : که زندگی به طرز غم انگیزی بی رحم اما زیباست؛ نه زبانِ سخنوری دارد و نه گوشِ بدهکاری ، اما خامشانه خوش می گوید و در خاموشی های ما ، ما را به نکویی می شنود. نه دروازۂ خوشبختی را بر کسی می گشاید و نه راه شوربختی را بر ما می بندد. من این را از لا به لای جک جکۂ گنجشک ها ، بارها و به وضوح شنیده ام که زندگی سالیانِ سال است که ما را به ما سپرده ، تا بر کدام شاخه به آواز بنشینیم و کجا لانه بسازیم/ // عکس : مسکو_ دروازه کِریمه #زندگی #درخت #شاخه #دروازه_خوشبختی #سفر #روسیه #مسکو #دروازه_کریمه #گنجشک #آواز #عشق #خوشبختی #شوربختی #هستی #زیبایی #تنهایی # #
#از_عشق_چیزی_بگو

اگر تو را به یک #روز_بهاری تشبیه کنم، نمی‌رنجی؟ 
اما تو بس #دلفریب ‌تر و با #وفا تر هستی
بادِ #صبا‌‌ #غنچه‌هایِ #تنگ‌دهانِ #بهار را می‌جنباند
و #بهار #کوتاه و گذراست

گاه #خورشید بسی سوزان است
گاه در دلِ #ابرها #رُخش #پنهان است
و گاه تمام #زیبایی‌ها #رنگ می‌بازند
چه به دست #شوربختی و چه به دست #قانونِ #طبیعت

اما #بهاران تو خزانی ندارد
نه هرگز، #زیبایی‌ِ تو زوالی ندارد
نه هرگز، #مرگ تو را برای خویش طلب ندارد 
چرا که تو در #شعر ابدیِ من، تا #همیشه #زنده هستی
تا لحظه‌ای که #انسان نفس می‌کشد و #چشم‌ها می‌بینند
و تا آن‌ روز که این شعر زنده است،  تو را #جاودان خواهد کرد

شعر: #ویلیام_شکسپیر 
برگردان: #قاسم_مظاهری
#از_عشق_چیزی_بگو اگر تو را به یک #روز_بهاری تشبیه کنم، نمی‌رنجی؟ اما تو بس #دلفریب ‌تر و با #وفا تر هستی بادِ #صبا‌‌ #غنچه‌هایِ #تنگ‌دهانِ #بهار را می‌جنباند و #بهار #کوتاه و گذراست گاه #خورشید بسی سوزان است گاه در دلِ #ابرها #رُخش #پنهان است و گاه تمام #زیبایی‌ها #رنگ می‌بازند چه به دست #شوربختی و چه به دست #قانونِ #طبیعت اما #بهاران تو خزانی ندارد نه هرگز، #زیبایی‌ِ تو زوالی ندارد نه هرگز، #مرگ تو را برای خویش طلب ندارد چرا که تو در #شعر ابدیِ من، تا #همیشه #زنده هستی تا لحظه‌ای که #انسان نفس می‌کشد و #چشم‌ها می‌بینند و تا آن‌ روز که این شعر زنده است، تو را #جاودان خواهد کرد شعر: #ویلیام_شکسپیر برگردان: #قاسم_مظاهری
این است قانون گرم انسان‌ها از رَز باده می‌سازند از زغال آتش و از بوسه‌ها انسان‌ها. این است قانون سخت انسان‌ها دست‌ناخورده ماندن به‌رغم شوربختی و جنگ به‌رغم خطرهای مرگ این است قانون دلپذیر انسان‌ها آب را به نور بدل کردن رؤیا را به واقعیت و دشمنان را به برادران. قانونی کهنه و نو که طریق کمالش از ژرفای جان کودک تا حجّت مطلق می‌گذرد. #الوار #ترجمه_شاملو #انسانیت #انسان #زغال_آتش #بوسه #جنگ #شوربختی #شعرمدرن #عکس_خاص #مرگ #رویا #واقعیت #آب #دشمن ://./_
من در رویای خود دنیایی را می‌بینم که در آن هیچ انسانی انسان دیگر را خوار نمی‌شمارد. زمین از عشق و دوستی سرشار است و صلح و آرامش، گذرگاه‌هایش را می‌آراید. من در رویای خود دنیایی را می‌بینم که در آن همه‌گان راه گرامیِ آزادی را می‌شناسند. حسد جان را نمی‌گزد و طمع روزگار را بر ما سیاه نمی‌کند. من در رویای خود دنیایی را می‌بینم که در آن سیاه یا سفید ــ از هر نژادی که هستی ــ از نعمت‌های گستره‌ی زمین سهم می‌برد. هر انسانی آزاد است شوربختی از شرم سر به زیر می‌افکند. و شادی همچون مرواریدی گران قیمت نیازهای تمامیِ بشریت را برمی‌آورد. چنین است دنیای رویای من!... #من #رویا #دنیا #انسان #خوار #زمین #عشق #دوست #دوستی #انسانیت #صلح #آرامش #آزادی #جان #روزگار #سیاه #سفید #نژاد #نعمت #شوربخت #شوربختی #شرم #شادی #مروارید #گران #قیمت #گران_قیمت #نیاز #بشریت #دنیای_رویای_من
انسانی که دارای شخصیتی #شریف باشد، در #جوانی می‌پندارد که #رابطه‌ ی اساسی و تعیین‌کننده میانِ انسان‌ها و پیوندِ حاصل از آن، رابطه‌ای #آرمانی است، یعنی مبتنی بر شباهتِ #عقیده، نحوه‌ی #تفکر، #سلیقه، نیروهای #ذهنی و از این قبیل است.  اما بعد در می‌یابد که این پیوندها واقعی هستند، یعنی بر پایه‌ی منافعی #مادی استوارند. این منافع، بیش یا کم اساسِ همه چیزند: حتی اکثر افرادِ نوع بشر از #رابطه تصوری جز این ندارند.  بنابراین، هر کس بر حسبِ سمتِ اداری، اشتغال، ملیت، خانواده، یعنی به طورِ کلی برحسبِ #موقعیت و #نقشی که قراردادهای #اجتماعی برای او تعیین کرده‌اند، ارزیابی و دسته‌بندی می‌شود، و با او مانند #کالای_کارخانه رفتار می‌کنند.  اما درباره‌ی آن چه #خود هست، یعنی به منزله‌ی #انسان، و درباره‌ی #صفاتِ شخصی‌اش، به دلخواه و به ندرت سخن می‌گویند و معمولا هر کس مطابقِ میلِ خود، این‌ها را به کناری می‌گذارد و اعتنایی به آن نمی‌کند.  اما آدمی هر چه #ارزشمندتر باشد، این قراردادهای اجتماعی را کم‌تر می‌پسندد و می‌کوشد خود را از حیطه‌ی آن دور کند. علتِ وجود این #قراردادها در اصل این است که در این جهانِ سرشار از #شوربختی و #نیاز، ابزارهای مقابله با بدبختی و نیاز، نقشِ اساسی و در نتیجه غالب پیدا می‌کنند. #آرتور_شوپنهاور #در_باب_حكمت_زندگي #شوپنهاور
انسانی که دارای شخصیتی #شریف باشد، در #جوانی می پندارد که رابطه ی اساسی و تعیین کننده میانِ انسان ها و پیوندِ حاصل از آن، رابطه ای #آرمانی است، یعنی مبتنی بر شباهتِ #عقیده، نحوه ی #تفکر، #سلیقه، نیروهای #ذهنی و از این قبیل است. اما بعد در می یابد که این پیوندها واقعی هستند، یعنی بر پایه ی منافعی #مادی استوارند. این منافع، بیش یا کم اساسِ همه چیزند: حتی اکثر افرادِ نوع بشر از #رابطه تصوری جز این ندارند. بنابراین، هر کس بر حسبِ سمتِ اداری، اشتغال، ملیت، خانواده، یعنی به طورِ کلی برحسبِ #موقعیت و #نقشی که قراردادهای #اجتماعی برای او تعیین کرده اند، ارزیابی و دسته بندی می شود، و با او مانند #کالای_کارخانه رفتار می کنند. اما درباره ی آن چه #خود هست، یعنی به منزله ی #انسان، و درباره ی #صفاتِ شخصی اش، به دلخواه و به ندرت سخن می گویند و معمولا هر کس مطابقِ میلِ خود، این ها را به کناری می گذارد و اعتنایی به آن نمی کند. اما آدمی هر چه #ارزشمندتر باشد، این قراردادهای اجتماعی را کم تر می پسندد و می کوشد خود را از حیطه ی آن دور کند. علتِ وجود این #قراردادها در اصل این است که در این جهانِ سرشار از #شوربختی و #نیاز، ابزارهای مقابله با بدبختی و نیاز، نقشِ اساسی و در نتیجه غالب پیدا می کنند. #آرتور_شوپنهاور #در_باب_حكمت_زندگي مخاطب...
■آنچه #سرنوشت انسان فانی را پی می افکند، از سه مشخصه ی اساسی ناشی می گردد: ⃣🔺آنچه هستیم: یعنی #شخصیت آدمی به معنای تام که از این لفظ، سلامت، نیرو، زیبایی، مزاج، خصوصیات اخلاقی، هوش و تحصیلات را می فهمیم. ⃣🔺آنچه داریم: یعنی #مالکیت و #دارایی از هر نوع. ⃣🔺آنچه می نماییم: چنان که می دانیم معنای این لفظ این است که در نظر دیگران چه هستیم، یا به بیان روشن تر، دیگران چه تصویری از ما دارند. پس این مشخصه عبارت است از #عقیده_دیگران درباره ی ما و به آبرو، مقام و شهرت تقسیم می شود. تفاوتهایی که تحت عنوان اول مشاهده می کنیم، تفاوتهایی هستند که #طبیعت میان انسانها نهاده است. از این واقعیت می توان نتیجه گرفت که تاثیر اینها بر #سعادت یا #شوربختی انسان بسیار اساسی تر و پر دامنه تر از تاثیر تفاوتهایی است که توسط انسانها تعیین می شوند و تحت دو عنوان بعدی آمده اند. امتیازات واقعی شخصی، چون #بزرگی_روح و #خوش_قلبی در مقایسه با امتیازاتی چون مقام، اصل و نسب ( حتی اگر اصل و نسب شاهی باشد )، ثروت و از این قبیل، مانند تفاوت میان پادشاه واقعی و هنرپیشه ای است که در صحنه نمایش نقش پادشاه را ایفا می کند. ■ #در_باب_حكمت_زندگي #آرتو_شوپنهاور مخاطب...
#راهنمای_شوربختی نویسنده: #پاول_واتسلاویک | بازگردان: #محمد_کامران | ویراستار: #ریحانه_فرهنگی | ناشر: #کلک_آزادگان ( #حمیدا) اين #کتاب، ساده‌ترین مسیر دست‌یابی به #خوش‌بختی را به خواننده‌اش ارایه می‌دهد. نویسنده می‌کوشد با برگزيدن شیوه‌ای متفاوت و بیانی از #طنز_تلخ در قالب داستان‌هایی واقعی دلایل عدم #نیک‌بختی‌ را نمایانده و با معرفی #شوربختی،‌ ما را به زندگی سعادتبار رهنمون می‌شود. #روانشناسی #فلسفه #طنز
#آنقَدَر با آتش دل ساختم تا سوختم! # #بی تو ای آرام جان، یا ساختم یا #سوختم #! #سوختم از آتش دل، در میان موجِ اشک # #شوربختی بین؛ # #که در آغوش دریا سوختم!
#روستای #کندوان #تبریز من در #رویای خود #دنیایی را می بینم که درآن #سیاه یا #سفید- از هر نژادی که هستی- از #نعمتهای گستره ی زمین سهم می برد. #شوربختی از شرم ، سر به زیر می بردوشادی همچون مرواریدی گران قیمت نیازهای تمامی #بشریت را بر می آورد. چنین است دنیای رویای من. #لنگستن_هیوز ترجمه #احمد شاملو #کودک #نگاه #عکس #عکاسی #
حمام تاریخی محله ی راه ری قزوین... این شور بختی از کی و کجا به سزمین کهن قزوین رسید؟؟!؟ مردمان با علم و تدبیر مینودر به چه خوابیده اند؟ اصلا مردمان با علم به چه کسانی میگویند؟ مردمانی که کتاب زیاد میخوانند!؟ دوست دارم احمق و نادان باشم... #ایران #قزوین #حمام_تاریخی #گرمابه #قاجاری #استخر #خزینه #معماری #مرمت #شوربختی #بی_مسئولیتی #هورنو #مینودر #میراث_فرهنگی _ # #ایران_را_باید_دید #قزوین_را_باید_دید #ایرانمون
#من در رویای خود دنیایی را می بینم #که در آن هیچ انسانی #انسان دیگر را خوار نمی شمارد. #زمین از عشق و دوستی سرشار است صلح و آرامش، گذرگاه‌هایش را می آراید… #من در رویای خود دنیایی را می بینم که در آن #سیاه یا سفید #از هر نژادی که هستی؛ #از نعمت‌های گستره‌ی زمین سهم می برد، #هر انسانی آزاد است. #شوربختی از شرم سر به زیر می افکند شادی همچون مرواریدی گران قیمت، #نیازهای تمامی ِ بشریت را برمی آورد… #چنین است دنیای رویای من…