همه عکس ها و کلیپ های نوشته در اینستاگرام


loading...
تقویم‌های ۱۳۹۷ ژوست مدل دکمه‌ای با جلد چرم طبیعی و در دوازده رنگ _ جهت همكارى و سفارش تقویم های ژوست براى فروشگاه يا به عنوان كالاى تبليغاتى با معرفى برند شما با شماره هاى زير تماس بگيريد تماس: ۰۹۳۵۷۲۰۲۱۸۵ تلگرام: ۰۹۱۲۴۲۷۵۹۲۴ خرید حضوری ار شهرکتاب‌ها و فروشگاه‌های فرهنگی و هنری معتر، خرید اینترنتی به زودی از طریق فروشگاه ژوست در سایت بامیلو (لینک در بیو) #ایران #تهران #هنرى #خرید #جديد #نوشته #کادو #لوازم_تحریر #روز #سررسید #تقویم #هنر #تقویم۹۷ #سررسید۹۷ #مد #تبلیغ #دختر #دخترونه #هدیه_خاص #عید #تخفيف #شیک #زيبا #خاص #هدایای_تبلیغاتی #تبليغات #هدیه #ایرانی #مدل
. . چشم‌هایت را بسته‌ای و این مرده‌شورها هرچه آب بریزند دوباره زنده نمی‌شوی . تو را در گودالی کنار درختی می‌گذارند هرچه درخت بزرگتر می‌شود تو کوچک‌تر می شوی . و من در خانه هر چه به این کمدها صندلی‌ها ها بکنم دوباره درخت نمی‌شوند . مرگ همیشه از عضوی کوچک شروع می‌شود و شاید این لیوان آب عضوی باشد که روزی دریا را خشک می‌کند . و تو عضو کوچکی هستی از من که در خاک خوابیده‌ای . آرمین یوسفی مجموعه شعر بی نظمی نشر چشمه •••• ارسالى از سروده شعرها . . #ايران #كتاب #تهران #كتابخوانى #ايراني #بخون #كتابخوان #نشر #منتشر #ايرانيان #انتشارات #جامعه #ادبيات #فارسى #نوشته #اهواز #ايرانى #مطبوعات #شعر #شعرنو #شاعر #مطالعه #کتابدوستان #نويسنده #مردم #فرهنگ #معرفی_کتاب #اهوازيا #كتابدوستان #اهوازيها
....
گفت: sub
.... گفت: "تو دختر قشنگی هستی با شعوری" این‌جور مقدمه را خوب می‌شناختم، خوبی‌ها را به تو می‌گفتند تا خوبترها را از تو دریغ کنند. . #فریبا_وفی 📙 #رویای_تبت #کتاب #کتابخانه #نویسنده #نوشته #دختر #متن #خوب #جمله _ پ ن: به هم کتاب‌های خوب معرفی کنیم...
فرشته بالدار؛😇 #گیفت حروف گلگلی؛💒 قاب ؛🌹 #گیفت #نوشته #حروف #گلگلی #گالری #کاشانی #قاب
نشسته ام اينجا.... كنار كلاغى كه هيچوقت به خانه اش نرسيد. #دلنوشته #مهاجرت #مونترال #من #كلاغ #دلنوشته #دلنوشته_های_من #فيلم #خاطره #خاطرات #نوشته
در پیِ آن نگاه‌های بلنـــــد حسرتی ماند و آه‌های بلنـــــد... ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ : ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ‌‌‌🅾 🅾 🅾 #خدا #شعر #متن #عكس #نوشته #دل #دلنوشته #دخترانه #دختر #دخترونه #احساس #بهترين #عشق #عاشقانه #هنر #هنرمند #مدل #عاشقانه #لاو #عشق #عشقم #عکس #نوشته #تکس #آرتی #تکس # #فریدون_مشیری
⚫️يادمه هر اتفاق بدي برام مي افتاد ميگرفتم ميخوابيدم و فكر ميكردم با هر بار خوابيدن و بيدار شدن اين درد ، اين اتفاق بد ، از بين ميره ، خدايي خيلي جواب ميداد ، اروم ميكرد منو ، اما نه براي هر اتفاقي ، 🔛الان كه اينو مينويسم ٢٤ ساعت نخوابيدم، نميدونم چرا ، ولي اينو ميدونم وقتي تو خوش ترين حالت يهو غم تنهايي بياد سراغت فقط و فقط چشماتو ببندي و سكوت كني و زار زار تو دلت گريه كني ، سخته نه ... به هر حال بخشي از زندگي هستش . 🔚به قول اميد خواننده ( چي بگم از دست تو اي روزگار ، اي كه در ناپايداري پايدار ، ديگه دستتو بزار رو دست من ، به تو چي ميرسه از شيكست من ) پرچم همه رفقام بالاست ، ممنون كه تنهام نميزاريد. 🎧 نام آهنگ هم : ايهالناس هستش 🔺 #موزيك #خواننده #اميد #زندگي #تنهايي #دلتنگي #غمگین #غم #اشك #مطلب #نوشته #ديوانه #وارونه #من #تلخ #دلتنگ #تبريز #ايران ⬛️
#دل #نوشته ..... #دوستان و #همراهان #همیشگی ازتک تک شما خواستاریم یک خط آنچه دوست دارید خطاب به بنده بیان کنید. نظرات شما بسیار برای ما #ارزشمند،مفید و کمک کننده خواهد بود در هر چه بهتر شدن #کیفیت و #کمیت #پیج #علمی/تخصصی ما. با سپاس فراوان از حسن توجه شما سبک درمانی مدرن
مرکز فروش کارتریج کانن و اچ پی و کالای اداری و نوشت افزار دارای نماد اعتماد الکترونیکی ارسال به سراسر ایران.. ://. #کارتریج #کالای #نوشته #تحریر #اموزش #اموزشگاه #دانشگاه_تهران #مهد #خرید_آنلاین #خرید #فروش #فروشگاه #مد #زیبایی #زیبا #مزون_مانتو #مزون #مشهد #خراسان_جنوبی #خراسان #خراسان_رضوی #مدیر
#دل #نوشته #دلنوشته_های_من #عل #شعر #علی #اقایی # از عشق تو دل به دریا میزنم هر روز!!! تا بیایی و نجاتم دهی از غرق شدن در تو... دل نوشته های من علی آقایی
. . . از عشق جدید دم مزن تو طرح دگری ز غم مزن تو این عشق که ته نشین شده باز یک بار دگر هم مزن تو . . . راست میگن همیشه یه #رابطه ای که تموم میشه یه چیزی از #معشوق تو #قلب #عاشق ته نشین میشه ولو اون #رابطه یکطرفه باشه ولی امان از روزی که به قلبت تلنگری وارد بشه و اون چیزی که تو قلبت ته نشین شده دوباره هم بخوره یه #فیلم یه #آهنگ یه #عکس یه #شعر یه #نوشته خیلی #سخته خیلی
. #نوشته یی از #نادر_خلیلی از کتاب #تنها_دویدن قسمت پایانی متن : ما انسانها نیز گله وار آفریده نشده ایم که با هم مسابقه زندگی دهیم. ما تک تک به وجود آمدیم تا زیست کنیم و به اوج لایتناهی برسیم.. #دکلمه: #پارمس_مستوفی
هرجا #هوا مطابق ميل ات نشد برو! فرق تو با #درخت همين پايِ رفتن است... #سعيد_صاحب_علم
عشق صیدیست که تیرت به خطا هم برود... لذتش کنج دلت تا به ابد خواهد ماند... #مولانا💙 #شعر #متن #نوشته #بغل #عشق #عاشقانه #یار #دوستت_دارم #دیوانه #دخترونه #عکس #پروفایل
مجلس ميهماني بود...... پير مرد از جايش برخاست تا به بيرون برود... اما وقتي که بلند شد، عصاي خويش را بر عکس بر زمين نهاد..... و چون دسته عصا بر زمين بود، تعادل کامل نداشت... ديگران فکر کردند که او چون پير شده، ديگر حواس خويش را از دست داده و متوجه نيست که عصايش را بر عکس بر زمين نهاده..... به همين خاطر صاحبخانه با حالتي که خالي از تمسخر نبود به وي گفت: پس چرا عصايت را بر عکس گرفته اي؟! پير مرد آرام و متين پاسخ داد: زيرا انتهايش خاکي است، مي خواهم فرش خانه تان خاکي نشود..... مواظب قضاوتهايمان باشيم.... چه زيبا گفت دکتر شريعتي: براي کسي که ميفهمد هيچ توضيحي لازم نيست و براي کسي که نميفهمد هر توضيحي اضافه است آنانکه ميفهمند عذاب ميکِشند و آنانکه نميفهمند عذاب مي دهند مهم نيست که چه "مدرکي" داريد مهم اينه که چه "درکي" داريد #متن #نوشته #پیرمرد #کپشنیسم #شریعتی #دکترشریعتی
از درِ سالن که رفت بیرون پشت سرش را هم نگاه نکرد، به پشت سالن که رسید خیالش راحت شد، بادکنکها را شمرد ،۲تا بود ، تلفن را برداشت و زنگ زد، “سلام مامان، نیم ساعت دیگه میرسم، یه چیزی رو باید بزارم خونه بعد میام، نه میتونم بیارمش، بعدش میام زود ”. از ۴ روز پیش که دوستش زنگ زده بود برای نمایشگاه چند روزی برود غرفه شرکتشان صبح میرفت پشت کانتر غرفه‌ای که بی سلیقه ساخته شده بود روی صندلی لقی می‌نشست و به همه لبخند مصنوعی میزد، نگاه هرزه جماعت بیکاری که رد میشدند را اهمیت نمی‌داد، عشوه‌های مسول غرفه را جلوی مدیران شرکت را تحمل میکرد، و از نگاه پیگیر غرفه ‌دار روبرو نمیتوانست فرار نکند، از شانس بد خودش می‌دانست که مردی حدودا ۴۰ ساله با دماغی که در آن گرمای سالن هم سرخ و آن صورتی که به زور ژیلت هم هزار چاله چوله رویش هویدا بود با آن خنده های چندش آور باید درست روبرویش باشد. تمام دلخوشی‌اش کنار غرفه بغلی بود، یک دستگاه گذاشته بودند بادکنک تبلیغاتی باد میکرد میداد دست بچه‌ها، سه تا خوشرنگش را همان روز اول یک کارگری برد بست بالای سر غرفه، همه چرت و پرتها و متلکها و حتی خنده‌های چندش آور غرفه‌دار روبرو را حواله میکرد به بادکنک زرد و سفید و سرخ بالاسر غرفه. روز آخر که دیگر اصلا مردم را نمی‌دید همه حواسش به بالای غرفه کناری بود، ساعتهای آخر که دیگر همه فکرش رفته بود پیش همان ۳بادکنک. غرفه دار بغلی یکی بود بدتر از روبرویی، چند ساعت با خودش کلنجار رفت و هی منصرف شد و باز تصمیم گرفت و باز منصرف شد برود روبزند که بادکنک بگیرد، ده بار بلندگوی سالن گفت زمان بازدید تمام شده ، کیفش را که همه خستگی این چند روز تویش بود را برداشت که برود ، بدون بادکنکها، که یکهو برق سالن را قطع کردند، سالن درتاریک و روشنی میان سکوتی شکننده معلق ماند، زد به سیم آخر ، صندلی لقش را برداشت رفت روی بالا ، هر سه بادکنک را کشید و پرید پایین، صدای ترکیدن یکی از بادکنکها سکوت سالن را شکست، چشمش چیزی نمیدید اما سنگینی حجم نگاه هایی که یکهو به سمت صدا برگشته بودند را میتوانست حس کند، به هیچ کس نگاه نگرد و حتی نمیداست اصلا بادکنکی در دستش مانده یا نه، خداحافظی هم نکرد ، نفسش را حبس کرده بود و فقط قدم برمیداشت و به سمت نوری که از در نیمه باز سالن می آمد میرفت. #آزادنوشت #نوشته #داستان #داستانک #نمایشگاه #غرفه #غرفه_دار #دختر #بادکنک #یک_پسر_معمولی_از_جنوب_شهر
. دندان بر جگر بگذار.. اگرچه کوهستان‌ها را صخره به صخره با خون شکوفه شسته‌اند، اما رنگین‌کمان‌های بسیاری بر پیچ‌ و تاب رود بزرگ پل خواهند زد. حوصله کن مجروح من مجروح خارزار بی‌چلچله! این‌طور هم نمی‌ماند، که علف در دهان داس بمیرد و باد برای خودش هی به هوچی و هلهله. . من به تو قول می‌دهم بهارزایی هزار خرداد خوش‌خبر، از جان‌پناه امید و ستاره در پی است.. دندان بر جگر بگذار آهو... آهوی پا به‌زای [...] صیاد سایه گریز نیز نمی‌داند سرانجام در برکه‌ی تاریک به تنهایی خود شلیک خواهد کرد، . اما تو باز برای نجات همان سنگ‌انداز، هم با چراغ ماه و مرهم شفا بازخواهی گشت. بازگرد... دارد دیر می‌شود! . #سیدعلی_صالحی . . . . #عكاسي #زيبا #كاشي #دوربين #رنگها #رنگي #عكس_هنري #نوشته #ارامش #انرژي # _
در ادامه‌ی پست قبل زنان نوازنده‌ی ارکستر ملی #اصفهان نظاره‌گر اجرای همکاران خود روی صحنه. آیا بهتر نیست که در چنین موقعیتی، آقایان از اجرا صرف نظر کنند؟ آیا بهتر نیست که در «صحنه‌ی ظلم» مشارکت نکنیم؟ چه کنسرت، چه ورزشگاه،... #نباید_میخواندیم_عکس . .
ریتم اندیشه‌‌ات در ملودیِ افکار خالیست؛ تو را من چشم در راهم
ربطی ندارد متاهلی یا مجرد؛ زنی یا مرد؛ مکث را تمرین کن گاهی زندگی سخت است و گاهی ما سخت ترش می‌کنیم... گاهی آرامش داریم، خودمان خرابش می‌کنیم... گاهی خیلی چیزها را داریم اما محو تماشای نداشته‌هایمان می شویم.... گاهی حالمان خوب است اما با نگرانی فردا خرابش می کنیم... گاهی میشود بخشید اما با انتقام ادامه اش می دهیم... گاهی میشود ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدیم... گاهی باید انصراف داد اما با حماقت ادامه می دهیم... و گاهی؛ گاهی؛ گاهی تمام عمر اشتباه میکنیم و نمی دانیم یا نمی خواهیم که بدانیم... کاش بیشتر مراقب خودمان، تصمیماتمان و گاهی؛ "گاهی‌های" زندگیمان باشیم. کاش یادمان نرود که فقط یک بار زنده ایم و زندگی می کنیم.فقط یک بار! شاید این‌گونه درک بهتر و درست‌تری از زندگی پیدا کنیم. #ربط #متاهل #مجرد #زن #مرد #مکث #تمرین #زندگی #سخت #آرامش #خراب #محو #تماشا #بخشش #انتقام #ادامه #اشتیاق #انصراف #حماقت #عمر #اشتباه #کاش #مراقب #درک #گاهی #دلنوشته #متن_عاشقانه #متن #نوشته