همه عکس ها و کلیپ های کتاب در اینستاگرام

  • تگ های مشابه:
loading...
📚✏📚✏📚✏📚✏📚✏📚✏ بیشترین زمانی که تلف می شود .زمان شروع کردن است .زمان شروع است که اغلب اشخاص را متوقف می کند . 💡💰💡💰💡💰💡💰💡💰💡💰💡 #سرمایه #سود #بهترین_باش #کتاب #کسب_و_کار #موفقیت #موفق #پول #پشتکار #اقتصاد #انگیزشی #ایده #تلاش #هدف #شمیرانات #شمیران #شکوه #خلاقیت #خودسازی # دوستان خود را تگ کنید
ویلیام فاکنر منحصرا متعلق است به ویلیام فاکنر منظورم نه تنها رمان بلکه سرزمین خیالی فاکنر هسش که حتی نقشه اش را هم کشیده . همین یه جمله باعث میشه که مجذوب رمان هاش بشید . من این رمان رو تموم کردم و دوست داشتم بهتون پیشنهاد کنم که بخونیدش . میس امیلی گریرسن ، دختر یک خانواده متمول و بانفوذ پس از مرگ پدر تنها می شود؛ تنهایی او چنان است که ترحم همسایگان را برانگیخته است ؛ اما آنان تنها به جمله ای درباره او بسنده می کنند: "بیچاره امیلی ". امیلی با هیچ کس در ارتباط نیست ، جز نوکر پیر سیاهپوستی که معجونی از آشپز و باغبان است و در خانه او کار میکند.کلنل سارتوریس ، شهردار شهر، امیلی را از مالیات معاف کرده است و دلیل او برای این کارش ، بدهی شهرداری به پدر امیلی عنوان می شود. حتی بعدها جانشینان شهردار وقتی چنین قانونی )معافیت امیلی از پرداخت مالیات ( را منسوخ می دانند و از امیلی مالیات طلب می کنند، او تنها به جمله ای بسنده می کند: "از کلنل سارتوریس بپرسید من در جفرسن از مالیات معافم ". این جمله امیلی زمانی تعجب برانگیزتر می شود که معلوم شده است کلنل سال پیش مرده است . امیلی در طول این مدت و حتی سالها پس از این هم از خانه خود بیرون نیامده و تنها خود را در خانه اش محبوس کرده است ؛ نه او چیزی از دیگران میداند و نه دیگران چیزی از او.میس امیلی پس از مرگ پدرش با هومربارون - کارگری که برای فرش کردن خیابان ها و پیاده روها به شهر آمده است - آشنا می شود و پس از مدتی که همگان فکر می کردند امیلی و هومر قصد ازدواج با یکدیگر را دارند، هومر ناپدید می شود و دیگر کسی خبری از او نمی یابد. میس امیلی پس از این غیبت ، به داروخانه می رود و مرگ موشی می خرد؛ اما برخلاف تصور همه ، هیچگاه خود را نمیکشد.سالها از این ماجرا می گذرد و امیلی در سن سالگی از دنیا می رود. _ مابقی داستان و نمیگم تا خودتون بخونیدش خیلی وقتها ما بین دو دنیا گیر می افتیم دنیایی که توش قرار داریم و دنیایی که دوست داریم توش باشه . این داستان شباهت زیادی به زندگی خیلی از ماها داره اگه این کتاب و خوندید خیلی دوست دارم نظرتون رو بدونم اگه میتونید از کتابهای دیگه ویلیام فاکنر معرفی کنید برام _ #شکنج_کتاب #شکنج #سجادخالقی #ویلیام_فاکنر #کتاب #معرفی_کتاب
استاد وحیده کاغذی : دین و زندگی خانم وحیده کاغذی، فارغ‌التحصیل رشته‌ی فلسفه از دانشگاه تهران، متولد ۱۳۳۹ مدرس درس‌: دین و زندگی مؤلف کتاب‌های: ۱. همایش دین و زندگی نشر دریافت ۲. تست دین و زندگی انتشارات اندیشه فائق مراکز تدریس و تلفن تماس: مدارس: دبیرستان نرجس دبیرستان نرجس ۶ آموزشگاه‌ها: مجتمع آموزشی صبا (مجتمع آموزشی روشنگر) (آموزشگاه هدف (پسران)) آموزشگاه هدف (دختران) مجتمع آموزشی مهدوی #كنكور٩٧ #برترين_دبيران #مشاوره #كنكور #برنامه_ريزي #تمركز #روش_مطالعه #انگيزشي #کتاب #دینی #برترین_کتاب #تست #برترین_کتابها #پزشكي #زیست #استاد_کاغذی #كنكور_تجربي #كنكور_رياضي #وحیده_کاغذی #تجربي #رياضي #ریاضی_کنکور
. اینکه بدونی کی هستی اینکه بدونی دیروز چی شد چه کسانی رو دیدی کجاها رفتی چه فکرهایی کردی پارسال تو سفر چقدر بهت خوش گذشت . اینکه بدونی فردا قراره چه کارهایی بکنی چه جاهایی بری چه قرارهایی داری . اینکه یادت باشه چه کسانی رو دوست داری و چه کسانی دوستت دارن . اینکه خاطرات قشنگت رو مرور کنی وقتی دلگیری، . نعمت هایی هستند که داریم و قدرشون رو نمی دونیم. . اینکه فراموش نمی کنیم.... حتی غم ها رو . . . #کتاب #پیش_از_آنکه_بخوابم کتابیه در مورد یک زن که دچار فراموشی شده. یه داستانی که کم کم معمایی_جنایی میشه. #رمان جالب و قشنگی بود. یه تجربه جالب و هیجان انگیز و لذت بخش با پایانی که اصلا حدس نمی زدم. اگه این جور کتاب ها رو دوست دارید از دستش ندید. #نشر_آموت #لذت_کتابخونی #کتاب_بخونیم
📝هر روز، #چند_بند کتاب میخوانیم📌 . وقتی رذل و شرور شدند، کم‌کم از برادری و انسانیت حرف زدند و معنی این فریضه‌ها را فهمیدند. وقتی مرتکب جنایت شدند، عدل و داد را اختراع کردند، و برای حفظ عدل و داد کتاب‌های قطور قانون نوشتند، و برای اجرای این قوانین نیز گیوتین به پا کردند. دیگر درست به یاد نمی‌آوردند که چه چیزهایی را از دست داده‌اند، و حتی باور هم نمی‌کردند که زمانی خوشبخت و معصوم بوده‌اند. . 📚کتاب: رؤیای آدم مضحک 📝نویسنده: فیودور داستایفسکی 📝ترجمه: رضا رضایی . ارسالی از: . . #چند_بند #کتاب #کتابخوانی #کتابخانه #کتاب_خوب #معرفی_کتاب #رمان #داستان #مطالعه #شعر #ادبی #ادبیات
#کتاب جدید با #چایی تو #لیوان جدید 😻😹💜
📖 طلحک تو بیکاره ای؟ جوان فربه: چه کنم قربانت؛من مردی از همه جا مانده ام که رندان گنجینه ی پدری ام را به یغما برده اند. طلحک: خب،حالا باید گنجینه مادری ات را به کار بیندازی! خنده ی جمعیت.نگرانی جوان شاکی؛که از روی کاغذ دستش می خواند جوان شاکی :هه-خون پدر من! طلحک:گفتی چند ساله بود؟ جوان شاکی [خوشحال]هفتاد. طلحک:[به جوان فربه ]تو چند سال داری؟ جوان فربه:بیست! طلحک[به شاکی]می بری او را خانه ات خوب می خورانی تا بشود همسن پدرت.آنوقت می خوابانیش زیر همان دیوار و از بالا می پری روی شکمش،تا خون با خون پاک شود. جوان شاکی:من پنجاه سال خرج او را بدهم؟درست!از طفیلی بپرسید اشتها دارد؟ جوان فربه:من بیچاره در جهان فقط همین را دارم. جوان شاکی:پنجاه -از کجا که خودم تا آنوقت زنده باشم؟ طلحک:اگر نباشی باغ پدرت می رسد به او.خیال کردی عدالت شوخی است؟ جوان فربه:[به شاکی]دلم برای تو می سوزد! جوان شاکی:من اصلا از خون پدرم گذشتم. طلحک:گذشتی_به همین آسانی؟نخیر ما نمی گذریم!پنجاه سال خورد و خوراک این جوان چه می شود؟از آن بالاتر خورد و خوراک ما ! #بهرام_بیضایی #نمایشنامه #کتاب
♧ بعضی #آدم ها خیلی #زود #متولد می‌شوند، بعضی‌ها خیلی #دیر و بعضی‌ها، #هیچوقت ... شاید اگر آن روز نبود، آن #خیابان، آن #کتاب فروشی و آن #اتفاق ساده، من #هرگز متولد نمی‌شدم... روز #تولد هر آدمی، #روزی نیست که به #دنیا می‌آید، بلکه روزی‌ست که می‌فهمد از زندگی‌اش چه می‌خواهد و به #دنبال چیست… #عاشقی #رمانتیک #احساسی #عشق #پسر #دختر #جوان #عاشقانه #احساسات #زندگی #دنیا
ملت عاشقان دلسوخته از همه دین ها جداست. ما مذهب و دین و زبان را عامل جدایی نمی دانیم. همه عالم را یکی میدانیم. به حرفی که از دهان دیگری در می آید گناه نمی گوییم. زیرا درون دل ها را خدا می داند، نه ما. از این رو سکوت می کنیم و کسی را نمی آزاریم. مذهب ما یکی است آن هم خداست. 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده، به همین سبب اینکه انسان گردن خم کند و بگوید چه کنم “تقدیرم این بوده” نشانه ی جهالت است، تقدیر همه ی راه نیست، فقط تا سر دوراهی هاست، گذرگاه مشخص است، اما انتخاب گردش ها و راه های فرعی دست مسافر است، پس نه بر زندگی ات حاکمی و نه محکوم آنی. #کتاب #کتابخانه #ملت_عشق #زندگی
. تنها بودن چه معنایی دارد وقتی دنیا پر از #کتاب و #موسیقی و تابلوهای #نقاشی است؟ من فکر می کنم عمیق ترین ِتنهایی ها آن است که ما اصرار می کنیم کسی باشیم که نیستیم.... کسی که خودش را دارد لزومی می بیند همه ی چیزهای خوب را برای خود داشته باشد... کتاب ها را، گربه ها را گلدان ها را، ادکلن ها را و گاهی جعبه ای شکلات... برایش تنهایی چه معنایی می تواند داشت او که صداهای درونش را می شنود او که ارتباطش با تاریکی قطع نیست؟ تنهایی وقتی شروع می شود که ما در محاصره ی تن ها تحریف می شویم و شروع می کنیم به دیگری شدن. به تقلب و از خود نقابی موجه ساختن... به همسان شدن عوضِ یکی شدن! کتمان نمی کنم به ارتفاعی سقوط کرده ام که تنهایی برایم مسئله ای سلبی در معنای نبودنِ کسی نیست بلکه ایجابِ پرتاب شدن است به شعور خاموشی و ادامه دادن با وجود درک سنگینی نگاه های مرگی که نفسش هایش بوی تند سیگار برگ می دهد.. #آیدا_گلنسایی #کافه_کاتارسیس #لحظه_نوشت
📚
به قول جناب #قزوه :
غریب‌تر ز نویسنده‌ها، کتاب‌فروش 😉
.
.
منبع عکس‌ها: گوگل
.
#کتاب #کتابفروش #شعر #شاعر #نویسنده #کتابدوست #کتابخون #کتابخوان #کتاب_باز #شهرکتاب
📚 به قول جناب #قزوه : غریب‌تر ز نویسنده‌ها، کتاب‌فروش 😉 . . منبع عکس‌ها: گوگل . #کتاب #کتابفروش #شعر #شاعر #نویسنده #کتابدوست #کتابخون #کتابخوان #کتاب_باز #شهرکتاب
فروشگاه کتاب پارسی
چشم‌هایت را ببند و به انگلستان فکر کن
نویسنده : آنتونی ماریوت ، جان چپمن
مترجم : فرشید ابراهیمیان ، لیلی عمرانی
نشر بیدگل
۱۳۳ صفحه
۱۳۰،۰۰۰ ریال

نمایشنامه چشم‌هایت را ببند و به انگلستان فکر کن طنزی سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و انسانی است که شوخی را دستمایه قرار می‌دهد تا از این طریق، به جدی‌ترین مسائل بشری، به ویژه در دوران پست‌مدرن بپردازد، دورانی که در آن سرمایه بر انسان حکومت می‌کند، اشیا بر اشخاص تسلط یافته‌اند، و دیگر چیز چندانی از بنیان‌های اخلاق انسانی باقی نمانده است.
نمایشنامه از تقابلی ترسناک پرده برمی‌دارد: انسان عشق دلار، در قامت کارتل‌های هیولاگون و تراست‌های غول‌آسای غربی – با آن شگردهای شریفشان!- تمام قد در برابر موازین تمدنی چندهزارساله ایستاده است. و صجنه نبرد این‌باز یکی از مراکز اصلی همین تمدن است: لندن
#کتابفروشی #کتابخوانی #کتاب #بروجرد #مطالعه #نشر_بیدگل #انتشارات_بیدگل #نمایشنامه #نمایشنامه_کمدی #لیلی_عمرانی #ادبیات_جهان #فرشید_ابراهیمیان
#چشم_هایت_را_ببند_و_به_انگلستان_فکر_کن
فروشگاه کتاب پارسی چشم‌هایت را ببند و به انگلستان فکر کن نویسنده : آنتونی ماریوت ، جان چپمن مترجم : فرشید ابراهیمیان ، لیلی عمرانی نشر بیدگل ۱۳۳ صفحه ۱۳۰،۰۰۰ ریال نمایشنامه چشم‌هایت را ببند و به انگلستان فکر کن طنزی سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و انسانی است که شوخی را دستمایه قرار می‌دهد تا از این طریق، به جدی‌ترین مسائل بشری، به ویژه در دوران پست‌مدرن بپردازد، دورانی که در آن سرمایه بر انسان حکومت می‌کند، اشیا بر اشخاص تسلط یافته‌اند، و دیگر چیز چندانی از بنیان‌های اخلاق انسانی باقی نمانده است. نمایشنامه از تقابلی ترسناک پرده برمی‌دارد: انسان عشق دلار، در قامت کارتل‌های هیولاگون و تراست‌های غول‌آسای غربی – با آن شگردهای شریفشان!- تمام قد در برابر موازین تمدنی چندهزارساله ایستاده است. و صجنه نبرد این‌باز یکی از مراکز اصلی همین تمدن است: لندن #کتابفروشی #کتابخوانی #کتاب #بروجرد #مطالعه #نشر_بیدگل #انتشارات_بیدگل #نمایشنامه #نمایشنامه_کمدی #لیلی_عمرانی #ادبیات_جهان #فرشید_ابراهیمیان #چشم_هایت_را_ببند_و_به_انگلستان_فکر_کن
.
✳ نام کتاب : #علف_ها_آواز_می_خوانند
✳ نویسنده: #دوریس_لسینگ
✳ انتشارات آشیانه کتاب‌
✳ تعداد صفحات: 286 صفحه
✳دسته بندی👈#داستان_ها_انگلیسی
.
💠دوستانی که این کتاب رو مطالعه کردید نظرتونو راجع به این کتاب برامون بنویسید
کامنتای شما برای ما خیلی باارزشه😊📚🌹
.
. ➖➖➖➖➖➖➖➖
.
✳ قسمت زیبایی از کتاب:
.
‍ در مزارع خالی و بی روح آفریقای جنوبی و در سالهای اولیه دهه 1950 مری ترنر، زن ناامید و خسته ی سفید پوست و دیک همسر کشاورز ناموفقش با موسز خدمتکار مرموز سیاهپوست مواجه می شوند.
زمانی که دیک مری را به مزرعه خود در میان علفزارها میبرد او قدم به زندگی ای میگذارد که با تمامی تصوراتش متفاوت است.
به تدریج کسالت سالها زندگی در مزرعه چون سمی مهلک روح او را نابود میکند.
ناامیدی مری را بیشتر بیشتر در کام خود میکشد تا آنکه در آن روز شوم موسز در خانه آنها شروع به کار میکند...
.
از دوست کتابخون👈
@yasaman.kaygholam
⏪عکس کتابهایی که میخونید رو بصورت دایرکت بفرستید تا با نام خودتون در پیج قرار بگیره📖
.
. ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
.
💠دوستان کتابخونِت رو تگ کن 😊📖📚
.
#کتاب #عكس #داستان #رمان #معرفی_کتاب #رمان_خارجی #رمان_ایرانی #فلسفه #روانشناسی #ادبیات #متن #نویسنده #من_پیش_از_تو #تهران #ایران #سیاست #شعر #ملت_عشق #عشق #کتاب_خوب #کتاب_خواندن #مطالعه #پیشنهاد_کتاب #کتاب_بخوانیم
#ketab#ketab__bekhanim
. ✳ نام کتاب : #علف_ها_آواز_می_خوانند ✳ نویسنده: #دوریس_لسینگ ✳ انتشارات آشیانه کتاب‌ ✳ تعداد صفحات: صفحه ✳دسته بندی👈 #داستان_ها_انگلیسی . 💠دوستانی که این کتاب رو مطالعه کردید نظرتونو راجع به این کتاب برامون بنویسید کامنتای شما برای ما خیلی باارزشه😊📚🌹 . . ➖➖➖➖➖➖➖➖ . ✳ قسمت زیبایی از کتاب: . ‍ در مزارع خالی و بی روح آفریقای جنوبی و در سالهای اولیه دهه مری ترنر، زن ناامید و خسته ی سفید پوست و دیک همسر کشاورز ناموفقش با موسز خدمتکار مرموز سیاهپوست مواجه می شوند. زمانی که دیک مری را به مزرعه خود در میان علفزارها میبرد او قدم به زندگی ای میگذارد که با تمامی تصوراتش متفاوت است. به تدریج کسالت سالها زندگی در مزرعه چون سمی مهلک روح او را نابود میکند. ناامیدی مری را بیشتر بیشتر در کام خود میکشد تا آنکه در آن روز شوم موسز در خانه آنها شروع به کار میکند... . از دوست کتابخون👈 ⏪عکس کتابهایی که میخونید رو بصورت دایرکت بفرستید تا با نام خودتون در پیج قرار بگیره📖 . . ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ . 💠دوستان کتابخونِت رو تگ کن 😊📖📚 . #کتاب #عكس #داستان #رمان #معرفی_کتاب #رمان_خارجی #رمان_ایرانی #فلسفه #روانشناسی #ادبیات #متن #نویسنده #من_پیش_از_تو #تهران #ایران #سیاست #شعر #ملت_عشق #عشق #کتاب_خوب #کتاب_خواندن #مطالعه #پیشنهاد_کتاب #کتاب_بخوانیم _
همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد

همه شب ديده من بر فلک استاره شمرد

خوابم از ديده چنان رفت که هرگز نايد

خواب من زهر فراق تو بنوشيد و بمرد

چه شود گر ز ملاقات دوايي سازي

خسته اي را که دل و ديده به دست تو سپرد

نه به يک بار نشايد در احسان بستن

صافي ار مي ندهي کم ز يکي جرعه درد

همه انواع خوشي حق به يکي حجره نهاد

هيچ کس بي تو در آن حجره ره راست نبرد

گر شدم خاک ره عشق مرا خرد مبين

آنک کوبد در وصل تو کجا باشد خرد

آستينم ز گهرهاي نهاني پر دار

آستيني که بسي اشک از اين ديده سترد

شحنه عشق چو افشرد کسي را شب تار

ماهت اندر بر سيمينش به رحمت بفشرد

دل آواره اگر از کرمت بازآيد

قصه شب بود و قرص مه و اشتر و کرد

اين جمادات ز آغاز نه آبي بودند

سرد سيرست جهان آمد و يک يک بفسرد

خون ما در تن ما آب حياتست و خوش است

چون برون آيد از جاي ببينش همه ارد

مفسران آب سخن را و از آن چشمه ميار

تا وي اطلس بود آن سوي و در اين جانب برد
 #حضرت_مولانا ❤🌾❤ #شعر#کتاب#دریا#مولانا#مولوی#حال_من_خوب_است_اما_با_تو_بهتر_میشوم
همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد همه شب ديده من بر فلک استاره شمرد خوابم از ديده چنان رفت که هرگز نايد خواب من زهر فراق تو بنوشيد و بمرد چه شود گر ز ملاقات دوايي سازي خسته اي را که دل و ديده به دست تو سپرد نه به يک بار نشايد در احسان بستن صافي ار مي ندهي کم ز يکي جرعه درد همه انواع خوشي حق به يکي حجره نهاد هيچ کس بي تو در آن حجره ره راست نبرد گر شدم خاک ره عشق مرا خرد مبين آنک کوبد در وصل تو کجا باشد خرد آستينم ز گهرهاي نهاني پر دار آستيني که بسي اشک از اين ديده سترد شحنه عشق چو افشرد کسي را شب تار ماهت اندر بر سيمينش به رحمت بفشرد دل آواره اگر از کرمت بازآيد قصه شب بود و قرص مه و اشتر و کرد اين جمادات ز آغاز نه آبي بودند سرد سيرست جهان آمد و يک يک بفسرد خون ما در تن ما آب حياتست و خوش است چون برون آيد از جاي ببينش همه ارد مفسران آب سخن را و از آن چشمه ميار تا وي اطلس بود آن سوي و در اين جانب برد #حضرت_مولانا ❤🌾❤ #شعر #کتاب #دریا #مولانا #مولوی #حال_من_خوب_است_اما_با_تو_بهتر_میشوم
اگر من هم آنقدر که شایان به #کتاب علاقه داره، علاقه داشتم...
اگر من هم آنقدر که شایان به #کتاب علاقه داره، علاقه داشتم...
.
داشتم به این موضوع فکر میکردم. 
که ما چقدر حسرت خورده ایم.
حسرت نداشتن همان کوله ی چند رنگ 
همان عروسک پشت ویترین مغازه سر خیابان مدرسه 
در کودکی.
حسرت نداشتن دوچرخه ی دنده ای و یک نفر که اورا سوار ترکش کنیم برویم دوری بزنیم 
در نوجوانی و حالا 
در بیست و چند سالگی باز هم حسرت حسرت نداشتن کسی که ما را بفهمد 
کسی که تمام فیلم ها و کتاب هایی که دیده ایم و خوانده ایم را برایش تعریف کنیم.
کسی که در چشمانش زل بزنیم و زل بزنیم 
شاید اصل زندگی همین است!
یک حسرت شیرین و دراز مثل بودن یک نفر 
مثل داشتن همان عروسک پشت ویترین
مثل خود ما
شاید اگر امروز قدر خودمان را قدر آدم های کنارمان را 
قدر خنده هایمان را ندانیم.
فردا در سی یا چهل یا پنجاه سالگی
باز هم حسرتشان را بخوریم.
و چقدر خوب است که ما
با داشته هایمان شاد باشیم...
.
@bavaraneh_asheghaneh
.
#حسرت#گذشته#فردا#لبخند#یاد#گریه#دنیا#خانواده
#غرور#عروسک#جوان#کتاب#چشم#زل#زندگی#فکر#خیال
. داشتم به این موضوع فکر میکردم. که ما چقدر حسرت خورده ایم. حسرت نداشتن همان کوله ی چند رنگ همان عروسک پشت ویترین مغازه سر خیابان مدرسه در کودکی. حسرت نداشتن دوچرخه ی دنده ای و یک نفر که اورا سوار ترکش کنیم برویم دوری بزنیم در نوجوانی و حالا در بیست و چند سالگی باز هم حسرت حسرت نداشتن کسی که ما را بفهمد کسی که تمام فیلم ها و کتاب هایی که دیده ایم و خوانده ایم را برایش تعریف کنیم. کسی که در چشمانش زل بزنیم و زل بزنیم شاید اصل زندگی همین است! یک حسرت شیرین و دراز مثل بودن یک نفر مثل داشتن همان عروسک پشت ویترین مثل خود ما شاید اگر امروز قدر خودمان را قدر آدم های کنارمان را قدر خنده هایمان را ندانیم. فردا در سی یا چهل یا پنجاه سالگی باز هم حسرتشان را بخوریم. و چقدر خوب است که ما با داشته هایمان شاد باشیم... . . #حسرت #گذشته #فردا #لبخند #یاد #گریه #دنیا #خانواده #غرور #عروسک #جوان #کتاب #چشم #زل #زندگی #فکر #خیال
.
.گاهی اوقات کسی که دوستت دارد، بیش از همه آزارت می‌دهد! می‌دانی چیست لیلی؟ دروغ محض است که می‌گویند با لباس سفید که رفتی با کفن باید برگردی! من، تو و تمام زنانی که عاشق می‌شوند باید یاد بگیریم که عشق نباید نقطه ضعف‌مان شود.. که عشق نباید از خطوط قرمزمان رد شود و چیزی از خودمان باقی نگذارد.. سخت است و چه بسا غیر ممکن اما باید یاد بگیریم که ما فقط یک بار اجازه زندگی کردن داریم و هیچ چیز و هیچ کس حق ندارد این زندگی را به کام‌مان زهر کند حتی عشق.... کالین هوور در این رمان جسورانه داستانی را روایت می‌کند از عشقی فراموش‌ناشدنی که ناچار باید بیشترین بها را برای آن پرداخت. داستان این رمان درباره دختری با عنوان «لیلی» است که با یک جراح مغز و اعصاب به نام رایل کینکید آشنا می‌شود و این مساله ناگهان آنچنان زندگی را برایش زیبا می‌کند که در رویای خود نیز نمی‌توانسته تصورش کند که باورکردنی نیست. اما وقتی دغدغه‌های مربوط به این آشنایی جدید، ذهن لیلی را به خود مشغول کرده، خاطرات اتلس کاریگن، اولین نامزد او و رشته‌ای که او را به گذشته‌ پیوند می‌دهد، درگیرش می‌کند. اتلس در گذشته، با لیلی نقاط مشترک فراوانی داشته و از او محافظت کرده است. به همین علت، وقتی ناگهان و به دنبال این آشنایی تازه پیدایش می‌شود، هر آنچه لیلی با رایل ساخته، مورد تهدید قرار می‌گیرد و این معنی را در ذهن لیلی پررنگ می‌کند که هی اوقات، کسی که دوستت دارد، بیش از همه آزارت می‌دهد. .
.#ما_تمامش_میکنیم #کالین_هوور #کتاب #کتابخونه#معرفی_کتاب #معرفی #عشق
#زنان_قهرمان #زنان_قدرتمند #منع_خشونت_علیه_زنان #من_یک_زنم #فمینیست
. .گاهی اوقات کسی که دوستت دارد، بیش از همه آزارت می‌دهد! می‌دانی چیست لیلی؟ دروغ محض است که می‌گویند با لباس سفید که رفتی با کفن باید برگردی! من، تو و تمام زنانی که عاشق می‌شوند باید یاد بگیریم که عشق نباید نقطه ضعف‌مان شود.. که عشق نباید از خطوط قرمزمان رد شود و چیزی از خودمان باقی نگذارد.. سخت است و چه بسا غیر ممکن اما باید یاد بگیریم که ما فقط یک بار اجازه زندگی کردن داریم و هیچ چیز و هیچ کس حق ندارد این زندگی را به کام‌مان زهر کند حتی عشق.... کالین هوور در این رمان جسورانه داستانی را روایت می‌کند از عشقی فراموش‌ناشدنی که ناچار باید بیشترین بها را برای آن پرداخت. داستان این رمان درباره دختری با عنوان «لیلی» است که با یک جراح مغز و اعصاب به نام رایل کینکید آشنا می‌شود و این مساله ناگهان آنچنان زندگی را برایش زیبا می‌کند که در رویای خود نیز نمی‌توانسته تصورش کند که باورکردنی نیست. اما وقتی دغدغه‌های مربوط به این آشنایی جدید، ذهن لیلی را به خود مشغول کرده، خاطرات اتلس کاریگن، اولین نامزد او و رشته‌ای که او را به گذشته‌ پیوند می‌دهد، درگیرش می‌کند. اتلس در گذشته، با لیلی نقاط مشترک فراوانی داشته و از او محافظت کرده است. به همین علت، وقتی ناگهان و به دنبال این آشنایی تازه پیدایش می‌شود، هر آنچه لیلی با رایل ساخته، مورد تهدید قرار می‌گیرد و این معنی را در ذهن لیلی پررنگ می‌کند که هی اوقات، کسی که دوستت دارد، بیش از همه آزارت می‌دهد. . . #ما_تمامش_میکنیم  #کالین_هوور  #کتاب  #کتابخونه #معرفی_کتاب  #معرفی  #عشق #زنان_قهرمان #زنان_قدرتمند #منع_خشونت_علیه_زنان #من_یک_زنم #فمینیست
خانه ات را باد برد 
تو هنوز نگران ورزش باد 
در موی منی ......
بعد از خواندن آخرین اخبار مربوط به #دختر_خیابان_انقلاب و رفتار مامور انتظامی و خواندن نظرات هموطنان در مورد این اتفاق بیش از هر چیز #فحش ها #ناسزا ها #قضاوت های بی رحمانه در مورد  یک انسان بار دیگر نیاز به مطالعه را برای همه یادآور شد .
تصمیم بر این است که این صفحه به معرفی کتاب های مفید که در #اپلیکیشن_فیدیبو در دسترس همگان هست و با هزینه کمتر از کتاب چاپی امکان تهیه این کتاب ها برای همه فراهم شده بپردازم .امید که قدمی برای تشویق به بیشتر خواندن و بیشتر یاد گرفتن باشد .
حداقل مسئولیت هر فرد در قبال خودش انتخاب لحن ،گفتار و رفتار در محیط اجتماعی و مجازی ست و پر رنگ ترین وظیفه فردی هر انسان خودسازی .
قضاوت و پیش داروری و #فحاشی در فضای مجازی مشخصا به همه ما یادآور میشود که خودسازی کلمه ای فراموش شده در کردار و رفتار ماست .
همه با هم در این راه قدم برداریم ،یاد بدهیم و یاد بگیریم.
#کتابخوانی #بخوانیم #کتاب #فیدیبو 
#دختران_خیابان_انقلاب 
#نه_به_فحاشی #نه_به_ندانستن 
#خودسازی #رفتار_اجتماعی
خانه ات را باد برد تو هنوز نگران ورزش باد در موی منی ...... بعد از خواندن آخرین اخبار مربوط به #دختر_خیابان_انقلاب و رفتار مامور انتظامی و خواندن نظرات هموطنان در مورد این اتفاق بیش از هر چیز #فحش ها #ناسزا ها #قضاوت های بی رحمانه در مورد یک انسان بار دیگر نیاز به مطالعه را برای همه یادآور شد . تصمیم بر این است که این صفحه به معرفی کتاب های مفید که در #اپلیکیشن_فیدیبو در دسترس همگان هست و با هزینه کمتر از کتاب چاپی امکان تهیه این کتاب ها برای همه فراهم شده بپردازم .امید که قدمی برای تشویق به بیشتر خواندن و بیشتر یاد گرفتن باشد . حداقل مسئولیت هر فرد در قبال خودش انتخاب لحن ،گفتار و رفتار در محیط اجتماعی و مجازی ست و پر رنگ ترین وظیفه فردی هر انسان خودسازی . قضاوت و پیش داروری و #فحاشی در فضای مجازی مشخصا به همه ما یادآور میشود که خودسازی کلمه ای فراموش شده در کردار و رفتار ماست . همه با هم در این راه قدم برداریم ،یاد بدهیم و یاد بگیریم. #کتابخوانی #بخوانیم #کتاب #فیدیبو #دختران_خیابان_انقلاب #نه_به_فحاشی #نه_به_ندانستن #خودسازی #رفتار_اجتماعی
.
دوباره خندید و بهم نگاه کرد. فقط یک لحظه. اما نگاه کرد. مرا دید. طوری بهم نگاه نمی‌کرد که نشان دهد چه شکلی است، بهم نگاه می‌کرد که ببیند من چه شکلی هستم.
ما از همرنگ شدن با جماعت و این‌که متفاوت بودن چقدر مشکل است صحبت کردیم. او گفت مثل این می‌ماند که تنها یک گزینه وجود داشته باشد، این‌که بخواهی شبیه افراد دیگر باشی یا این‌که شبیه چیزی باشی که افراد دیگر از تو می‌خواهند. 
گاهی در عجب بودم که نکند درون‌گراها بوی خاصی می‌دهند که تنها برون‌گراها از آن آگاه‌اند.
.
#دورتر_از_هرجای_دیگر 
#ارسولا_کروبر_لگوین 
#مترجم#بشیر_عبداللهی
#نشر_نیماژ
.

#کتاب#رمان#ادبیات#کتابخوانی#نویسنده#مطالعه#شاعرانه#شعر_نو#کتاب_خوب#جملات#معرفی_کتاب#جملات_زیبا#شعر_سپید#انتشارات#شعر_کوتاه#کتابفروشی#کتابدونی#کتاب_بخوانیم#کتابخانه
#ketabdoni
. دوباره خندید و بهم نگاه کرد. فقط یک لحظه. اما نگاه کرد. مرا دید. طوری بهم نگاه نمی‌کرد که نشان دهد چه شکلی است، بهم نگاه می‌کرد که ببیند من چه شکلی هستم. ما از همرنگ شدن با جماعت و این‌که متفاوت بودن چقدر مشکل است صحبت کردیم. او گفت مثل این می‌ماند که تنها یک گزینه وجود داشته باشد، این‌که بخواهی شبیه افراد دیگر باشی یا این‌که شبیه چیزی باشی که افراد دیگر از تو می‌خواهند. گاهی در عجب بودم که نکند درون‌گراها بوی خاصی می‌دهند که تنها برون‌گراها از آن آگاه‌اند. . #دورتر_از_هرجای_دیگر #ارسولا_کروبر_لگوین #مترجم #بشیر_عبداللهی #نشر_نیماژ . #کتاب #رمان #ادبیات #کتابخوانی #نویسنده #مطالعه #شاعرانه #شعر_نو #کتاب_خوب #جملات #معرفی_کتاب #جملات_زیبا #شعر_سپید #انتشارات #شعر_کوتاه #کتابفروشی #کتابدونی #کتاب_بخوانیم #کتابخانه
.
. 🌀 #تیکه_کتاب از ویلت 😊💜
.
. ♨️
. . 🌀 #تیکه_کتاب از ویلت 😊💜 . . ♨️ " بعضی از لحظه‌ها هنگامی که دوباره به آن‌ها می‌اندیشیم به نظرمان حیرت‌آور و گیج‌کننده می‌آیند محو و مبهم مانند چرخی که تند می‌گردد. " . . خرید این کتاب با ۱۵٪ تخفیف 👇 . . .. . . 💚 . . #گاج #گاج_مارکت #تیکه_کتاب #رمان #کتاب #ویلت
‌
📖 ماجرای این رمان در مورد مردی نام اُوِه است که همسرش سونیا را از دست داده است، رابطه اوه و سونیا بسیار خاص و بی نظیر بود.
📌 اُوِه یک مرد ۵۹ ساله و عبوس است که از سر کار هم به علت داشتن سن زیاد اخراج شده است. به همین خاطر چندان با دنیای بیرون ارتباط برقرار نمی کند و اوقات تلخی دارد او به دنبال این است که زودتر این دنیا را ترک کند و زودتر پیش همسرش برود. او احساس می کند کاری برای انجام دادن ندارد، پس تصمیم می گیرد خودکشی کند.
اما هر بار که تصمیم به خودکشی می گیرد فردی به طور ناخواسته مانع او می شود و…
📌 اما کتاب مردی به نام اوه برای ما ایرانی‌ها جذابیت خاص دیگری هم دارد، کاراکتر دوم کتاب زنی ایرانی به نام پروانه است!
شخصیت پروانه، زنی خوش‌ قلب و دوست‌ داشتنی است که مسیر زندگی اُوه را عوض می‌ کند.
📚 اگر دنبال یک رمان با لحن ساده و صمیمی هستید که آخر شب ها بخوانید و با یک احساس خوب به خواب بروید، قطعا کتاب مردی به نام اوه گزینه مناسبی خواهد بود.
📎 همینطور پیشنهاد میکنم حتما ترجمه‌ی آقای آیدین پورضیایی که ترجمه‌ای روان‌تر داره رو تهیه کنید.
.
#اوه #فردریک_بکمن #کتاب #پیشنهادکتاب #باهم_بخوانیم #رمان #جمعه #آرامش #چای #تهران
‌ 📖 ماجرای این رمان در مورد مردی نام اُوِه است که همسرش سونیا را از دست داده است، رابطه اوه و سونیا بسیار خاص و بی نظیر بود. 📌 اُوِه یک مرد ۵۹ ساله و عبوس است که از سر کار هم به علت داشتن سن زیاد اخراج شده است. به همین خاطر چندان با دنیای بیرون ارتباط برقرار نمی کند و اوقات تلخی دارد او به دنبال این است که زودتر این دنیا را ترک کند و زودتر پیش همسرش برود. او احساس می کند کاری برای انجام دادن ندارد، پس تصمیم می گیرد خودکشی کند. اما هر بار که تصمیم به خودکشی می گیرد فردی به طور ناخواسته مانع او می شود و… 📌 اما کتاب مردی به نام اوه برای ما ایرانی‌ها جذابیت خاص دیگری هم دارد، کاراکتر دوم کتاب زنی ایرانی به نام پروانه است! شخصیت پروانه، زنی خوش‌ قلب و دوست‌ داشتنی است که مسیر زندگی اُوه را عوض می‌ کند. 📚 اگر دنبال یک رمان با لحن ساده و صمیمی هستید که آخر شب ها بخوانید و با یک احساس خوب به خواب بروید، قطعا کتاب مردی به نام اوه گزینه مناسبی خواهد بود. 📎 همینطور پیشنهاد میکنم حتما ترجمه‌ی آقای آیدین پورضیایی که ترجمه‌ای روان‌تر داره رو تهیه کنید. . #اوه #فردریک_بکمن #کتاب #پیشنهادکتاب #باهم_بخوانیم #رمان #جمعه #آرامش #چای #تهران
.
دیفرانسیل ،انتگرال و ریاضیات پایه اندیشه فائق
تست‌های این کتاب نه تنها مرجعی کامل برای داوطلبین کنکور سراسری می‌باشد، منبع خوبی برای تمرین در تمام زمینه‌های ریاضیات دبیرستان است که از آنها میتوان در کلاس درس به عنوان تمرین استفاده کرد و به آن پاسخ تشریحی داد.
تغییرات کتاب‌های ریاضی در سال‌های اخیر ایجاب می‌کرد که تجدید نظر کلی در تست‌های کتاب به عمل آید به خصوص مباحث حد و پیوستگی که از دیدگاه جدیدی مورد تحلیل قرار گرفته‌اند.
در نگارش جدید این کتاب منتخب تست‌های کتاب قبلی به همراه تعداد زیادی تست جدید که توسط مولفین طرح یا از منابع معتبر خارجی اخذ شده اضافه گردیده است که جمعا به 2600 تست میرسد همچنین در چاپ جدید هر مبحث با یک درسنامه مفید اغاز میشود.
سعی کرده ایم کتاب جذابیت لازم را نیز برای شما داشته باشد این امر با تصاویر مختلف و طرح چند معما در آخر هر فصل تا حدودی مهیا شده است.
در ویرایش جدید به انتهای کتاب فصل آمار همراه با درسنامه ،تست و پاسخ تشریحی اضافه شده است در ضمن 10 آزمون ،هم سطح با کنکورسراسری و منحنی‌های پر کاربرد ریاضیات ضمیمه شده است.
ترتیب مطالب هر فصل به شرح زیر است:
1- درسنامه 2- تست‌ها 3- آزمون فصل 4- کلید تست‌ها
5- پاسخ تشریحی

قیمت: 38000 تومان

#کنکور #انتشارات #کتاب #پزشکي #مهندسي #کتابچي #ارسال #رايگان #اپليکيشن #آموزشي #کنکور97 #کنکوري #موفقيت #konkur #konkoor #ketabchi #book #مشاوره #مطالعه #تجربي #رياضي #انساني #هنر #زبان #سراسري #تلاش #همت #هدف
. دیفرانسیل ،انتگرال و ریاضیات پایه اندیشه فائق تست‌های این کتاب نه تنها مرجعی کامل برای داوطلبین کنکور سراسری می‌باشد، منبع خوبی برای تمرین در تمام زمینه‌های ریاضیات دبیرستان است که از آنها میتوان در کلاس درس به عنوان تمرین استفاده کرد و به آن پاسخ تشریحی داد. تغییرات کتاب‌های ریاضی در سال‌های اخیر ایجاب می‌کرد که تجدید نظر کلی در تست‌های کتاب به عمل آید به خصوص مباحث حد و پیوستگی که از دیدگاه جدیدی مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. در نگارش جدید این کتاب منتخب تست‌های کتاب قبلی به همراه تعداد زیادی تست جدید که توسط مولفین طرح یا از منابع معتبر خارجی اخذ شده اضافه گردیده است که جمعا به تست میرسد همچنین در چاپ جدید هر مبحث با یک درسنامه مفید اغاز میشود. سعی کرده ایم کتاب جذابیت لازم را نیز برای شما داشته باشد این امر با تصاویر مختلف و طرح چند معما در آخر هر فصل تا حدودی مهیا شده است. در ویرایش جدید به انتهای کتاب فصل آمار همراه با درسنامه ،تست و پاسخ تشریحی اضافه شده است در ضمن آزمون ،هم سطح با کنکورسراسری و منحنی‌های پر کاربرد ریاضیات ضمیمه شده است. ترتیب مطالب هر فصل به شرح زیر است: - درسنامه - تست‌ها - آزمون فصل - کلید تست‌ها - پاسخ تشریحی قیمت: تومان #کنکور #انتشارات #کتاب #پزشکي #مهندسي #کتابچي #ارسال #رايگان #اپليکيشن #آموزشي #کنکور #کنکوري #موفقيت #مشاوره #مطالعه #تجربي #رياضي #انساني #هنر #زبان #سراسري #تلاش #همت #هدف
بی انصاف ها !!!
بی انصاف ها ! میگویید
#چرا_دیوانه_شدم ؟ 
خودتان را جای من بگذارید ...
نمیدانم اگر از آن پسربچه ی تقص و مغرور با هزارجور فریب و نیرنگ و سیاست های کثیف ، پاستیل نوشابه ای اش را می گرفتند...
انقدر معصومانه بغض می کرد و لب هایش را ور می چید ، #که_من ؟؟؟
انقد که من #بغض کردم ؟؟؟
یا اگر #رویای_کفش_پاشنه_بلند را از آن دخترک موفرفری پنج ساله می گرفتند،
آنقدر کودکانه پاهایش را به زمین می کوبید و داد و هوار می کرد... #که_من ؟؟؟
آه شازده کوچولو...!
تو گفته بودی :
بی انصاف ها !!! بی انصاف ها ! میگویید #چرا_دیوانه_شدم ؟  خودتان را جای من بگذارید ... نمیدانم اگر از آن پسربچه ی تقص و مغرور با هزارجور فریب و نیرنگ و سیاست های کثیف ، پاستیل نوشابه ای اش را می گرفتند... انقدر معصومانه بغض می کرد و لب هایش را ور می چید ، #که_من ؟؟؟ انقد که من #بغض کردم ؟؟؟ یا اگر #رویای_کفش_پاشنه_بلند را از آن دخترک موفرفری پنج ساله می گرفتند، آنقدر کودکانه پاهایش را به زمین می کوبید و داد و هوار می کرد... #که_من ؟؟؟ آه شازده کوچولو...! تو گفته بودی : " یک روز چهل و چهار بار غروب خورشید را تماشا کردم... آخر میدانی... هنگامی که انسان به شدت اندوهگین باشد به غروب خورشید عشق می ورزد "  شازده کوچولو !  تو به من بگو؛ اگر آن گل سرخی که بی رحمانه و بی ملاحظه اهلی ات کرد ، اگر ناگزیر میگذاشت و می رفت و پشت سرش را هم نگاه نمی کرد... انقدر به تماشای غروب می نشستی... که من ؟؟؟ اصلا یک خوش غیرتی بیاید و به من بگوید... سازمان ملل متحد و حقوق بشر... انقدر در برابر ظلم بیخود سکوت کرده اند... که من ؟؟؟ آخر کسی چه می فهمد... #ظلم_ظلمت_آن_دو_چشم_ظالمش_را... که چگونه مرغ سحر راهم لال میکند... هیتلر جان ! اگر آن مو بلند دیوانه که قسم خورده بود فقط برای تو بخندد ؛ از آن خنده ها که ته دلت یک جوری میشود؛ از آن خنده ها که مسلمان را کافر میکند... اگر عصر یک دوشنبه ببینی فلان کافه ی معروف، فقط سمفونی خنده های عشق تورا پخش میکند... و جمعی از عشاق با این صدا دل میدهند و قلوه میگیرند... آن وقت تو روبروی یک صندلی خالی نشسته باشی و سیگار بکشی... اگر صدای خنده اش در فلان جشنواره سیمرغ و نخل و لاکپشت و هزار جور کوفت و زهرمار بگیرد... اگر زبانم لال کسی عاشقش... بالاغیرتا خودت بگو هیتلر جان ! آنقدر بمب شمیایی میترکاندی و جهان را با آتش میکشاندی... که من ؟؟؟ اگر راهش را میکشید و می رفت... انگار نه انگار که "مال" تو بوده ! _شخصی تر از مسواک _ انقدر خیابان هارا متر میکردید... که من ؟؟؟ اگر کسی خدای نکرده موهایش را می بافت... #بی_انصاف ها... بی انصاف ها !!! #انقدر_دوستش_داشتيد... #كه_من؟! . #شازده_کوچولو #اخترک_ب_۶۱۲ #گل_سرخ #گل #گل_رز #روباه #عشق #دست_نوشته #کتاب #مسافر_کوچولو #شاهزاده_کوچولو #آنتوان_دوسنت_اگزوپری #احمد_شاملو #شهریار_کوچولو #فانتزی #سیاره_ب_۶۱۲
🌼🌼🌼
🌼🌼🌼
از جسمش ببرانید و بر جانش بخورانید... و همین ماند تا رسید به من. حک شد و ماند روی دیوارهای کاه گلی منازل و سنگ چین باغ ها تا از ایشان ببرند و مجوز صد و بیست درصدی و صد و هشتاد درصدی و بالاتر بدهند که از جسم م ببرانند و بر جان م بخورانند. ... این همان واگویه حکیم شفایی است که حک شده در تمام اجزای بدن م  ومرا ابنگونه تحلیل میبرد... #توصیه_های_رهبری 
#رضاامیرخانی 
#نویسنده_مورد_علاقه_من 
#فرهنگ_کتاب_خوانی
#فرهنگ
#کتاب
#پیشنهاد_کتاب
#طلبه_سرباز
از جسمش ببرانید و بر جانش بخورانید... و همین ماند تا رسید به من. حک شد و ماند روی دیوارهای کاه گلی منازل و سنگ چین باغ ها تا از ایشان ببرند و مجوز صد و بیست درصدی و صد و هشتاد درصدی و بالاتر بدهند که از جسم م ببرانند و بر جان م بخورانند. ... این همان واگویه حکیم شفایی است که حک شده در تمام اجزای بدن م ومرا ابنگونه تحلیل میبرد... #توصیه_های_رهبری #رضاامیرخانی #نویسنده_مورد_علاقه_من #فرهنگ_کتاب_خوانی #فرهنگ #کتاب #پیشنهاد_کتاب #طلبه_سرباز
از کانال #کتاب_خوب برداشتم
به نظرم جالب بود 
بفرستین برتی اونایی که فکر میکنید درک میکنن این حرف ها رو
#سید_مهدی_شجاعی #کتاب
#کتابخوانی 
@ketabekhooob
از کانال #کتاب_خوب برداشتم به نظرم جالب بود بفرستین برتی اونایی که فکر میکنید درک میکنن این حرف ها رو #سید_مهدی_شجاعی #کتاب #کتابخوانی
.
#یک_جرعه_کتاب 📚 - به من بگو ببینم او را چگونه دوست داری ؟
+نلی ، این چه سوال احمقانه ایست ؟ همان طوری که دیگران همدیگر را دوست دارند .
-نه ، این جواب قانع کننده ای نبود . جواب حسابی بده .
+من زمین زیر پاهای او و هوایی که استنشاق می کند دوست دارم . هر چیز را که دست می زند و هر سخنی را که بر زبان می آورد دوست دارم . نگاه هایش را ، تمام حرکاتش را و خودش را هر طور که هست و همان طور که هست تمام و کمال دوست دارم . حالا این دلیل کافی است یا نه ؟ 📓 بلندی های بادگیر ✍🏻 #امیلی_برونته
#کتاب
#کتابخوانی
#معرفی
. #یک_جرعه_کتاب 📚 - به من بگو ببینم او را چگونه دوست داری ؟ +نلی ، این چه سوال احمقانه ایست ؟ همان طوری که دیگران همدیگر را دوست دارند . -نه ، این جواب قانع کننده ای نبود . جواب حسابی بده . +من زمین زیر پاهای او و هوایی که استنشاق می کند دوست دارم . هر چیز را که دست می زند و هر سخنی را که بر زبان می آورد دوست دارم . نگاه هایش را ، تمام حرکاتش را و خودش را هر طور که هست و همان طور که هست تمام و کمال دوست دارم . حالا این دلیل کافی است یا نه ؟ 📓 بلندی های بادگیر ✍🏻 #امیلی_برونته #کتاب #کتابخوانی #معرفی
داستان خوب بخوانیم آن هم زمانی که عطش جوانان به خواندن با ادبیات صورتی ناشران زنجیره ای برطرف می شود 
داستان خوب بخوانیم فارغ از معرفی های غرض دار نشریات دور جلد قرمز

سفارش از طریق دایرکت
یا
آی دی تلگرام

#هوشنگ_گلشیری #علی_محمد_اسفندیاری #قاضی_ربیحاوی #ناصر_زراعتی #اکبر_سردوزامی #محمد_رضا_صفدری #صمد_طاهری #اصغر_عبداللهی
#محمد_محمدعلی #داستان_کوتاه
#داستان_خوب_بخوانیم #داستان_ایرانی
#کتاب #رهابوک
داستان خوب بخوانیم آن هم زمانی که عطش جوانان به خواندن با ادبیات صورتی ناشران زنجیره ای برطرف می شود داستان خوب بخوانیم فارغ از معرفی های غرض دار نشریات دور جلد قرمز سفارش از طریق دایرکت یا آی دی تلگرام #هوشنگ_گلشیری #علی_محمد_اسفندیاری #قاضی_ربیحاوی #ناصر_زراعتی #اکبر_سردوزامی #محمد_رضا_صفدری #صمد_طاهری #اصغر_عبداللهی #محمد_محمدعلی #داستان_کوتاه #داستان_خوب_بخوانیم #داستان_ایرانی #کتاب #رهابوک
خاما، جدیدترین اثر دوست عزیزم یوسف علیخانی و دومین رمان او پس از «بیوه‌کشی» است. داستانی عاشقانه و روایتی مبتنی بر واقعه‌ای تاریخی، یعنی کوچ اجباری کردها؛ در فضایی شاعرانه و نشأت گرفته از ضمیری ناخودآگاه.
علیخانی در این رمان زبان تازه‌ای را برگزیده است که تا اندازه‌ی زیادی، به عقیده‌ی من، از آثار قبلی‌اش متمایز است. و این به معنای آن است که کمال پختگی در نثر و زبان او کاملاً مشهود است. از سوی دیگر، خاما تصویرسازی های فوق‌العاده‌ای دارد، یعنی همان چیزی که مشکل داستان‌نویسان امروزی است، نبود تصویر و روایت صرف ماجرا که البته متأسفانه ریشه در سنت ادبیات فارسی دارد. توصیفات علیخانی به بهترین شکل ممکن عینی بوده و همین بر جذابیت خوانش اثر می‌افزاید. انتشار این رمان جدی را به یوسف عزیز تبریک می‌گویم.
داستان بدین نحو آغاز می‌شود:
«همه‌ی عشق‌ها و نفرت‌ها برای این بوده که کسی خامایش را پیدا نکرده، یا خاما را دیده و نشناخته و یا شناخته و نتوانسته به وصالش برسد.»
ضمناً طرح جلد کتاب هم حرف ندارد.
#یوسف_علیخانی #رمان #ادبیات #ادبیات_فارسی #نشرآموت #داستان_نویسی #مطالعات_فرهنگی #نقدادبی #معرفی_کتاب #کتاب #کتابخانه
خاما، جدیدترین اثر دوست عزیزم یوسف علیخانی و دومین رمان او پس از «بیوه‌کشی» است. داستانی عاشقانه و روایتی مبتنی بر واقعه‌ای تاریخی، یعنی کوچ اجباری کردها؛ در فضایی شاعرانه و نشأت گرفته از ضمیری ناخودآگاه. علیخانی در این رمان زبان تازه‌ای را برگزیده است که تا اندازه‌ی زیادی، به عقیده‌ی من، از آثار قبلی‌اش متمایز است. و این به معنای آن است که کمال پختگی در نثر و زبان او کاملاً مشهود است. از سوی دیگر، خاما تصویرسازی های فوق‌العاده‌ای دارد، یعنی همان چیزی که مشکل داستان‌نویسان امروزی است، نبود تصویر و روایت صرف ماجرا که البته متأسفانه ریشه در سنت ادبیات فارسی دارد. توصیفات علیخانی به بهترین شکل ممکن عینی بوده و همین بر جذابیت خوانش اثر می‌افزاید. انتشار این رمان جدی را به یوسف عزیز تبریک می‌گویم. داستان بدین نحو آغاز می‌شود: «همه‌ی عشق‌ها و نفرت‌ها برای این بوده که کسی خامایش را پیدا نکرده، یا خاما را دیده و نشناخته و یا شناخته و نتوانسته به وصالش برسد.» ضمناً طرح جلد کتاب هم حرف ندارد. #یوسف_علیخانی #رمان #ادبیات #ادبیات_فارسی #نشرآموت #داستان_نویسی #مطالعات_فرهنگی #نقدادبی #معرفی_کتاب #کتاب #کتابخانه
و این چندمین اثری است که از مودیانو خواندم و به نظرم بهترینش. نویسنده‌ی چیره‌دستی است، اما متأسفانه گاهی - البته بجز این اثر - کسل‌کننده می‌نویسد. به نظرم زیاده از حد فرانسوی است، با این‌که پدرش ایتالیایی و مادرش بلژیکی است!
#پاتریک_مودیانو #رمان #رمان_خارجی #نشرچشمه #معرفی_کتاب #کتاب #کتابخانه
#patrickmodiano #nobelprize #novel #frenchliterature #literature #worldliterature
و این چندمین اثری است که از مودیانو خواندم و به نظرم بهترینش. نویسنده‌ی چیره‌دستی است، اما متأسفانه گاهی - البته بجز این اثر - کسل‌کننده می‌نویسد. به نظرم زیاده از حد فرانسوی است، با این‌که پدرش ایتالیایی و مادرش بلژیکی است! #پاتریک_مودیانو #رمان #رمان_خارجی #نشرچشمه #معرفی_کتاب #کتاب #کتابخانه
رمان کوتاهی جذاب، از یوناس کارلسون نویسنده‌ی سوئدی، که داستان فردی را بازگو می‌کند که یک روز صورتحسابی دریافت می‌کند با مبلغی کلان که باید آن را بپردازد، از طرف فرستنده‌ای ناشناس که نامش تنها با حروف اختصاری در پای قبض درج شده است.
چند نکته را در مورد این رمان کوتاه سربسته بگویم و امیدوارم بجای خود منتقدین امروزی به آن بپردازند.
نخست آن‌که نویسنده بسیار ساده‌نویس و در نتیجه اثرش خوشخوان است، و فضای روایی گرم و دوست‌داشتنی آفریده است که البته مسلما نقش مترجم اینجا انکارناشدنی است.
دوم آن‌که در پشت جلد رمان قید شده که برخی شخصیت اصلی این رمان را با شخصیت مورسوی کامو و فضای آن را با محاکمه‌ی کافکا قیاس کرده‌اند که نمی‌دانم واقعاً کدام شیر پاک خورده‌ی فرنگی یا وطنی این کار را کرده ولی ادعایی است تماماً بی‌اساس. قیاس با بیگانه کامو که اصلاً محلی از اعراب ندارد، و در مورد کافکا هم اگرچه در چند صفحه‌ی نخست داستان چنین احساسی به خواننده دست می‌دهد، اما بلافاصله آن را فراموش می‌کنید. این موضوع بحث مفصلی است که اینجا نمی‌گنجد، اما مطلقاً چنین قضاوت‌هایی باطل است.
سوم آن‌که برعکس تمام اخبار بد این روزها، خبر خوب آن است که احساس می‌کنم نسل جدیدی از مترجمین سرگرم فعالیت ترجمه‌ی ادبی شده‌اند که واقعاً مترجمین خوب و متبحری میانشان دیده می‌شود. چند وقتی است که ترجمه‌های این گروه از مترجمین جوان را پیگیری می‌کنم، و حقيقتاً امیدوار می‌شوم. خانم مائده مرتضوی نیز از همین گروه مترجمین است که واقعاً فکرش را نمی‌کردم که یک مترجم جوان تا این اندازه متبحر ترجمه کند. باید دست مریزاد گفت به ایشان بابت ترجمه‌ی خوب و خوشخوانی که از اثر ارائه داده‌اند. مسلماً قضاوت بیشتر در مورد ترجمه‌های موجود باید از طرف اساتید امر باشد.
نکته‌ی آخر هم این‌که طرح جلد کتاب فوق‌العاده بود و جذبم کرد و به قولی خوشمان آمد!
#یوناس_کارلسون #رمان #رمان_خارجی #ادبیات #معرفی_کتاب #نقدادبی #کتاب #کتابخانه #jonaskarlsson #swedishliterature #novel #literature #worldliterature
رمان کوتاهی جذاب، از یوناس کارلسون نویسنده‌ی سوئدی، که داستان فردی را بازگو می‌کند که یک روز صورتحسابی دریافت می‌کند با مبلغی کلان که باید آن را بپردازد، از طرف فرستنده‌ای ناشناس که نامش تنها با حروف اختصاری در پای قبض درج شده است. چند نکته را در مورد این رمان کوتاه سربسته بگویم و امیدوارم بجای خود منتقدین امروزی به آن بپردازند. نخست آن‌که نویسنده بسیار ساده‌نویس و در نتیجه اثرش خوشخوان است، و فضای روایی گرم و دوست‌داشتنی آفریده است که البته مسلما نقش مترجم اینجا انکارناشدنی است. دوم آن‌که در پشت جلد رمان قید شده که برخی شخصیت اصلی این رمان را با شخصیت مورسوی کامو و فضای آن را با محاکمه‌ی کافکا قیاس کرده‌اند که نمی‌دانم واقعاً کدام شیر پاک خورده‌ی فرنگی یا وطنی این کار را کرده ولی ادعایی است تماماً بی‌اساس. قیاس با بیگانه کامو که اصلاً محلی از اعراب ندارد، و در مورد کافکا هم اگرچه در چند صفحه‌ی نخست داستان چنین احساسی به خواننده دست می‌دهد، اما بلافاصله آن را فراموش می‌کنید. این موضوع بحث مفصلی است که اینجا نمی‌گنجد، اما مطلقاً چنین قضاوت‌هایی باطل است. سوم آن‌که برعکس تمام اخبار بد این روزها، خبر خوب آن است که احساس می‌کنم نسل جدیدی از مترجمین سرگرم فعالیت ترجمه‌ی ادبی شده‌اند که واقعاً مترجمین خوب و متبحری میانشان دیده می‌شود. چند وقتی است که ترجمه‌های این گروه از مترجمین جوان را پیگیری می‌کنم، و حقيقتاً امیدوار می‌شوم. خانم مائده مرتضوی نیز از همین گروه مترجمین است که واقعاً فکرش را نمی‌کردم که یک مترجم جوان تا این اندازه متبحر ترجمه کند. باید دست مریزاد گفت به ایشان بابت ترجمه‌ی خوب و خوشخوانی که از اثر ارائه داده‌اند. مسلماً قضاوت بیشتر در مورد ترجمه‌های موجود باید از طرف اساتید امر باشد. نکته‌ی آخر هم این‌که طرح جلد کتاب فوق‌العاده بود و جذبم کرد و به قولی خوشمان آمد! #یوناس_کارلسون #رمان #رمان_خارجی #ادبیات #معرفی_کتاب #نقدادبی #کتاب #کتابخانه
نویسنده کسی‌ست که سال‌ها را با صبر و شکیبایی سپری می‌کند و می‌کوشد وجود دوم درون خود را کشف کند، همچنین دنیایی را که او را آن‌گون که هست می‌سازد: وقتی از نویسندگی صحبت می‌کنم، چیزی که اول از همه به ذهنم می‌آید رمان یا شعر یا روایت ادبی نیست، بلکه آدمی است که خودش را در اتاقی حبس می‌کند، پشت میزی می‌نشیند، تک و تنها، و متوجه درون می‌شود، و در میان اشباح و سایه‌های درون با واژه‌ها دنیای جدیدی می‌سازد.
این مرد یا زن ممکن است از ماشین تایپ استفاده کند، با کامپیوتر کارش را راحت‌تر کند، یا با قلم روی کاغذ بنویسد؛ مثل من که سی‌سال همین کار را کرده‌ام. موقع نوشتن ممکن است چای یا قهوه بنوشد، یا سیگار بکشد. شاید گهگاه از پشت میزش بلند بشود و از پنجره به بچه‌ها نگاه کند که در خیابان بازی می‌کنند، و اگر بختش بلند بود چشمش به درخت‌ها و منظره‌هایی می‌افتد، یا ممکن است زل بزند به دیوار خالی. ممکن است شعر بنویسد، نمایشنامه بنویسد، یا رمان بنویسد؛ مثل من.  همه‌ی این تفاوت‌ها مربوط است به بعد از آن کار اصلی؛ یعنی نشستن پشت میز و با صبر و شکیبایی به درون رفتن. نوشتن یعنی تبدیل‌کردن این نگاه درونی به واژه‌ها، کاویدن آن جهانی که آدم وقتی به لاک خودش می‌رود وارد آن می‌شود، و کارکردن با صبر و شکیبایی، سختکوشی و لذت.
من وقتی پشت میزم می‌نشینم، روزها، ماه‌ها، سال‌ها، و آهسته‌آهسته واژه‌های تازه‌ای به صفحه‌ی خالی کاغذ اضافه می‌کنم، احساس می‌کنم که انگار دارم دنیای تازه‌ای پدید می‌آورم، انگار دارم آن وجود دیگر درونم را به دنیا می‌آورم؛ درست مانند کسی که سنگ روی سنگ می‌گذارد تا پلی یا گنبدی بسازد.
سنگ‌های ما نویسنده‌ها واژه‌ها هستند. وقتی آن‌ها را توی مشتمان می‌گیریم، تشخیص می‌دهیم که تک‌تک‌شان چطور به بقیه وصل می‌شوند، گاهی فاصله می‌گیریم و وراندازشان می‌کنیم، گاهی هم با انگشت‌ها و نوک قلممان به‌نوعی ناز و نوازششان می‌کنیم، سبک سنگینشان می‌کنیم، جابجایشان می‌کنیم، و سال‌ها سپری می‌شوند، با صبر و شکیبایی، و با امید و آرزو، و بله، به این صورت دنیاهای جدیدی خلق می‌کنیم.
اورهان پاموک
چمدان پدرم
ترجمه‌ی: رضا رضایی
کتاب: خدمت به حقیقت، خدمت به آزادی
نشر: نگاره‌ی آفتاب
#orhanpamuk #nobelprize #اورهان_پاموک  #کتاب #کتابخانه #معرفی_کتاب #literature #worldliterature #writer
نویسنده کسی‌ست که سال‌ها را با صبر و شکیبایی سپری می‌کند و می‌کوشد وجود دوم درون خود را کشف کند، همچنین دنیایی را که او را آن‌گون که هست می‌سازد: وقتی از نویسندگی صحبت می‌کنم، چیزی که اول از همه به ذهنم می‌آید رمان یا شعر یا روایت ادبی نیست، بلکه آدمی است که خودش را در اتاقی حبس می‌کند، پشت میزی می‌نشیند، تک و تنها، و متوجه درون می‌شود، و در میان اشباح و سایه‌های درون با واژه‌ها دنیای جدیدی می‌سازد. این مرد یا زن ممکن است از ماشین تایپ استفاده کند، با کامپیوتر کارش را راحت‌تر کند، یا با قلم روی کاغذ بنویسد؛ مثل من که سی‌سال همین کار را کرده‌ام. موقع نوشتن ممکن است چای یا قهوه بنوشد، یا سیگار بکشد. شاید گهگاه از پشت میزش بلند بشود و از پنجره به بچه‌ها نگاه کند که در خیابان بازی می‌کنند، و اگر بختش بلند بود چشمش به درخت‌ها و منظره‌هایی می‌افتد، یا ممکن است زل بزند به دیوار خالی. ممکن است شعر بنویسد، نمایشنامه بنویسد، یا رمان بنویسد؛ مثل من. همه‌ی این تفاوت‌ها مربوط است به بعد از آن کار اصلی؛ یعنی نشستن پشت میز و با صبر و شکیبایی به درون رفتن. نوشتن یعنی تبدیل‌کردن این نگاه درونی به واژه‌ها، کاویدن آن جهانی که آدم وقتی به لاک خودش می‌رود وارد آن می‌شود، و کارکردن با صبر و شکیبایی، سختکوشی و لذت. من وقتی پشت میزم می‌نشینم، روزها، ماه‌ها، سال‌ها، و آهسته‌آهسته واژه‌های تازه‌ای به صفحه‌ی خالی کاغذ اضافه می‌کنم، احساس می‌کنم که انگار دارم دنیای تازه‌ای پدید می‌آورم، انگار دارم آن وجود دیگر درونم را به دنیا می‌آورم؛ درست مانند کسی که سنگ روی سنگ می‌گذارد تا پلی یا گنبدی بسازد. سنگ‌های ما نویسنده‌ها واژه‌ها هستند. وقتی آن‌ها را توی مشتمان می‌گیریم، تشخیص می‌دهیم که تک‌تک‌شان چطور به بقیه وصل می‌شوند، گاهی فاصله می‌گیریم و وراندازشان می‌کنیم، گاهی هم با انگشت‌ها و نوک قلممان به‌نوعی ناز و نوازششان می‌کنیم، سبک سنگینشان می‌کنیم، جابجایشان می‌کنیم، و سال‌ها سپری می‌شوند، با صبر و شکیبایی، و با امید و آرزو، و بله، به این صورت دنیاهای جدیدی خلق می‌کنیم. اورهان پاموک چمدان پدرم ترجمه‌ی: رضا رضایی کتاب: خدمت به حقیقت، خدمت به آزادی نشر: نگاره‌ی آفتاب #اورهان_پاموک #کتاب #کتابخانه #معرفی_کتاب
کتاب‌های جدیدی که سفارش داده بودم از راه رسید. و هیچ چیز به این اندازه آن هم وسط یک روز شلوغ کاری آرامش بخش و زیبا نیست.
#داستان #داستان_کوتاه #داستان_کوتاه_خارجی #معرفی_کتاب #کتاب #کتابخانه
#literature #englishliterature #worldliterature
کتاب‌های جدیدی که سفارش داده بودم از راه رسید. و هیچ چیز به این اندازه آن هم وسط یک روز شلوغ کاری آرامش بخش و زیبا نیست. #داستان #داستان_کوتاه #داستان_کوتاه_خارجی #معرفی_کتاب #کتاب #کتابخانه
شاهکاری جنون‌آمیز و ناتمام که چهل و هفت سال بعد از مرگ نویسنده‌اش منتشر شد!
 #فرناندوپسوا #fernandopessoa #نشرنگاه #موسسه_انتشارات_نگاه #معرفی_کتاب #کتاب #کتابخانه #ادبیات #literature #worldliterature
شاهکاری جنون‌آمیز و ناتمام که چهل و هفت سال بعد از مرگ نویسنده‌اش منتشر شد! #فرناندوپسوا #نشرنگاه #موسسه_انتشارات_نگاه #معرفی_کتاب #کتاب #کتابخانه #ادبیات
یکی از خوبی های فرودگاه استانبول دو کتابفروشی نسبتا بزرگی است که دارد و واضح است که همواره مدت زمان توقف را اغلب در این دو کتابفروشی سر می‌کنم. این رمان فوق‌العاده پاموک را هم همانجا خریدم و امروز شروع به خواندنش کردم و یک نفس سی صفحه را جلو رفتم. کاش فرودگاه‌ها و ایستگاه‌های مترو ما هم مثل کشورهای دیگر فضاهایی را به کتابفروشی اختصاص می‌دادند، آنوقت شاید مردم بیشتر به مطالعه ترغیب می‌شدند!
#اورهان_پاموک #رمان #رمان_خارجی #کتاب #کتابخانه #orhanpamuk #turkishliterature #nobelprize #novel #istanbul #literature #worldliterature #book #bookstagram #instabook #bookstore
یکی از خوبی های فرودگاه استانبول دو کتابفروشی نسبتا بزرگی است که دارد و واضح است که همواره مدت زمان توقف را اغلب در این دو کتابفروشی سر می‌کنم. این رمان فوق‌العاده پاموک را هم همانجا خریدم و امروز شروع به خواندنش کردم و یک نفس سی صفحه را جلو رفتم. کاش فرودگاه‌ها و ایستگاه‌های مترو ما هم مثل کشورهای دیگر فضاهایی را به کتابفروشی اختصاص می‌دادند، آنوقت شاید مردم بیشتر به مطالعه ترغیب می‌شدند! #اورهان_پاموک #رمان #رمان_خارجی #کتاب #کتابخانه
معمولاً در نشریات خارجی فهرستی از رمان‌هایی منتشر می‌کنند که قبل از مرگ باید خواند، یا فیلم‌هایی که باید دید. اما اگر قرار باشد من چنین توصیه‌ای بکنم مسلما کتاب «امر روزمره در جامعه‌ی پساانقلابی» جزو آن دسته از کتاب‌هایی خواهد بود که پیشنهاد خواهم کرد. متأسفانه خودم خیلی دیر و بعد حدود یک سال از زمان انتشار کتاب را خواندم، و اگرچه این کتاب تألیف یک استاد مطالعات فرهنگی در حوزه‌ی انسان شناسی با روش شناسی اتنوگرافی است، اما نثر روان و فوق‌العاده در کنار اجتناب نویسنده از مغلق نویسی، مخاطب کتاب را عام کرده است تا جایی که برای قشر کتابخوان با هر درجه از معلومات قابل فهم و صد البته لذت بردن از خوانشی اینچنین باشد. در این کتاب پس از ارائه‌ی مباحث نظری، توصیف عمیقی از حیات فرهنگی دهه‌ی شصت به خواننده منتقل می‌شود که به دیوارنگاری ها، اوقات فراغت، ویدئو، جامعه‌ی جنگ‌زده، شلوار جین و کراوات، کوپن، و... مهم‌تر از همه نقش «پیکان» می‌پردازد. در بخش آخر کتاب با جامعه‌ی مصرفی بعد از جامعه‌ی انقلابی و «کنکور»، زندگی زیرزمینی، اینستاگرام و... روبرو می‌شویم که با شرحی دقیق و جذاب حتی امکان تحلیل فيلم‌های اصغر فرهادی را هم از این منظر فراهم می‌آورد. بعید می‌دانم که تا به حال چنین نوعی از خوانش اتنوگرافیک از جامعه‌ی ایرانی به هر شکل ارائه شده باشد و بنابراین کتاب دکتر عباس وریج کاظمی نخستین کتاب از این دست است که امیدوارم آخرین آن نباشد. صحبت در مورد این کتاب زیاد است و پیشنهاد می‌کنم خودتان بخوانید تا لذتش را ببرید.
#معرفی_کتاب #مطالعات_فرهنگی #علوم_سیاسی #جامعه_شناسی #فرهنگ_امروز #کتاب #کتابخانه
معمولاً در نشریات خارجی فهرستی از رمان‌هایی منتشر می‌کنند که قبل از مرگ باید خواند، یا فیلم‌هایی که باید دید. اما اگر قرار باشد من چنین توصیه‌ای بکنم مسلما کتاب «امر روزمره در جامعه‌ی پساانقلابی» جزو آن دسته از کتاب‌هایی خواهد بود که پیشنهاد خواهم کرد. متأسفانه خودم خیلی دیر و بعد حدود یک سال از زمان انتشار کتاب را خواندم، و اگرچه این کتاب تألیف یک استاد مطالعات فرهنگی در حوزه‌ی انسان شناسی با روش شناسی اتنوگرافی است، اما نثر روان و فوق‌العاده در کنار اجتناب نویسنده از مغلق نویسی، مخاطب کتاب را عام کرده است تا جایی که برای قشر کتابخوان با هر درجه از معلومات قابل فهم و صد البته لذت بردن از خوانشی اینچنین باشد. در این کتاب پس از ارائه‌ی مباحث نظری، توصیف عمیقی از حیات فرهنگی دهه‌ی شصت به خواننده منتقل می‌شود که به دیوارنگاری ها، اوقات فراغت، ویدئو، جامعه‌ی جنگ‌زده، شلوار جین و کراوات، کوپن، و... مهم‌تر از همه نقش «پیکان» می‌پردازد. در بخش آخر کتاب با جامعه‌ی مصرفی بعد از جامعه‌ی انقلابی و «کنکور»، زندگی زیرزمینی، اینستاگرام و... روبرو می‌شویم که با شرحی دقیق و جذاب حتی امکان تحلیل فيلم‌های اصغر فرهادی را هم از این منظر فراهم می‌آورد. بعید می‌دانم که تا به حال چنین نوعی از خوانش اتنوگرافیک از جامعه‌ی ایرانی به هر شکل ارائه شده باشد و بنابراین کتاب دکتر عباس وریج کاظمی نخستین کتاب از این دست است که امیدوارم آخرین آن نباشد. صحبت در مورد این کتاب زیاد است و پیشنهاد می‌کنم خودتان بخوانید تا لذتش را ببرید. #معرفی_کتاب #مطالعات_فرهنگی #علوم_سیاسی #جامعه_شناسی #فرهنگ_امروز #کتاب #کتابخانه
گفت که خط فارسی جالب است. روزهای متمادی است که هیچ کار دیگری جز تمرین این خط انجام نمی‌دهد و والدینش از آن همه تلاش او در شگفت مانده‌اند. بعد پرسید برنامه‌اش برای سفر به ایران در چه تاریخی است؟ و آیا این روزها سفر به ایران کاری خطرناک نیست؟
(قطار شبانه لیسبون، پاسکال مرسیه)
#نشرافق #رمان #رمان_خارجی #معرفی_کتاب #کتاب #کتابخانه
#novel #pascalmercier
گفت که خط فارسی جالب است. روزهای متمادی است که هیچ کار دیگری جز تمرین این خط انجام نمی‌دهد و والدینش از آن همه تلاش او در شگفت مانده‌اند. بعد پرسید برنامه‌اش برای سفر به ایران در چه تاریخی است؟ و آیا این روزها سفر به ایران کاری خطرناک نیست؟ (قطار شبانه لیسبون، پاسکال مرسیه) #نشرافق #رمان #رمان_خارجی #معرفی_کتاب #کتاب #کتابخانه
دیوید سداریس را پرمخاطب ترین طنزنویس بیست سال اخیر در آمریکا قلمداد می‌کنند. کتاب
دیوید سداریس را پرمخاطب ترین طنزنویس بیست سال اخیر در آمریکا قلمداد می‌کنند. کتاب "بالأخره یه روزی قشنگ حرف می‌زنم" هم معروف ترین و پرفروش ترین کتاب اوست که منتقدان آن را بسیار ستوده اند و ظاهرا حتی یک نقد منفی هم بر آن نوشته نشده است. من که از خواندنش لذت می‌برم و توصیه می‌کنم که آن را از دست ندهید. #داستان #داستان_خارجی #نشرچشمه #دیویدسداریس #معرفی_کتاب #ادبیات #کتاب #کتابخانه
این روزها سرگرم بازخوانی این رمان خانم کاتارینا هاکر نویسنده نسبتا جوان آلمانی هستم. حادثه یازدهم سپتامبر نقطه عطف و محل تلاقی شخصیت‌ها و رویدادهای رمان است و عمیقا بر نقش تقدیر و تصادف در زندگی آدمیان تأکید دارد. خانم هاکر که در دانشگاه فرایبورگ فلسفه و تاریخ خوانده برای این رمان پرفروش جایزه کتاب سال آلمان را دریافت نموده است.
#رمان #رمان_خارجی #ادبیات #معرفی_کتاب #کتاب #کتابخانه
#novel #germanliterature #katharinahacker #literature #worldliterature
این روزها سرگرم بازخوانی این رمان خانم کاتارینا هاکر نویسنده نسبتا جوان آلمانی هستم. حادثه یازدهم سپتامبر نقطه عطف و محل تلاقی شخصیت‌ها و رویدادهای رمان است و عمیقا بر نقش تقدیر و تصادف در زندگی آدمیان تأکید دارد. خانم هاکر که در دانشگاه فرایبورگ فلسفه و تاریخ خوانده برای این رمان پرفروش جایزه کتاب سال آلمان را دریافت نموده است. #رمان #رمان_خارجی #ادبیات #معرفی_کتاب #کتاب #کتابخانه