همه عکس ها و کلیپ های قبیله در اینستاگرام

  • تگ های مشابه:
loading...
ما فرزندان جغرافیا هستیم. محصول اتفاق. گاهی فکر می کنم وقتی یک کودک در #سوئیس سراغ یخچال می رود تا شکلات صبحانه اش را بردارد، کودکی در یک #قبیله آفریقایی با این ترس بیدار می شود که نکند امروز با #تبر مردان قبیله دیگر که به دین و آیین آنها نیستند کُشته شود! اگر در #عربستان به دنیا می آمدیم احتمالاَ اسممان #عبدالعزیز می شد، جوراب نمی پوشیدیم، بنز سوار می شدیم و از ایرانی ها بدمان می آمد! اگر در #جامائیکا بودیم مسیحی می شدیم، غذاهای تند می خوردیم، می رقصیدیم و اگر کسی می گفت میای بریم شمال جوج بزنیم! نمی فهمیدیم چه می گوید! اگر در #دانمارک به دنیا می آمدیم اسطوره هایمان #وایکینگ ها بودند، پیرو کلیسای پروتستان می شدیم، احتمالاً به ازدواج همجنسگرایان رای می دادیم وبه جای #شجریان از #یورن_اینگمن لذت می بردیم. وقتی همه چیز می تواند در عین سادگی، این همه پیچیده و خارج از کنترل ما باشد، یقه دریدن و خود را حق مطلق فرض کردن روی کره زمین چقدر عقلانی است؟ در سالیعنی کمتر از صد سال پیش در میرناپور #هند، روستاییان دو دختر هشت و یک و نیم ساله را پیدا کردند که با گله ای از گرگ ها زندگی می کردند. هوا را بو می کشیدند، آنقدر چهار دست و پا راه رفته بودند که تاندون ها و مفصل هایشان کوتاه شده بودو نمی توانستند قامتشان را راست کنند. عاشق خوردن گوشت خام مخصوصا" لاشه بودند (آنها را دیده بودند که به شکل تهاجمی کرکس های بزرگ را دنبال می کردند و از اطراف لاشه حیوانات می تاراندند تا خودشان آن گوشت فاسد را بخورند). اسم شان را #آمالا و #کامالا گذاشتند. آنها را به پرورشگاه انتقال دادند. دخترها فقط با دهان (بی استفاده از دست) غذا می خوردند. مثل سگ ها آب را با لیس زدن می خوردند. وقتی هوا گرم بود، زبانشان را بیرون می آوردند و له له می زدند. وقتی می ترسیدند یا احساس تهدید می کردند، غرش می کردند و دندان نشان می دادند. به هنگام خواب به یكدیگر می‌‌پیچیدند و خرناس می‌‌كشیدند. از شب و تاریکی خوششان می آمد، رو به ماه زوزه می کشیدند و ... کمی بعد آمالا مریض شد و مرد. کامالا ولی پس از چند سال سرانجام یاد گرفت با کمک دست بخورد و در روشنایی روز احساس راحتی کند. چند کلمه هم یاد گفت. اما او هم در هفده سالگی، مریض شد و مرد. گاهی فکر می کنم اگر در کنار گرگ ها بزرگ می شدم، الان این گوشی موبایل را با دستم گرفته بودم یا دندانم؟ موسیقی مورد علاقه ام #زوزه بود یا چهچه زدن های قمرالملوک وزیری؟! اگر در آمازون زندگی می کردم نگران مارهای #پیتون بودم یا سقوط یک #پلاسکوی دیگر؟
ما فرزندان جغرافیا هستیم. محصول اتفاق. گاهی فکر می کنم وقتی یک کودک در #سوئیس سراغ یخچال می رود تا شکلات صبحانه اش را بردارد، کودکی در یک #قبیله آفریقایی با این ترس بیدار می شود که نکند امروز با #تبر مردان قبیله دیگر که به دین و آیین آنها نیستند کُشته شود! اگر در #عربستان به دنیا می آمدیم احتمالاَ اسممان #عبدالعزیز می شد، جوراب نمی پوشیدیم، بنز سوار می شدیم و از ایرانی ها بدمان می آمد! اگر در #جامائیکا بودیم مسیحی می شدیم، غذاهای تند می خوردیم، می رقصیدیم و اگر کسی می گفت میای بریم شمال جوج بزنیم! نمی فهمیدیم چه می گوید! اگر در #دانمارک به دنیا می آمدیم اسطوره هایمان #وایکینگ ها بودند، پیرو کلیسای پروتستان می شدیم، احتمالاً به ازدواج همجنسگرایان رای می دادیم وبه جای #شجریان از #یورن_اینگمن لذت می بردیم. وقتی همه چیز می تواند در عین سادگی، این همه پیچیده و خارج از کنترل ما باشد، یقه دریدن و خود را حق مطلق فرض کردن روی کره زمین چقدر عقلانی است؟ در سالیعنی کمتر از صد سال پیش در میرناپور #هند، روستاییان دو دختر هشت و یک و نیم ساله را پیدا کردند که با گله ای از گرگ ها زندگی می کردند. هوا را بو می کشیدند، آنقدر چهار دست و پا راه رفته بودند که تاندون ها و مفصل هایشان کوتاه شده بودو نمی توانستند قامتشان را راست کنند. عاشق خوردن گوشت خام مخصوصا" لاشه بودند (آنها را دیده بودند که به شکل تهاجمی کرکس های بزرگ را دنبال می کردند و از اطراف لاشه حیوانات می تاراندند تا خودشان آن گوشت فاسد را بخورند). اسم شان را #آمالا و #کامالا گذاشتند. آنها را به پرورشگاه انتقال دادند. دخترها فقط با دهان (بی استفاده از دست) غذا می خوردند. مثل سگ ها آب را با لیس زدن می خوردند. وقتی هوا گرم بود، زبانشان را بیرون می آوردند و له له می زدند. وقتی می ترسیدند یا احساس تهدید می کردند، غرش می کردند و دندان نشان می دادند. به هنگام خواب به یكدیگر می‌‌پیچیدند و خرناس می‌‌كشیدند. از شب و تاریکی خوششان می آمد، رو به ماه زوزه می کشیدند و ... کمی بعد آمالا مریض شد و مرد. کامالا ولی پس از چند سال سرانجام یاد گرفت با کمک دست بخورد و در روشنایی روز احساس راحتی کند. چند کلمه هم یاد گفت. اما او هم در هفده سالگی، مریض شد و مرد. گاهی فکر می کنم اگر در کنار گرگ ها بزرگ می شدم، الان این گوشی موبایل را با دستم گرفته بودم یا دندانم؟ موسیقی مورد علاقه ام #زوزه بود یا چهچه زدن های قمرالملوک وزیری؟! اگر در آمازون زندگی می کردم نگران مارهای #پیتون بودم یا سقوط یک #پلاسکوی دیگر؟
کیا کلش رویال دارند؟ یه کلن زدم😍اما خوب بلخره تازه تأسیس و اعضا کم اند.😧 اما شما لطفا بیاید و به دوستاتون هم دعوت بدهید.تنهام😢 ادرس کلن: #(البته مربع میاد اولش و این رو تو قسمت جست وجوی قبیله بزنید میاد. اسم کلن هم هست: #کلش_رویال #کلش #کلش_اف #کلش_اف_کلنز #قبیله #کلن #تنهایی #بازی #بازی_های_کامپیوتری
#سرباز -تو #میل #دادن #سر #دارد #در #جبهه #جنگ #جلوه #طوفانیم #زینب_کبری #مدد ی #قبیله #سلمانیم #آسایش #کفر را #بهم #میریزیم #مدافعان_حرم #مدافعان امنیت #ارتش #سپاه #بسیج #بچه حزب اللهی ها شب جمعه ایی نصیب همه زیارت قبر حضرت زینب س بشه انشالله🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹
او از #پدر با آن نگاه سرد وتلخش ،از نسل #نآندرتال های زمخت ،که مرا میبرد به دوران خوش میان دو #یخبندان و شکل میدهد همه جهان بینیم را.... او از #مادر با آن نگاه گرم و تندش که قطعن اجدادی دارد از نسل #هموساپین های دانا که تأثیر میگذارد بر روحم ,بی شک شبیه #ایزد_بانوان محترمیست که وظیفه #بقای_نسل #قبیله را بر دوش میکشند و میماند تا همه ی درون مخدوش شده از این #عزای_دوران را آرام کند ... این از من با این نگاه تند و تلخ که میپیچانم تمام دنیای گرم وسرد را به هم تا شیرینش کنم برای کودک به جای مانده از وجود منحوس #جهان_سومی ام... واین است یادگار باز مانده از اجدادم , #انسان_ریخت های به ظاهر هوشمند دانا. . . . #دلنوشته #نویسنده #سقوط_هواپیما #سانچی #پلاسکو #زلزله #مرگ #شرقی_غمگین
عجیب ترین قبیله ایی که تحمل زیادی در زیر اب موندن دارن  پيامبر صلي الله عليه و آله : خَيرُ لَهوِ المُؤمِنِ السِّباحَةُ ؛  پيامبر صلي الله عليه و آله :بهترين سرگرمى مؤمن شنا است . #قبیله #شنا کردن حدیث شنا
افراد قبیله دانی در گینه نو،جسد مردگان را بوسیله دود مومیایی می کنند و بدین ترتیب تا صدها سال آنها را نگهداری میکنند!در سال های اخیر ساکنان این قبیله،پذیرای توریست ها هستند. . با ما همراه باشید 🌹 . . . . . . . . . #آفریقا #آفریقایی #مرده #مرگ #کشتن #مومیایی #قبیله #قاره #عکس #خبر #خاص #جالب #فیلم #کلیپ #سوژه #حاشیه #شورش #اعتراض #ساری #شمال #گرگان #عکس_هنری #عجیب #جنجالی #تور #سفر #توریست
جنگجوی بلوچ دره سند. عکاس این عکس یک انگلیسی بوده که در سال هزار و هشتصد و هفتاد این تصویر را گرفته. . : . #بلوچ #قبیله #جنگجو #سرباز #سند. #.
سالی که خون تو رگ ها نیست ،قلب فلزی تو سینه است ..... وقتی که تسخیر زمان شکستگیه آینه است ..... #قبیله یعنی یه نفر #همخونی معنا نداره.....!!!!! هم بستگی خوابیه که تعبیر فردا نداره....!!!!!!
همنوایی زنده یادان هایده و ویگن 😍😍 ( لطفا ورق بزنید ) از من نپرس خونم کجاست تو اون همه ویرونه ای هم قبیله چی بگم قبیله سرگردونه ما دربدرتر از همیم همخونهء بی خونه غربت ما دیار ماست خونین ترین ویرونه دربدری کار تو بود اما نصیب ما شد کودک نازادهء ما با دست ما چه ها شد از من نپرس درد دلم شکسته سنگ صبور خاطره ها ویرونه هاست قصه ها زنده بگور چه آرزوهایی که نمرد چه سینه هایی که نسوخت کسی دیگه تو اون دیار رخت عروسی ندوخت باور کن ای هم آواز نشکسته بال پرواز با هم بیا بسازیم اون خونه رو از آغاز غربت از اون خاک پاک ما رو جدا نکرده قبیلهء سرگردون به خونه بر میگرده #اردلان_سرفراز #هایده #ویگن #دوصدایی #همخونه #شعر #شاعر #ترانه #ترانه_سرا #ایران #وطن #کشور #میهن #خواننده #آهنگ #موسیقی #هایده_ویگن #قبیله #هنر #هنرمند #دربدری #غریبه #غربت #خانه #کاشانه #مهاجرت #رخت #عروسی #رخت_عروسی #خاک
العم الشیخ عبدنجل المرحوم الشیخ زاهد عبدالله آل تویة الزهیري مع العم عبدالساده الشیخ زاهد عبدالله ابوعادل محمدالشیخ مردوا الشیخ زاهد عبدالله آل تویة الزهیري ریاض عبدالساده الشیخ زاهد عبدالله آل تویة الزهیري #عبس #قیس #عیلان #القیسي #قبیله #قبیلت الزهیری #الزهیری #الزهیریه #بنوزهیر #بنی زهره #اخوان جیس #اولادجیس #عشایرالزهیری عامه #عشیره الزهیری #شیوخ الزهیریه #احفاد بنی زهره #ملوک الزهیری #زعما الزهیری زاهد عبدالله الشیخ #مرداوالشیخ #عبدالشیخ #ظهیری #ظهیریون #زهرونی #ال‌‌زهیر #زهرانی #عشایر #عشیره #قبیله #زعیم عام #زاهد عبدالله الشیخ
🗓 📆 ۱۱ فوریه ۱۹۹۲ . سفر یک هفته‌ای و ۳۰ هزار مایلی مایکل به قاره آفریقا آغاز شد. . مایکل در این سفر از کشورهای گابن، ساحل عاج، تانزانیا، کنیا و لیبریا دیدن کرد. مایکل در سفرش به قاره آفریقا قصد اجرای کنسرتی را نداشت و به قصد توجه جوامع جهانی به آفریقا به این قاره سفر کرد و به مراکز درمانی، مدارس، کلیساها و یتیم‌خانه‌های مختلف سر زد. . مایکل سفر خود را از گابن آغاز کرد. مقصد دوم او کشور لیبریا بود. مایکل هنگام ورود به این کشور با استقبال ۱۰۰ هزار نفری مردم مواجه شد و رئیس جمهور لیبریا اومر بونگو به او مدال افتخار اهدا کرد. . استقبال مردمی از مایکل طی سفرش به آفریقا از استقبالی که از پاپ و نلسون ماندلا شد بیشتر بود. . مایکل در سفرش به ساحل عاج و در دهکده‌ی کرینجابو عضوی از خاندان سلطنتی سانوی شد و «پرنس مایکل اما لمن انا» لقب گرفت و ولیعهد سلطان قبیله شد. هنگامی که سران قبیله تاج طلا را بر سرش می‌گذاشتند مایکل در حالتی شاهانه ایستاده بود. . این دهکده در نزدیکی آبیدجان در ساحل عاج قرار دارد. پس از مرگ مایکل این دهکده عزادار شد. آنها معتقد بودند پیکر مایکل باید به دهکده‌اش برگردد و طبق آیینی که درخور سلاطین سانوی باشد تدفین گردد. آنها می‌خواستند پیکر مایکل را به رودخانه بسپارند. . مراسم عزاداری اهالی این دهکده از روز ۳۱ جولای تا ۲ آگوست به طول انجامید. زمین فوتبال این دهکده پر شده بود از حدود ۱۰۰۰ نفری که از داخل دهکده و مناطق اطرافش در آن چادر زده و برای به جا آوردن مراسم عزاداری مایکل گرد هم آمده بودند. تمام قبیله تا روز یکشنبه به عزاداری ادامه دادند تا اینکه جانشین مایکل تعیين گردد. . #مایکل_جکسون #سفر #آفریقا #سلطان #قبیله
پوشانده است #ابر کبودی مدینه را #برلب نمانده شوق سرودی مدینه را #قندیل ماه رنگ پرید ه است تاگرفت گرد عزای #یاس_کبودی مدینه را ای ماه خسته!مرثیه ای سازکرده ای؟ ای #ابربغض!عقده گشودی مدینه را؟! یک #عرش ازستاره ببین گریه می کنند درپردۀ فرازوفرودی مدینه را زخم شناسنامۀ تاریخ ما #فدک! آیینۀ بهار #کبودی مدینه را!! دنیا بدون #فاطمه،تاریک،سوت وکور فرقی نداشت بودو نبودی #مدینه را اندازۀ تمام جهان نور هدیه داد یک جانماز وعطر #سجودی مدینه را بر گنبد #بقیع دلم آشیان گرفت با #قاصدک نوشت درودی مدینه را این کفتر ضریح #درنیم #سوخته است لب تشنۀ #دوقطره شهودی مدینه را آتش گرفت اگر چه #دری کرد شعله ور دست پلید،دست #یهودی مدینه را بایک اشاره #صاعقه می ریخت آسمان تشباد قهر عادوثمودی #مدینه را لب وانکرده غیر دعای #قبیله را نفرین کجا؟ که #فاطمه بودی مدینه را آیینه نیستم که بچینم #گل حضور یک استغاثه،اذن ورودی #مدینه را خاکم به سرکه #قافیه اندیش ماند ه ام خالی است جای سنگ #صبوری مدینه را محمد حسین انصاری نژاد #فاطمیه_خط_مقدم_ماست
✍ ما فرزندان جغرافیا هستیم. محصول اتفاق. گاهی فکر می کنم وقتی یک کودک در #سوئیس سراغ یخچال می رود تا شکلات صبحانه اش را بردارد، کودکی در یک #قبیله آفریقایی با این ترس بیدار می شود که نکند امروز با #تبر مردان قبیله دیگر که به دین و آیین آنها نیستند کُشته شود! حال شما چطور است فرزندان جغرافیا؟🖋
حداقل در یک #جامعه،در #قبیله ی مانو های #گینه_نو ،برای #عشق حتی واژه ای هم وجود ندارد. در #فرهنگ های دیگر،عشق وجود دارد،ولی شکلهای خاصی پیدا می کند.در اشعار شاعرانه ی #مصر باستان به حس #شرم ، #گناه ،و #تردید ،هیچ توجهی نمی شود.یونانی ها همجنس خواهی را ندیده می گرفتند،مسیحیان بدن را طرد می کردند، #تروبادورها عشق را شوری نافرجام می دانستند، #رومانتیک ها عشق را به مذهبی تبدیل کردند. #جستاری_در_باب_عشق #آلن_دو_باتن
در چند لحظه بعد از تولد شما دین فرهنگ ملیت نام وتمام قوانین زندگی شما توسط دیگران مشخص میشود و شما تا پایان عمر باید از انها دفاع کنید! 🌎 ما فرزندان جغرافیا هستیم. محصول اتفاق. گاهی فکر می کنم وقتی یک کودک در #سوئیس سراغ یخچال می رود تا شکلات صبحانه اش را بردارد، کودکی در یک #قبیله آفریقایی با این ترس بیدار می شود که نکند امروز با #تبر مردان قبیله دیگر که به دین و آیین آنها نیستند کُشته شود! 🇸🇦 اگر در #عربستان به دنیا می آمدیم احتمالاَ اسممان #عبدالعزیز می شد، جوراب نمی پوشیدیم، بنز سوار می شدیم و از ایرانی ها بدمان می آمد! 🇯🇲 اگر در #جامائیکا بودیم مسیحی می شدیم، غذاهای تند می خوردیم، می رقصیدیم و اگر کسی می گفت میای بریم شمال جوج بزنیم! نمی فهمیدیم چه می گوید! 🇩🇰 اگر در #دانمارک به دنیا می آمدیم اسطوره هایمان #وایکینگ ها بودند، پیرو کلیسای پروتستان می شدیم، احتمالاً به ازدواج همجنسگرایان رای می دادیم وبه جای #شجریان از #یورن_اینگمن لذت می بردیم. وقتی همه چیز می تواند در عین سادگی، این همه پیچیده و خارج از کنترل ما باشد، یقه دریدن و خود را حق مطلق فرض کردن روی کره زمین چقدر عقلانی است؟ 🐺 در سالیعنی کمتر از صد سال پیش در میرناپور #هند، روستاییان دو دختر هشت و یک و نیم ساله را پیدا کردند که با گله ای از گرگ ها زندگی می کردند. هوا را بو می کشیدند، آنقدر چهار دست و پا راه رفته بودند که تاندون ها و مفصل هایشان کوتاه شده بودو نمی توانستند قامتشان را راست کنند. 🐺 عاشق خوردن گوشت خام مخصوصا" لاشه بودند (آنها را دیده بودند که به شکل تهاجمی کرکس های بزرگ را دنبال می کردند و از اطراف لاشه حیوانات می تاراندند تا خودشان آن گوشت فاسد را بخورند). 🐺 اسم شان را #آمالا و #کامالا گذاشتند. آنها را به پرورشگاه انتقال دادند. دخترها فقط با دهان (بی استفاده از دست) غذا می خوردند. مثل سگ ها آب را با لیس زدن می خوردند. وقتی هوا گرم بود، زبانشان را بیرون می آوردند و له له می زدند. وقتی می ترسیدند یا احساس تهدید می کردند، غرش می کردند و دندان نشان می دادند. به هنگام خواب به یكدیگر می‌‌پیچیدند و خرناس می‌‌كشیدند. از شب و تاریکی خوششان می آمد، رو به ماه زوزه می کشیدند و ... 🐺 کمی بعد آمالا مریض شد و مرد. کامالا ولی پس از چند سال سرانجام یاد گرفت با کمک دست بخورد و در روشنایی روز احساس راحتی کند. چند کلمه هم یاد گفت. اما او هم در هفده سالگی، مریض شد و مرد
💚قسمت دوم💚 👈کپشن رو بخونید لطفا👇 #ریشه_بختیاری خواننده : #فروزنده_بختیاری قسمت دوم این ویدئورا حتما ببنید ❤ اصل و کامل اون رو گذاشتم کانال تلگرام پاییزستان ./ من نه #لر هستم نه #کرد .. اهل هیچ قبیله ای هم نیستم من خود به تنهایی یک قبیله تک نفره ام که هزاران هزار طایفه در درازنای تاریخی نگاشته با خون ، همدوش و پشت منند .. اگرچه دستانم چون سفره ام خالیست ..ولی سنگ سنگ البرز و زاگرس و شیرکوه را به شکم بسته ام و هیچ لاشخوربوگندویی را به حریمم راه نیست.. ای کاش .. باد صبا به گوش داروغه های شهر دروغ برساند که صخره های ایل تک نفره (اما میلیونی) من از تندباد هیچ توفانی گزند نخواهد دید .. و به محتسب دوکلمه حرف حساب بگوید ..تا حساب دستش باشد .. حریف محتسب آری ..منم ،کاری بکن ساقی وفایی نیست در این عهد جز از سوی پیمانه ( م. پاییز ) # #یزد #یزدیها #شعر#احساسی #عشق #پاییز #ایران #موسیقی_جهان #موزیک_خارجی #جالب #شاعر #ترانه #کلیپ #خاص #عاشقان #ویدئو #ایل #قبیله #ایلیاتی پیج و کانال فالو و اد کنید..تفاوت را ببینید🌹
💚قسمت اول💚 👈کپشن رو بخونید لطفا👇 #ریشه_بختیاری خواننده : #فروزنده_بختیاری قسمت دوم این ویدئورا حتما ببنید ❤ اصل و کامل اون رو گذاشتم کانال تلگرام پاییزستان ./ من نه #لر هستم نه #کرد .. اهل هیچ قبیله ای هم نیستم من خود به تنهایی یک قبیله تک نفره ام که هزاران هزار طایفه در درازنای تاریخی نگاشته با خون ، همدوش و پشت منند .. اگرچه دستانم چون سفره ام خالیست ..ولی سنگ سنگ البرز و زاگرس و شیرکوه را به شکم بسته ام و هیچ لاشخوربوگندویی را به حریمم راه نیست.. ای کاش .. باد صبا به گوش داروغه های شهر دروغ برساند که صخره های ایل تک نفره (اما میلیونی) من از تندباد هیچ توفانی گزند نخواهد دید .. و به محتسب دوکلمه حرف حساب بگوید ..تا حساب دستش باشد .. حریف محتسب آری ..منم ،کاری بکن ساقی وفایی نیست در این عهد جز از سوی پیمانه ( م. پاییز ) # #یزد #یزدیها #شعر#احساسی #عشق #پاییز #ایران #موسیقی_جهان #موزیک_خارجی #جالب #شاعر #ترانه #کلیپ #خاص #عاشقان #ویدئو #ایل #قبیله #ایلیاتی پیج و کانال فالو و اد کنید..تفاوت را ببینید🌹
ده عکس از قبیله های مختلف در نقاط مختلف زمین ....نوع پوشش و تتو و عقاید متفاوت جالب #شگفت_انگیز #جالب #قبیله #رسوم
آقا ما #بد شما #خوب اقا ما کارتون هادی هدی ، شما انیمیشن بن ۱۰ اقا ما کته شما بیف استروگانف اقا ما جرز لای #دیوار . شما پتروس فداکار اقا ما #فلافل . شما هات رویال برگر با پنیر و قارچ اقا ما بن کارگری . شما بن تخفیف دیزنی لند اقا ما قطاری که ترمز بریده . شما ریز علی خواجوی اقا ما #تبهکار . شما #طلبکار اقا ما سیب زمینی زیر خاک ، شما سن سیشن مزمز اقا ما بوی بد #جوراب ، شما ادوکلن ۲۱۲ اقا ما سوختگی درجه ۳ . شما برنزه #شکلاتی اقا ما کویر لوت ، شما جنگل بلوط اقا ما شیر تو شیر . شما شیر غنی شده اقا ما سیم مفتول . شما وایرلس… اقا ما #دمپایی ابری . شما کفش هوشمند آدیداس اقا ما کتک خور فیلم فارسی های قدیمی . شما نقش اول تایتانیک اقا ما یارو . شما عالیجناب والا مقام اقا ما پر از #توهم و #دروغ . شما سرشار از #استعداد و #نبوغ اقا ما آب حوض . شما شیر موز اقا ما قابلمه . شما بلور پیر کیس اقا ما حوض شکسته وسط باغچه . شما جکوزی وسط پنت هاوس اقا ما توپ دو لایه . شما توپ فینال جام جهانی ااقا ما ته تلخ خیار . شما ماسک #آناناس و آوو کادو با رایحه هلو اقا ما تو خونه همش جنگ و دعوا، شما همش تمدن همش گفتمان!!! آقا ما تو گزینش شرکت نفتیم شما بابات شده وزیر نفت ..! آقا ما #عشق و عاشقى ، شما #عقل و منطق . . آقا ما فـــ شما فرحزاد !! آقا ما بتمرگ شما بفرما! آقا ما هی آره شما هی نه . آقا ما شورش #قبیله ای ، شما گفتگوی تمدن ها آقا ما #لکنت #زبون، شما سخنگوی دولت ما پوچ شما گل ! آقا ما بنال بینیم با….شما خواهش میکنم بفرمایید آقا ما چی کوفت میکنی….شما چی میل داری عزیزم؟! آقا ما فلافل شما مدیر عامل پخش فراورده های گوشتی آقا شما هفت شهر عشق را گشتی ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم آقا ما مُخـمون تاب داره شما حیـاطـتون ! آقا ما مینیمم نسبی، شما ماکسیمم مطلق آقا ما شما آقا اصلا ما مای بی بی، شما ویبولتین آقا ما افتاده، شما پاس کرده آقا ما افت ولتاژ شما اینورتر آقا ما گوشی #چینی شما آقا ما بن شده شما ادمین اصلا من بازی کن تو بازی ساز آقا ما یه نقطه توی #فضا شما مبدا مختصات آقا ما صدف آزادشهر شما #صدف احمد آباد. تازه با سس اضافه آقا ما #ژیان استیشن شما بوگاتی وایرون آقا ما شرک شما سفید برفی با هفت کوتوله آقا ما ایرانسل شما دائمی شما ماهیچه ما #اشکنه آقا ما تلخینه شما شیرینه آقا ما ۸۰۵۱ شما پنتیوم ۵ آقا ما - شما آقا ما #فرش شما #عرش آقا ما #پشم شما #ابریشم آقا ما پنج کیلومتر تا #بهشت شما ۲۴ آقا ما سیمبیان شما آندروید آقا ما شما
دوستان شماره جدید مجله قبیله گیک ها منتشر شد در این شماره هم یک مقاله از من وجود داره خوشحال میشم دوستان با خوندن این مقاله نظرات و پیشنهاداتشون اعلام کنند فعلا دوستان میتونند مقالات رو از کانال قبیله گیک ها، کانال شحصی من یا سایت قبیله گیک ها دانلود کنند تا آخر شب سعی میکنم روی سایت خودم هم قرار بدم ://./ #قبیله #قبیله_گیکها #مجله #کتاب #علمی #گیک
انتشار شماره بیست و هفتم مجله قبیله گیک ها هم اکنون میتوانید شماره حدید را به صورت لینک مستقیم از سایت یا تلگرام دانلود کنید منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم ://./ #قبیله #قبیله_گیکها #شماره_بیست_و_هفت_قبیله #مجله
مردم قبایل #وحشی "ایگوروت" یکی از اعضای #قبیله خود را #شکار کرده و برای مراسم آیینی خود همراه می برند مجمع الجزایر #فیلیپین؛ #منطقه لوزون؛ حدود به باور آنها او با این کار دوباره زاده می شود. مردم #قوم «ایگوروت» در منطقه ساگادا که از هزار سال قبل در این منطقه #زندگی می‌کنند
متاسفانه اینجا ایرانه. وقتی بیش از حد معمول شجاع باشی بهت میگن بزدل.(قبیله یعنی یه نفر) #علی_کریمی #قبیله یعنی یه نفر
یکی از تلخترین عکسهایی که دیدم : #رئیس #قبیله ای #سرخپوست در حال واگذاری #زمین های اجدادی شان به #دولت #آمریکا جهت یک #پروژه #سدسازی و #آبرسانی، #اشک می ریزد!
❤ قید موندنو بزن وقت عبورو رفتنه... . . . #شادمهر #شادمهرعقیلی #قبیله #عشق #موزیک #ویدئو
#پست_موقت #لطفا_تا_آخر_نخوانید از #دختران_گرگ تا #رقصنده های #جامائیکا ما فرزندان #جغرافیا هستیم. محصول اتفاق. گاهی فکر می کنم وقتی یک کودک در #سوئیس سراغ یخچال می رود تا #شکلات صبحانه اش را بردارد، کودکی در یک #قبیله آفریقایی با این ترس بیدار می شود که نکند امروز با #تبر مردان قبیله دیگر که به دین و آیین آنها نیستند کُشته شود! اگر در #عربستان به دنیا می آمدیم احتمالاَ اسممان عبدالعزیز می شد، جوراب نمی پوشیدیم، بنز سوار می شدیم و از #ایرانی ها بدمان می آمد! اگر در جامائیکا بودیم #مسیحی می شدیم، غذاهای تند می خوردیم، می رقصیدیم و اگر کسی می گفت میای بریم #شمال جوج بزنیم! نمی فهمیدیم چه می گوید! اگر در #دانمارک به دنیا می آمدیم اسطوره هایمان #وایکینگ ها بودند، پیرو کلیسای پروتستان می شدیم، احتمالاً به ازدواج #همجنسگرایان رای می دادیم وبه جای #شجریان از #یورن_اینگمن لذت می بردیم. وقتی همه چیز می تواند در عین سادگی، این همه پیچیده و خارج از کنترل ما باشد، یقه دریدن و خود را حق مطلق فرض کردن روی کره زمین چقدر عقلانی است؟ #
در قبیله پوکوت کشور کنیا طبقات اجتماعی افراد و همچنین تعداد زنانی که یک فرد میتواند داشته باشد بر اساس تعداد گاوهای آن فرد تعیین میشود! #قبیله #پوکوت #کشور #کنیا #طبقات #اجتملعب #زنان #گاو #فرد #عجیبه
ما فرزندان جغرافیا هستیم. محصول اتفاق. گاهی فکر می کنم وقتی یک کودک در #سوئیس سراغ یخچال می رود تا شکلات صبحانه اش را بردارد، کودکی در یک #قبیله آفریقایی با این ترس بیدار می شود که نکند امروز با #تبر مردان قبیله دیگر که به دین و آیین آنها نیستند کُشته شود! اگر در #عربستان به دنیا می آمدیم احتمالاَ اسممان #عبدالعزیز می شد، جوراب نمی پوشیدیم، بنز سوار می شدیم و از ایرانی ها بدمان می آمد! اگر در #جامائیکا بودیم مسیحی می شدیم، غذاهای تند می خوردیم، می رقصیدیم و اگر کسی می گفت میای بریم شمال جوج بزنیم! نمی فهمیدیم چه می گوید! اگر در #دانمارک به دنیا می آمدیم اسطوره هایمان #وایکینگ ها بودند، پیرو کلیسای پروتستان می شدیم، احتمالاً به ازدواج همجنسگرایان رای می دادیم وبه جای #شجریان از #یورن_اینگمن لذت می بردیم. وقتی همه چیز می تواند در عین سادگی، این همه پیچیده و خارج از کنترل ما باشد، یقه دریدن و خود را حق مطلق فرض کردن روی کره زمین چقدر عقلانی است؟ در سالیعنی کمتر از صد سال پیش در میرناپور #هند، روستاییان دو دختر هشت و یک و نیم ساله را پیدا کردند که با گله ای از گرگ ها زندگی می کردند. هوا را بو می کشیدند، آنقدر چهار دست و پا راه رفته بودند که تاندون ها و مفصل هایشان کوتاه شده بودو نمی توانستند قامتشان را راست کنند. عاشق خوردن گوشت خام مخصوصا" لاشه بودند (آنها را دیده بودند که به شکل تهاجمی کرکس های بزرگ را دنبال می کردند و از اطراف لاشه حیوانات می تاراندند تا خودشان آن گوشت فاسد را بخورند). اسم شان را #آمالا و #کامالا گذاشتند. آنها را به پرورشگاه انتقال دادند. دخترها فقط با دهان (بی استفاده از دست) غذا می خوردند. مثل سگ ها آب را با لیس زدن می خوردند. وقتی هوا گرم بود، زبانشان را بیرون می آوردند و له له می زدند. وقتی می ترسیدند یا احساس تهدید می کردند، غرش می کردند و دندان نشان می دادند. به هنگام خواب به یكدیگر می‌‌پیچیدند و خرناس می‌‌كشیدند. از شب و تاریکی خوششان می آمد، رو به ماه زوزه می کشیدند و ... کمی بعد آمالا مریض شد و مرد. کامالا ولی پس از چند سال سرانجام یاد گرفت با کمک دست بخورد و در روشنایی روز احساس راحتی کند. چند کلمه هم یاد گفت. اما او هم در هفده سالگی، مریض شد و مرد. گاهی فکر می کنم اگر در کنار گرگ ها بزرگ می شدم، الان این گوشی موبایل را با دستم گرفته بودم یا دندانم؟ موسیقی مورد علاقه ام #زوزه بود یا چهچه زدن های قمرالملوک وزیری؟! اگر در آمازون زندگی می کردم نگران مارهای #پیتون بودم یا سقوط یک #پلاسکوی دیگر؟ ادامه در زير ....
آشنایی با الگوریتم های مسیریابی نویسنده: سیروس فتح اللهی دهکردی لینک: ://./ #قبیله #قبیله_گیکها #گیک #نرد #شبکه #الگوریتم #مسیریابی #سیروس_فتح_اللهی_دهکردی
🐺 💃🏽 از دختران گرگ تا رقصنده های جامائیکا ✍️ احسان محمدی 🌎 ما فرزندان جغرافیا هستیم. محصول اتفاق. گاهی فکر می کنم وقتی یک کودک در #سوئیس سراغ یخچال می رود تا شکلات صبحانه اش را بردارد، کودکی در یک #قبیله آفریقایی با این ترس بیدار می شود که نکند امروز با #تبر مردان قبیله دیگر که به دین و آیین آنها نیستند کُشته شود! 🇸🇦 اگر در #عربستان به دنیا می آمدیم احتمالاَ اسممان #عبدالعزیز می شد، جوراب نمی پوشیدیم، بنز سوار می شدیم و از ایرانی ها بدمان می آمد! 🇯🇲 اگر در #جامائیکا بودیم مسیحی می شدیم، غذاهای تند می خوردیم، می رقصیدیم و اگر کسی می گفت میای بریم شمال جوج بزنیم! نمی فهمیدیم چه می گوید ! 🇩🇰 اگر در #دانمارک به دنیا می آمدیم اسطوره هایمان #وایکینگ ها بودند، پیرو کلیسای پروتستان می شدیم، احتمالاً به ازدواج همجنسگرایان رای می دادیم وبه جای #شجریان از #یورن_اینگمن لذت می بردیم. وقتی همه چیز می تواند در عین سادگی، این همه پیچیده و خارج از کنترل ما باشد، یقه دریدن و خود را حق مطلق فرض کردن روی کره زمین چقدر عقلانی است؟ 🐺 در سالیعنی کمتر از صد سال پیش در میرناپور #هند، روستاییان دو دختر هشت و یک و نیم ساله را پیدا کردند که با گله ای از گرگ ها زندگی می کردند. هوا را بو می کشیدند، آنقدر چهار دست و پا راه رفته بودند که تاندون ها و مفصل هایشان کوتاه شده بودو نمی توانستند قامتشان را راست کنند. 🐺 عاشق خوردن گوشت خام مخصوصا" لاشه بودند (آنها را دیده بودند که به شکل تهاجمی کرکس های بزرگ را دنبال می کردند و از اطراف لاشه حیوانات می تاراندند تا خودشان آن گوشت فاسد را بخورند). 🐺 اسم شان را #آمالا و #کامالا گذاشتند. آنها را به پرورشگاه انتقال دادند. دخترها فقط با دهان (بی استفاده از دست) غذا می خوردند. مثل سگ ها آب را با لیس زدن می خوردند. وقتی هوا گرم بود، زبانشان را بیرون می آوردند و له له می زدند. وقتی می ترسیدند یا احساس تهدید می کردند، غرش می کردند و دندان نشان می دادند. به هنگام خواب به یكدیگر می‌‌پیچیدند و خرناس می‌‌كشیدند. از شب و تاریکی خوششان می آمد، رو به ماه زوزه می کشیدند و ... 🐺 کمی بعد آمالا مریض شد و مرد. کامالا ولی پس از چند سال سرانجام یاد گرفت با کمک دست بخورد و در روشنایی روز احساس راحتی کند. چند کلمه هم یاد گفت. اما او هم در هفده سالگی، مریض شد و مرد. 🌏گاهی فکر می کنم اگر در کنار گرگ ها بزرگ می شدم، الان این گوشی موبایل را با دستم گرفته بودم یا ... ادامه در کامنت
✴️ از دختران گرگ تا رقصنده های #جامائیکایی 🌎 ما فرزندان جغرافیا هستیم. محصول اتفاق. گاهی فکر می کنم وقتی یک کودک در #سوئیس سراغ یخچال می رود تا شکلات صبحانه اش را بردارد، کودکی در یک #قبیله آفریقایی با این ترس بیدار می شود که نکند امروز با #تبر مردان قبیله دیگر که به دین و آیین آنها نیستند کُشته شود! اگر در #عربستان به دنیا می آمدیم احتمالاَ اسممان #عبدالعزیز می شد، جوراب نمی پوشیدیم، بنز سوار می شدیم و از ایرانی ها بدمان می آمد! اگر در #جامائیکا بودیم مسیحی می شدیم، غذاهای تند می خوردیم، می رقصیدیم و اگر کسی می گفت میای بریم شمال جوج بزنیم! نمی فهمیدیم چه می گوید! اگر در #دانمارک به دنیا می آمدیم اسطوره هایمان #وایکینگ ها بودند، پیرو کلیسای پروتستان می شدیم، احتمالاً به ازدواج همجنسگرایان رای می دادیم وبه جای #شجریان از #یورن_اینگمن لذت می بردیم. وقتی همه چیز می تواند در عین سادگی، این همه پیچیده و خارج از کنترل ما باشد، یقه دریدن و خود را حق مطلق فرض کردن روی کره زمین چقدر عقلانی است؟ 🐺 در سالیعنی کمتر از صد سال پیش در میرناپور #هند، روستاییان دو دختر هشت و یک و نیم ساله را پیدا کردند که با گله ای از گرگ ها زندگی می کردند. هوا را بو می کشیدند، آنقدر چهار دست و پا راه رفته بودند که تاندون ها و مفصل هایشان کوتاه شده بودو نمی توانستند قامتشان را راست کنند. 🐺 عاشق خوردن گوشت خام مخصوصا" لاشه بودند (آنها را دیده بودند که به شکل تهاجمی کرکس های بزرگ را دنبال می کردند و از اطراف لاشه حیوانات می تاراندند تا خودشان آن گوشت فاسد را بخورند). 🐺 اسم شان را #آمالا و #کامالا گذاشتند. آنها را به پرورشگاه انتقال دادند. دخترها فقط با دهان (بی استفاده از دست) غذا می خوردند. مثل سگ ها آب را با لیس زدن می خوردند. وقتی هوا گرم بود، زبانشان را بیرون می آوردند و له له می زدند. وقتی می ترسیدند یا احساس تهدید می کردند، غرش می کردند و دندان نشان می دادند. به هنگام خواب به یكدیگر می‌‌پیچیدند و خرناس می‌‌كشیدند. از شب و تاریکی خوششان می آمد، رو به ماه زوزه می کشیدند و ... 🐺 کمی بعد آمالا مریض شد و مرد. کامالا ولی پس از چند سال سرانجام یاد گرفت با کمک دست بخورد و در روشنایی روز احساس راحتی کند. چند کلمه هم یاد گفت. اما او هم در هفده سالگی، مریض شد و مرد. 🌏گاهی فکر می کنم اگر در کنار گرگ ها بزرگ می شدم، الان این گوشی موبایل را با دستم گرفته بودم یا دندانم؟ موسیقی مورد علاقه ام #زوزه بود یا چهچه زدن های قمرالملوک وزیری؟! ادامه در کامنت...
#قبیله گردی! ما معمولا دوست داریم با کسانی رفت‌وآمد کنیم که با ما هم‌سنخ و شبیه هستند. وقتی با هم‌فکرهایمان نشست و برخاست می‌کنیم، حرف مشترک و علائق و سلائق مشابهی داریم که مشوق ما به این پیوندهاست. وقتی در جمع جدیدی وارد می شویم، دنبال کسانی می‌گردیم که با آنها مشترکات بیشتری داریم. و حتی بین خودمان و کسانی که تفاوت داریم، نوعی حریم و دیوار نامرئی می‌سازیم. معمولا از فکر و رفتاری که با چارچوبمان سازگار نباشد، خوشمان نمی‌آید و نسبت به ارتباط با افرادی که نوعی اعتماد به آنها نداریم، نگرانیم. #خانواده‌های #مذهبی قدری در این زمینه شاخص‌تر هستند و معمولا سعی در محدود کردن ارتباط خودشان و فرزندانشان با دیگران دارند. انسان‌ها در سبک زندگی‌شان با یکدیگر تفاوت‌هایی دارند که اگر با نگاه مثبت و رویکرد آموختن به یکدیگر بنگرند، می‌توانند از تجربیات و آداب و روش و منش یکدیگر چیزهای فراوانی بیاموزند. این آغوش باز به معنی پذیرش مطلق دیگران نیست، بلکه به معنی باز کردن باب آشنایی و تعامل با دیگران با حفظ فیلترهای ارزشی خودمان است. چه زیباست آیه ۱۳ سوره حجرات، سوره‌ای که حاوی برخی درس‌های زندگی اجتماعی است. مولایمان می‌فرماید: ای انسان‌ها، ما شما را از جنس مرد و زن آفریدیم و به شکل قبیله‌ها و ملیت‌های مختلفی قرارتان دادیم که با یکدیگر آشنا شوید... ما برای انجام این انتظار خدا، چه می‌کنیم؟ امروز به #سرای #محله رفته‌بودیم، جایی که مجموعه‌ای از فعالیت‌های مردمی وجود دارد، جای شما خالی! همین که آدم فهرست فعالیت‌ها، کلاس‌ها، برنامه‌های هفتگی یا مناسبتی را می‌بیند و می‌تواند در میان مردم باشد و در برنامه‌های مردمی شرکت کند، فرصتی است برای #اجتماعی شدن بیشتر. برای این کار، این سوی دنیا، راه‌های فراوانی را اندیشه کرده‌اند که ان شاء الله برایتان خواهم‌گفت...