🍁🍂موجیم ووصل ماازخودبریدن است Profile Image - @_mohi.tajari_

صفحه اينستاگرام 🍁🍂موجیم ووصل ماازخودبریدن است (@_mohi.tajari_)

  • 🍁🍂موجیم ووصل ماازخودبریدن است ساحل بهانه ایست رفتن رسیدن است 🍂🍁

16 پست

206 دنبال کننده

189 دنبال شونده

loading...
سرزمینمان محکوم به خشکسالیست حتی درمیان اب های ازاد اقیانوس هند... مظلومانه دراب سوختند... 😔 واژه ای به نام تسلیت #سانچی #عجب_صبری_خدا_دارد
نهایت تفریح اینروزای منم شده یه فال حافظ گرفتن و یه لیوان قهوه خوردن و حالا نهایتااااا با ارفاق یه بار اینستارو نصب کردن وده دقیقه چرخ زدن توش ودوباره پاک کردن هرروزتکرار وتکرار وتکرار ودرگیری من با موج و مثلثات و ژنتیک واون اخرای برنامه با چشای خواب الود ده تا تست لغت ...والبته تناقض معین گوش کردن بعد از دعای عهداول صبح که فقط یه کنکوری میفهمه ینی چی 😆 حالا ینی فایده ای داره؟ ینی اینهمه زحمتی که کشیدیو برای بار سوم داری میجنگی نتیجه میده؟الان باید سال دوم دانشگاه بودیا محدثه خانوم 😕ای بابا انقده غر نزن دختر فردا که برا ثبت نام رفتی دانشگاهی که عاشقشی 😍میفهمی همین تلاشای بی سروصدات چطور نتیجه میده واقعا حق تلاشای بی منت پدرت، حق خستگیهای مامانت، حق زحمتاشون برای راحتی تو نیست که یه دختر بی اراده ی ضعیف ترسو تحویل جامعه بدن که تا مشکلات رو دید جابزنه و رویاهاشو ول کنه پس به خاطر شادی اونام که شده ادامه بده این پنج ونیم ماه مونده رو ...💪 به راه بادیه رفتن به ازنشستن باطل وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم #کنکور #هدف #تهران #عشق
اقا! وقتی تو دنبال ناموس مردم می افتی!!! بدان دیگری دنبال ناموس توراه می افتد تجربه شده است!!!! واقعا چه صادقانه اعتراف کرده ...🤔 پ ن :طرح پخش تجربیات خود با ماژیک درسطح شهر 😂😂😂 #شهر #اعتراف #ناموس
شاید همه ی انسانها این واقعیت تلخ رو بدونند که زندگی روی این کره ی خاکی خیلی کوتاهه حداقل کوتاه تر از اونیه که فکر میکنن البته شایدتوجوونی خیلی براشون مهم نباشه اما همشون پدر بزرگ، مادربزرگ یا یه ادم مسن تو فامیلشون دارن که وقتی به موهای سفیدو قد خمیدشون نگاه میکنن یه لحظه ته دلشون با خودشون بگن که یه زمانی ماهم قراره این دنیا رو با همه ی چیزایی که به دست اوردیم بزاریم و بریم و یا شاید بعضیا مثل من به جای سی سالگی بحران بیست سالگی بگیرن و با خودشون بگن ای داد بیداد ینی بیست سال بعدشم انقدر سریع تموم میشه ینی منم یه روزوقتی میخوام بلند شم دستامو میزارم رو زانوهامو خودمو میکشم بالا ینی فیلما ولباسای زمان ماهم قراره قدیمی بشه ینی منم یه روز وقتی میخوام از خیابون رد شم منتظرم یکی بیاد کمکم کنه !... حالا نگاه ادما به اندک فرصتی که دارن خیلی خیلی فرق میکنه... دیروز وقتی به صورت خیلی ناخواسته تو یه مهمونی شرکت کردم یه خانوم با چهارتا بچه بهم گفت که چه کاریه انقدر خودتو اذییت میکنی قبول شی الان که موقعییت خوبی هم داری ازدواج کن راحت زندگیتو میکنی اصن یه رشته ای برو خودتو راحت کن 🤐! با خودم گفتم همین نگاه ادمهاست که ازشون ادمهای متفاوتی میسازه بعضیا میخوان از این فرصت کوتاه زندگی نهایت استفاده رو بکنن تاشاید این دنیارو جای بهتری کنن برای زندگی یا حداقل یه چیزی بهش اضافه کنند بعد ترکش کنند بعضیا هم میگن حالا که انقدر زود تموم میشه بزار نهایت استفاده رو ازش بکنیم وتا میتونیم نزاریم لذتی ازدست بره البته به نظر من این بین بعضیا هم هستن که اصلا از فکر کردن بهش فرار میکنند و تواین دوگانگی درگیرن وهر چند وقت یک بار وسط عشق وحالشون عذاب وجدان یقشونو میگیره که اهای فرصتت داره تموم میشه ها! و به نظرم این دسته اخر مغبون ترین ادمهای روی زمین اند که ای کاش هیچوقت به دنیا نیان!!! . . . قدروقت ار نشناسد دل وکاری نکند بس خجالت که ازاین حاصل ایام بریم پ ن:خیلی دنبال کتابای دکتر شریعتی بودم اونم فقط به خاطر قلم جذابش منتها گیرم نیومد وحالا تو این کافه پیداش کردم که از حالا به بعد پاتوق منه(فقط به خاطر کتاباش)😁 #شریعتی #کتاب #فرصت #حافظ #زندگی #کوتاه
چاههاي نفت زير پايم هیزم نانم بر پشت چشم به کدامين افق بدوزم؟! در کشوري که سر هر کوچه اش صندوقی برای ياري من است اما در فقر ميسوزم. پ ن:حالا یه عده دغدغشون دستشویی های مجتمع پالادیومه که مردم توش سر پا... اصلا با خبر گزاری فارس نبودم 😏 #فقر #بودجه #نفت #مکارم
این محدثه ای که نشسته رو چمنای خیس پارک و نون وکالباس دستشه نه غذاهای لاکچری رستوران اونور خیابون و عین خیالشم نیست که یه جوش گنده روصورتش زده و کنار مامانش معین گوش میده وژست مردونه گرفته وته دلش میگه که یحتمل سال بعد رو این چمنا با هم دانشگاهیاش شادمهر گوش میده و به خودش قول زنونه میده که سال بعدتو تک تک خیابونای این شهر قدم بزنه و قول میده که ادم روشنفکری بشه وحتی اگه هفتاد سالش شد بازم به اندازه بیست سالگیش از ته دل بخنده این محدثه خیلی فرق کرده با حتی یه ماه پیشش خیلی شجاع تر شده خیلی جسور تر شده وحالا قضاوتای ادمای دور وبرش یا حتی حرفها وکنایه هاشون کمتر براش مهمه این محدثه ی گندمی مو فرفری متولد هفتاد وشیش حالا احساس میکنه خوشبخت ترین دختر دنیاست پ ن:طهرون جان من همینجا علاقمو بهت اعلاااااام میکنم لطفا بزار من دانشگاهت قبول شم باشه؟😍😍😍😍😍😍😍 پ ن:میخواستم یه پست جدا بزارم براش که نشد ولی فعلا اینستا رو حذف میکنم احتمالا تا سال دیگه پیجم سر جاشه ها 😎😎😎😭😭😭😭😭😭😭 مثل همیشه ببخشید که طولانی شد ممنون که میخونید ☺
الان بیست سالمه ولی من هنوز یه جایی تو پنج شیش سالگی متوقف شدم نمیخوام حرف تکراری بزنم شعارهم نمیدم ولی روزای بی دغدغه ی اون سالها به قدری برام شیرینه که هنوز هم دیدن عکسا تمام خاطرات کودکیمو جلوی چشام میاره از حیاط خونه مادرجون و اشپز خونه اونور حیاط از کاکتوسای ترسناک جلو در از دوچرخه ی قدیمی بابا جون (که البته هنوز هم ازش استفاده میکنه 😍همه باهاش خاطره دارن از عموها تا نوه اخریا😆کلاازبین نمیره ) ازهویت مجهول باغ صباغ(یا شایدم سباغ😂 باید بگم که این باغ دقیقا بغل خونه ی مادرجون من واقع شده) من هنوزم کنجکاوم بدونم چه شکلیه از ترفندای عمو وعمه ها برای غذا خوردن ما (به اینصورت که یه جایزه بزرگ هست به اونایی که غذا زیاد میخورن میدن 😒) از بوی اون اتاق کوچیکه که توش پره مدالهای عمو و دفتر خودکارای جذاب بود والبته مخوف وسرد از سوغاتی های مکه ی عمه کوچیکه 😍 از دستبرد به سفره هفت سین عید(علی الخصوص شکلات ها ) از درخت گردویی که روز قطع کردنش برای من جزو تلخ ترین خاطرات کودکی محسوب میشه از اهنگای قدیمی هایده تو ضبط عمه ازاینکه اونجا هر شیطنتی رو بدون تنبیه شدن انجام میدادیم (چون میدونستیم مادرجون پشتمونه 😊 ) ازجکهای بی نمک عمو حسین که ما روده بر میشدیم با شنیدنش (این مورد رو عمو بیشتر درک میکنه 😆) یه معذرت خواهی هم من البته به عمو شعیب بدهکارم چون به جای فوتبال مجبور بود برنامه کودک ببینه. (اختلاف سنی کم با عمو این اذییتارم داره دیگه 😂) از شعرای چرت وپرت که مینوشتم وعمه تشویقم میکرد از اسکیت بازی تو پارک ... از صحبتای انسی خانوم با همسایه ها از تنها همبازیم اونجا (فاطمه درویشی) از نصیحتای باباجون درمورد تقوی وعمل صالح... 😍 وخلاصه خیلی چیزای دیگه که دراین مقال نمیگنجد 😂 مهدی جان ممنون بابت یاداوری... پ ن :ببخشید که طولانی شد پ ن : شاید اینا فقط برای من جالب باشه ولی ممنون ازاینکه خوندید
. انان که خاک را به نظر کیمیا کنند ایا بودکه گوشه چشمی به ماکنند #حافظ #محرم #روضه #چای #عزادار #شعور #شور
میگن سفر غمارو با خودش میشوره میبره 😎😆 سفرهای بی پایان من... #سفر #خانواده #کوتاه #دستجرد #استراحت #درس #کار #زندگی #تلاش #شروع
دارم هی پا به پای نرفتن صبوری میکنم... صبوری میکنم تا تمام کلمات عاقل شوند صبوری میکنم تا ترنم نام تو در ترانه کاملتر شود صبوری میکنم تا مدار، مدارا ،مرگ، تا مرگ خسته از دق الباب نوبتم اهسته زیر لب حرفی سخنی چیزی بگوید مثلا وقت بسیار است ودوباره باز خواهم گشت مرا نمیشناسد مرگ یا کودک است هنوز ویا شاعران ساکتند حالا برو ای مرگ ای برادر ای بیم ساده اشنا تا تو دوباره بازایی من هم دوباره عاشق خواهم شد پ ن:پاییز عزیزم، بهترین فصل خدا، اومدنت مبارک باشه 🍃🍂🍁
تابِ بنفشه می‌دهد طرّه‌ی مُشک‌سای تو پرده‌ی غنچه می‌درد خنده‌ی دل‌گشای تو ای گلِ خوش‌نسیمِ من، بلبلِ خویش را مسوز کز سرِ صدق می‌کند شب، همه‌شب، دعای تو من که ملول گشتمی از نفسِ فرشتگان قال و مقالِ عالمی می‌کشم از برای تو... . . . هرادمی باید خودشو بلد باشه تمام کوچه پس کوچه ها و خیابونای خودشو بشناسه مثلا بدونه وقتی غم عالم هوار شده روسرش و دنیا جلوی چشماش تاریک شده چی کار کنه که حالش بهتر شه خوب من معمولا تو اینجور مواقع حافظ باز میکنم 😍😌شاید خواجه حافظ شیرازی فکرشم نمیکرده که سالها بعد یه دختری انقدرعاشق غزلهاش باشه احتمالا اگه هم دوره ی هم میبودیم خیلی همو دوست داشتیم 😁 پ ن :اخه ابر انقد نزدیک انقد قلمبه ی خوردنی 😍😊
هیچ وقت برای یه سفر یه روزه هر چی تو خونتون هست بارنکنید ببرید 😂😂مخصوصا اگه اونجا قراره از هزارتا پله بالا برید 😬(هنوز مثل پنگوئن راه میرم)حواستون به اب وهوا هم باشه وسط تابستون سویشرت نبرید با خودتون 😅به حرف باباتونم گوش کنید یه پلاستیک تخمه ابلیمویی نبرید اخه زبونتون شبیه اسفالت خیابون میشه بعد تا برگشت هیچی نمیتونید بخورید 😂😂😂 این سفر برای من پر از تجربه های جدید بود شاید بهترینش اشنایی با ادمهایی بود که تا حالا کمتر حسشون کرده بودم با جوونایی اشنا شدم که با وجود تمام دغدغه هایی که برای زندگی ایندشون دارن سعی میکردند شاد باشن و دنبال تخلیه ی احساساتی بودن که شاید جامعه ی متعصب اطرافشون اونرو زشت وبد تلقی میکنه پ ن:از تورلیدر محترم هم معذرت میخام که دیر رسیدم همه جا و کلی معطلشون کردم ولی بازم خوش اخلاق بودن😊ای کاش پیجشونو داشتم وتشکر میکردم ازشون پ ن:ببخشید کپشن طولانی شد همه شو باید میگفتم 😅 پ ن:این جایی که رفتم هم قلعه رودخان هست واقع در شهر گیلان